اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
زمان کنونی: 03-28-2017, 01:48 AM
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: toosimahmood
آخرین ارسال: ketabeghanoon
پاسخ 27
بازدید: 8718

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 4 رأی - میانگین امیتازات : 4.75
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
09-04-2011, 09:46 AM (آخرین ویرایش در این ارسال: 09-10-2011 07:10 AM، توسط toosimahmood.)
ارسال: #1
اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
ایا دیه را کیفری مدانستید یا امر مدنی و حقوقی و صرفا خسارت تلقی میکردید؟ایا حکم برخسارت مازاد بر دیه صادر میکردید ؟و ایا خسارات و هزینه های درمان تا بدست اوردن سلامتی را جدای از دیه میدانستید و یا ان هزینه ها را در دل مبلغ دیه به شمار ماوردید ؟مستلا بیان نمایید بسیاری از پرونده های دادگاه با این امر دست و پنجه نرم میکنند . با تشکر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
09-26-2011, 06:42 PM (آخرین ویرایش در این ارسال: 09-26-2011 06:42 PM، توسط hoghoogh88.)
ارسال: #2
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
به نظر من دیه جنبه کیفری بیشتری دارد چون فقط به عنوان خسارت تلقی نمی شود و فشاری برابر مجازات است که به مجرم تحمیل می شود . در خیلی موارد مجازات ها به دیه تبدیل می شود و این حاکی از این است که دیه علاوه بر اینکه خسارت وارده را تا حدودی جبران می کند فشاری است که قانون و اجتماع به فرد تحمیل می کند.
من شخصا از نظریه ای پیروی می کنم که هزینه های درمان تا بدست آوردن سلامتی را جدای از دیه می داند و دیه صرفا دربرابر صدمه ای است که وارد شده ؛ چطور هنگام قتل می توان خسارت معنوی علاوه بر دیه یا قصاص تقاضا کرد ولی در صورت خسارت و هزینه های درمان نمی توان خسارت های اضافه را دریافت کرد؟
به نظر من دیه جنبه کیفری بیشتری دارد چون فقط به عنوان خسارت تلقی نمی شود و فشاری برابر مجازات است که به مجرم تحمیل می شود . در خیلی موارد مجازات ها به دیه تبدیل می شود و این حاکی از این است که دیه علاوه بر اینکه خسارت وارده را تا حدودی جبران می کند فشاری است که قانون و اجتماع به فرد تحمیل می کند.
من شخصا از نظریه ای پیروی می کنم که هزینه های درمان تا بدست آوردن سلامتی را جدای از دیه می داند و دیه صرفا دربرابر صدمه ای است که وارد شده ؛ چطور هنگام قتل می توان خسارت معنوی علاوه بر دیه یا قصاص تقاضا کرد ولی در صورت خسارت و هزینه های درمان نمی توان خسارت های اضافه را دریافت کرد؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
09-27-2011, 07:31 AM (آخرین ویرایش در این ارسال: 09-27-2011 07:45 AM، توسط abbasakerd.)
ارسال: #3
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
به نظرم جنبه خسارتی به جنبه مجازاتش می چربه
زیرا از عاقله قابل در یافت است کدوم مجازات
از عاقله میتوان بهش اجرا کرد هعمیشه جنبه جبران برای خسارت است
به همین دلیل جنبه خسارتی بیشتر از جنبه کیفریش است


به نظرم درست نیست خسارت مازاد بر دیه
خوب دیه ات بست هست دیگه

گرچه ماده ۱۲ قانون مجازات اسلامی به صراحت دیات را یکی از پنج قسم مجازات ذکرکرده است ودر ماده ۱۵و۲۹۴ وبعضی دیگراز مواد ، ازکلمه جنایت وجانی در مورد شخص عهده دار مسوولیت دیه نام برده است و عنوان و موضوع کتاب چهارم قانون مجازات اسـلامی دیـات و مبـاحث آن می باشد ، اماباید پذیرفت که باتجزیه وتحلیل دیه مشخص می شود که انطباقی با ماهیت مجازات ها ندارد. بطور خلاصه برای مجازاتها خصوصیات و اهدافی در نظر گرفته اند از قبیل : قانونی بودن مجازاتها ، شخصی بودن کیفر ، ترساندن ، سزا دادن و رنج آوری ، بازسازگار کردن ( اصلاح ) ، رسوا کنندگی ، معین بودن ، قطعی بودن مجازات ، اما درمورد دیه بسیاری از این اهداف وخصوصیت ها وجود ندارد ، زیرا بطور مثال در دیه قتل عمد که ولی دم از قصاص گذشت می نماید می تواند بیشتر از دیه مقرر دریافت نماید ، یا دربعضی موارد بجای خود شخص ، عاقله وی دیه را باید پرداخت نماید ، یا اینکه شخص می تواند اعسار خود را اثبات و از پرداخت دیه برای مدت نامشخص رهائی پیدا کنـد ، یـا دربعضـی مـوارد خـود بیـت المال (دولت ) دیه را به صاحب حق پرداخت می نماید، یا اینکه میزان ارش و حکومت از قبل مشخص نیست ویا اینکه هیچ آثاری از رسوا کنندگی و رنج آور بودن در پرداخت دیه وجود ندارد و یا اینکه با وجودیکه اصولاً مهلت پرداخت دیه مشخص می باشد ، درصورتی که محکوم علیه توان پرداخت نداشته باشد به او مهلت مناسب داده می شود ( ماده ۳۰۳ قانون مجازات اسلامی ) .
یکی از حقوقدانان (۱) به مقایسه ضمان ( در حقوق جزای اسلامی ) و مسوولیت کیفری به معنای حقوقی آن پرداخته است مباحث جالبی مطرح کرده است و معتقد است که درحقوق کیفری اسلامی ضمان از مفهومی وسیع تر از مفهوم مسوولیت برخوردار است . موارد زیادی یافت می شود که باتوجه به اصول کلی حاکم برحقوق کیفری و با لحاظ شرایط تحقق مسوولیت درحقوق کیفری اسلامی نمی توان مسوولیت را تحقق یافته دانست وعامل را مسوول تلقی نمود و قائل به تحمیل کیفر بر او شد، با این حال بیشتر فقهاءدراین موارد به تحقق ضمان قائل بوده وعامل را ضامن دانسته اند ، از آن جمله جنایت درحال خواب، شخصی که درعالم خواب ودرعین بی اختیاری ودر غیاب قصد و اراده سبب ورود صدمه ی بدنی یا تلف نفس می شود .
هیچکدام از نظامهای حقوق کیفری مسوول تلقی نمی شود ، معذالک در سیستم حقوق کیفری اسلامی از نظر بیشتر فقها چنین شخصی ضامن است وعهده دار پرداخت دیه ی صدمات و تلفات وارده می باشد . بنابراین ضمان مفهومی اعم از مفهوم مسوولیت کیفری برخوردار است . در حقوق جزای اسلامی درمواردی از جمله درجنایات شبه عمد مسوولیت کیفری جانی یا ضمان کیفری وی یکی است و این دو مفهوم برهم منطبق می گردند ، یعنی جانی از دیدگاه حقوق جزا مورد بازخواست قرار می گیرد . اما پاسخـی که وی باید به این بازخواست بدهد ، پرداخت مال درحق مجنی علیه یا کسان او می باشد ، اما مواردی یافت می شود که شخص از دیدگاه حقوق جزا به معنای واقعی مسوول تلقی نمی شود مع الوصف در قبال آسیب بدنی یا تلف نفسی که مستند به فعل اوست ، عهده دار پرداخت مالی در حق دیگری است .
از سوی دیگر چنانچه مسوولیت را ناشی ازتضییع حقوق خداوند وحقوق عمومی بدانیم وضمان راناشی از تضییع حقوق خصوصی ، و براین باور باشیم که در موارد جنایات این دوجنبه هردو وجود دارد ، دراین صورت موارد اطلاق مسوولیت یا جهت به کارگیری آن با موارد اطلاق و جهات به کارگیری ضمان تفاوت کلی خواهد داشت . نتیجه حاصل از مباحث ایشان ، گرایش به این اعتقاد است که درموارد ثبوت ضمان آنچه که ضامن باید بپردازد ، مجازات به معنای اصطلاحی حقوق جزا نیست ، بلکه صرفاً یک نوع جبران ضرر و زیان خصوصی است . چرا که در بیشتر این موارد شخص ضامن را ازدیدگاه تئوری مسوولیت کیفری درحقوق جزای عمومی نمی توان مسوول تلقی نمود ، اگر مسوولیت کیفری پاسخگویی شخص مرید ومختار در قبال رفتار ناروائی است که درعین اراده و اختیار از او سرزده است ، بی تردیدکودکان و دیوانگان و اشخاص درحال خواب را نمی توان مسوول دانست از سوی دیگر چنانچه می دانیم مجازات فرع بر مسوولیت است وتنها اشخاص مسوول رامی توان به تحمل مجازات های قانونی محکوم نمود . درحقوق جزای اسلامی باوجود تصریح به این مطلب ، اشخاص غیر مسوول یا عاقله آنان درمواردی ضامن تلقی شده وملزم به پرداخت مالی درحق متضرراز اقدامات آنان می شوند . این موارد کیفر به معنای واقعی نیست بلکه نوعی جبران خسارت و ترمیم ضرر و زیان وارد به مجنی علیه یا کسان وی می باشد .
بعضی دیگر ازحقوقدانان قائل به غلبه ی جنبه ی کیفری دیه بوده و آن را به جزای نقدی تشبیه نموده اند و درتعریف دیه می گوید :« دیه ،کیفری است نقدی که درهر یک از سه مورد ذیل از مجرم به نفع مجنی علیه یا قائم مقام قانونی او گرفته می شود :
۱- درصورت تراضی مجنی علیه ( یا قائم مقام قانونی او ) ومجرم که به جای قصاص دیه داده می شود . ۲- درصورتی که رعایت شباهت مجازات با جرم مقدور نباشد .
۳- درمواردی که قانون حکم به دیه کند ».
دکتر ابوالقاسم گرجی که از حقوقدانان بزرگ اسلامی ومجتهد مسلم و سالیان دراز درحقوق اسلامی تحقیق وتدریس نموده است ، درمورد غرامت یا کیفر بودن دیه می نویسد: به نظرمی رسد که دیه را باید از قبیل تادیه خسارت وجبران ضرر و زیان به شمار آورد که جنبهء حقوقی ومالی دارد نه کیفری وجزائی . زیرا علمای فقه برای پاره ای از انواع دیه اصطلاح ارش را بکار برده اند وارش به معنی غرامت وجبران خسارت است ، دیه که در موارد خطا وشبه عمد از جانی اخذ می شود نمی تواند جنبه کیفری داشته باشد زیرا عمل مرتکب اصولاً جرم به معنی اخص و دقیق کلمه نیست ، چرا که در جرم عنصرعدوان و تجاوز ملحوظ ، وقصد آزار دادن و ارتکاب اعمال خلاف شرع وقانون درآن موجود است وقتل وجرمی که درآن مرتکب اصلاً قصد سوئی نداشته وبرخلاف میل باطنیش پدید آمده هرگز نمی تواند از قبیل جرم وجنایت محض به شمار آید .
لذا دراین موارد زیانی که برجسم یا عضو کسی وارد می شود باید از نوع ایجاد زیان وخسارت بر بدن به شمار آید که موجب ضمان حقوقی می شود و درست مانند آن کسی است که مال متعلق به غیر را براثر غلفت تلف کند . اگر شارع درموارد خطا و شبه عمد مقدار دیه را معین کرده ، درحقیقت به تعیین میزان خسارت اقدام کرده است پس بدین ترتیب باید گفت که اگر کسی بدون قصد برجان ویا عضوی از بدن کسی لطمه وارد آورد و او را هلاک یا مجروح نماید باید از عهده خسارات وارده برآید . از آیه ۱۷۸ سوره بقره « فمن عفی له من اخیه شی فاتّباع بالمعروف و اداء الیه باحسان » نیز استنباط می شود که دیه پس از عفو گناه ، مطرح می شود ، زیرا کسی که عفو شد دیگر جرمش از بین می رود ومالی به عنوان دیه می دهد وهرگاه دیه را نوعی کیفر یا جریمه ی مالی به حساب آوریم با عفو منافات خواهد داشت ، چرا که با عفو ، جرم از میان رفته است ، بنابراین دیه جنبه ی جبران خسارت دارد نه مجازات وکیفر .
همچنین در جهت تقویت این نظرکه جنبه خسارت وغرامت بودن دیه بر کیفر و مجازات بودن تغلیب دارد ، می توان به ارث رسیدن دیه ( چون مثل سایر حقوق است ) و پرداخت آن از سوی عاقله ویابیت المال به جای مسوول اصلی ، ونیز پرداخت آن به مجنی علیه یا قائم مقام او ( درحالی که جریمه به خزانه دولت پرداخت می شود ) و ساقط نشدن دیه با فوت جانی اشاره کرد . همچنین می توان به لزوم درخواست دیه از سوی صاحب حق جهت صدور حکم آن توسط دادگاه ، عدم شمول قواعد ، تخفیف ، تعلیق ، تعدد ، مرور زمان و ... بر دیه را نیز با موارد فوق افزود .
آقای دکتر ناصر کاتــوزیــان درمورد ماهیت دیه می نویسد « اگر دیه تنها کیفر جرم بـود ، نمی بایست به زیان دیده پرداخـت شود و او بتواند از دیه بگذرد ومجرم را عفو نماید ، امکان اسقاط ، امتیــازی کــه قــانــون به اشخاص می دهد ، نشانه ی وجود حق است ، حقی که به میراث نیز می رسد ... » ایشان معتقد است که دیه تنها وسیله جبران خسارت نیز نمی باشد زیرا اگر دیه تنها چهره مدنی داشت و ابــزار جبران خسارت بود ، باید قاتل مجازات قصاص را تحمل می کرد وبا دادن دیه نیز ضرر ناشی از کارخود را جبران می ساخت ،
ولی قانونگذار دیه را کفه ی متقابل قصاص ساخته و به شاکی اجازه داده است که یکی از آن دو را انتخاب کند ، ونهایتاً ایشان ماهیتی تلفیقی برای دیه قائل است و اعتقاد دارد : تلاش برای الحاق دیه به یکی از دو ماهیت کیفری و مدنی ، درنظامی ضرروی است که مرز قاطع میان مسوولیت مدنی و کیفری وجود داشته باشد ... در نظام کیفری که بر پایه ی قصاص قراردارد ، مسوولیت مدنی وکیفری آن مرز قاطع درحقوق کیفری را ندارد وبیشترنهادها دو چهره است، هم حقوقی عمومی در آن ملحوظ است وهم جنبه ی کیفری دارد و هم حقوق خصوصی زیاندیده.
به همین جهت نباید باعث شگفتی شود که چرا از روابط همسایگان و رانندگی و تقصیرهای پزشـکی در قـانون مجازات اسلامی سخن گفته شده است و یا کیفر قتل را ولی دم انتخاب می کند . دیه نیز ماهیتی تلفیقی دارد ، نقد دو نظری که به وحدت ماهیت دیه منتهی می شود به خوبی نشان می دهد که دیه هم مجازات است تا مانع ارتکاب قتل و جرح و اتلاف جان و مال دیگران شودو هم به منظور جبران ضرر به شاکی داده می شود . از این ایراد هم نباید هراسید که چگونه ممکن است موجودی دوماهیت جداگانه داشته باشد ، زیرا دیه از امور اعتباری است و وحدت و کثرت ماهیت آن نیز ساخته ی ذهن وقراردادهای اجتماعی است،درواقع دیه براعتبارهای گوناگون ممکن است چهره ی کیفری داشته باشدیامدنی یا هردو . ازطرف دیگر رسیدگی به دیه به شکل کیفری و طبــق اصــول آئین دادرسی کیفری انجام می شود ، درصورت عدم پرداخت دیه ، محکوم علیه بازداشت می گردد ، میزان دیه در بسیاری از موارد ، بر خلاف غرامت ، مشخص شده است ، قوانین به مجازات بودن آن تصریح کرده اند ، دیوانعالی کشور و اداره حقوقی قوه قضائیه بارها به مجازات بودن آن تائید کرده اند .
باتوجه به آنچه که آمدمی توان نتیجه گرفت که دیه دارای ماهیت خاص خوداست که بطور قطع می توان گفت نه مجازات وکیفرمحض است که تمام صفات و قیود وشرایط آنرا داشته باشد و نه غرامت و تاوان مدنی ، بلکه نهادحقوقی خاصی است . زیرا ماهیت قدر مشترک تمام نمونه های همگونه است ، و دیه دربسیاری از موارد نمی توان مجازات به آن اطلاق کرد و ماهیت مجازات را ندارد .
همچنین مسوولیت ناشی از الزام به پرداخت دیه را اگر مجازات محض تلقی نماییم طبق اصول بیمه و بیمه گری ، قاعدتاً قابل بیمه شدن نمی باشد ، زیرا مجازات را نمی توان بیمه نمود ، درحالی که یکی از مهمترین مسائلی که بیمه می شود وبطور روزمره پرداخت می شود دیه می باشد ، بنظر می رسد این هم دلیلی بر داشتن ماهیت خاص با غالب بودن جنبه خسارت وغرامت بودن دیه می باشد .
لهذا در عمل نیز باید این ماهیت را آنطور که هست بپذیریم و عمل نماییم .
آنچه آمد خلاصه ای از نظریات حقوقدانان درباره ماهیت دیه بود که ذکر آن ، ذهن را برای پذیرش مباحث بعدی آماده می نماید .نگرشی بر خسارات مازاد بر دیه
نویسنده: حسام الدین برومند
از جمله مسائل مبتلابه در میان مردم در مسائل حقوقی، بحث پرداخت دیه در صدمات بدنی یا نقص عضو است. اما گاهی مشاهده می شود شخصی که در حادثه یا نزاعی، مصدوم یا مضروب شده است و از شرایط تحقق دیه برخوردار است با مشکلی به نام «خسارات مازاد بر دیه» مواجه است چرا که دیه تعلق گرفته قادر نیست خرج و مخارج معالجات و بیمارستان و خسارات وارده را تأمین کند و شخص مصدوم یا مضروب، علاوه بر تحمل رنج و مشقت باید هزینه های معالجه و درمان را که به مراتب از دیه اخذ شده بیشتر است، خود بپردازد. این مقاله می کوشد تا این موضوع را بررسی کند که آیا امکان مطالبه خسارات مازاد بر دیه هست یا خیر؟ و در صورت امکان چگونه می توان در این خصوص اقدام کرد. مقدمه: براساس ماده 294 قانون مجازات اسلامی دیه مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو، به مجنی علیه یا به ولی یا اولیای دم او داده می شود. درمورد ماهیت دیه بحث های جدی و دامنه داری میان علمای حقوق و صاحبنظران مطرح بوده و هست؛ بنابراین دیدگاه های مختلفی ارائه شده است. عده ای از صاحبنظران معتقدند: دیه، مجازات است و برای استحکام دیدگاه خود به بعضی از مواد قانونی مانند مواد 12، 259و 299 قانون مجازات اسلامی استناد می کنند. در مقابل عده ای دیگر از صاحبنظران قائل بر این هستند که ماهیت دیه، جبران خسارت است و دراین جهت به مواردی چون به ارث رسیدن دیه، پرداخت آن از سوی عاقله و یا بیت المال، پرداخت دیه درصورت درخواست مجنی علیه یا قائم مقام او و موادی از قانون مجازات اسلامی همچون مادتین 15 و 294 استناد می کنند. اما دیدگاه سومی نیز وجود دارد: در این دیدگاه ماهیتی تلفیقی برای دیه قائل است چون معتقد است نمی توان به طور مطلق دیه را مجازات و یا جبران خسارت دانست؛ بنابراین دیه هم مجازات است تا مانع ارتکاب قتل و جرح و ضرب شود و هم به منظور جبران ضرر به شاکی زیان دیده داده می شود. مطالبه خسارات مازاد بر دیه
فارغ از ماهیت دیه، مجنی علیه یا ولی یا اولیای دم او بدون ارائه دادخواست می توانند مطالبه دیه کنند اما بحث اصلی در این وجیزه این است که آیا می توان جانی را بابت هزینه های دارو، درمان و به طورکلی معالجات و حتی خسارات از کارافتادگی و نظایر آن به مبلغی بیش از دیه شرعی محکوم کرد یا خیر؟ و به تعبیر دیگر خسارات مازاد بر دیه قابل مطالبه است یا خیر؟ درخصوص مطالبه خسارات مازاد بر دیه باید گفت با نگاهی به مواد قانونی، نظرات صاحبنظران، آرای اصراری و وحدت رویه هیئت عمومی دیوان عالی کشور، نظرات اداره حقوقی قوه قضاییه ونظرات مشورتی قضات به دست می آید که دو نوع برداشت کلی در این زمینه وجود دارد: برداشت اول این است که مطالبه خسارات مازاد بر دیه مثل هزینه های دارو و درمان، ضرر و زیان ناشی از آن و یا خسارات ازکارافتادگی جایز نیست دراین برداشت، آرا و نظرات قضایی ذیل قابل توجه و تأمل است: 1-رأی اصراری هیئت عمومی دیوان عالی کشور شماره 110-1368.9.21 اشعار می دارد: «درخصوص مطالبه ضرر و زیان ناشی از جرم، باتوجه به اینکه در جرایمی که مستلزم پرداخت دیه است شرعاً جز دیه خسارت دیگری نمی توان مطالبه کرد... بنابراین حکم به پرداخت خسارت علاوه بر دیه وجه قانونی ندارد...» 2-رأی اصراری هیئت عمومی دیوان عالی کشور شماره 16-1369.5.2 نیز بیان داشته است: «دادگاه کیفری یک درمورد قطع نخاع که منتهی به از کارافتادن پاها شده است و همچنین برای هریک از صدمات دیگر بر وفق قانون دیات حکم به پرداخت چند دیه صادر کرده است بنابراین در مورد ازکارافتادن پاها که بر اثر قطع نخاع بوده است مطالبه ضرر و زیان دیگری علاوه بر دیه، فاقد مجوز قانونی است.» 3-همچنین رأی وحدت رویه هیئت عمومی دیوان عالی کشور شماره 619-76.9.28 اظهار داشته است: «مستفاد از ماده 637 قانون مجازات اسلامی ارش اختصاص به مواردی دارد که در قانون برای صدمات وارده به اعضای بدن، دیه تعیین نشده باشد، در ماده 442 قانون مزبور برای شکستگی استخوان اعم از آنکه بهبودی کامل یافته و یا عیب و نقص در آن باقی بماند، دیه معین شده است که حسب مورد همان مقدار دیه باید پرداخت گردد، تعیین مبلغ مازاد بر دیه با ماده مرقوم مغایرت دارد.» 4-اداره حقوقی قوه قضاییه نیز درنظر شماره 7.3376- 1362.8.23 بیان داشته است: «درصورتی که متهم قصاص شود یا حکم به پرداخت دیه صادر گردد، دیگر مطالبه ضرر و زیان ناشی از جرم مورد نخواهد داشت مواردی که ضرر و زیان مورد مطالبه مربوط به نفس یا عضو نباشد مطالبه آن بلااشکال است.» 5- برخی از قضات نیز درنظر مشورتی خود در زمینه ضرر و زیان هزینه های درمانی زائد بر دیه، قائل بر این شده اند که:«در مورد صدمات بدنی غیرعمدی غیر از دیه، چیز دیگری به مصدوم تعلق نمی گیرد و صدور حکم زاید بر دیه ولو به میزان هزینه های درمانی متعارف خلاف موازین فقهی است». برداشت دوم
برداشت دوم برخلاف برداشت اول، این است که مطالبه خسارات مازاد بر دیه جایز است. آرا و نظرات قضایی ذیل موید این برداشت است. 1- رای اصراری هیئت عمومی دیوان عالی کشور شماره 6-1375.4.5 بر خلاف آرای اصراری 110 و 16- که دربرداشت اول ذکر شد- خسارت و ضرر و زیان مازاد بر دیه را قابل مطالبه دانسته و بیان داشته است: «نظر به اینکه از احکام مربوط به دیات و فحوای مواد قانون راجع به دیات نفی جبران سایر خسارات وارده به مجنی علیه استنباط نمی شود و با عنایت به اینکه منظور از خسارت و ضرر و زیان وارده، همان خسارت و ضرر و زیان متداول عرفی است لذا مستفاد از مواد 3 و 2 و 1 قانون مسئولیت مدنی و با التفات به قاعده کلی لاضرر و همچنین قاعده تسبیب واتلاف، لزوم جبران این گونه خسارات بلااشکال است». 2- اداره حقوقی قوه قضاییه نیز در نظریه شماره 7.9792- 1379.9.29 برخلاف نظریه خود در شماره 7.3376-62.8.23 خسارات مازاد بر دیه را جایز دانسته است. در این نظریه اخیر آمده است: «با توجه به قواعد لاضرر و نفی حرج و قاعده تسبیب، چنانچه محرز شود که در اثر عمل جانی، خسارتی بیش از دیه یا ارش بر مجنی علیه وارد شده است من جمله مخارج معالجه و مداوا، مطالبه آن از جانی که مسبب ورود خسارت بوده است منع شرعی ندارد و ماده 12 قانون اصلاح قوانین و مقررات استاندارد و تحقیقات صنعتی مصوب 1371.11.25 نیز موید این نظریه است». 3- در نظر مشورتی اکثریت قضات در پاسخ به این سوال که آیا ضرر و زیان هزینه های درمانی زائد بر دیه قابل مطالبه است یا خیر؟ آمده است:«در صورتی که دیه مورد حکم کفاف هزینه های درمان مصدوم را نکند دادگاه مکلف است در صورت تقاضای مدعی خصوصی حکم ضرر و زیان او را صادر کند ولو اینکه زائد بر دیه باشد». در این نظریه به آیه شریفه«و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل» و نیز قاعده «لاضرر و لاضرار» و «بنای عقلامبنی بر قبح ظلم» استناد شده است. نتیجه بحث
مآلاً در خصوص بحث خسارات مازاد بر دیه که از جمله مصادیق آن می توان به ضرر و زیان ناشی از آن، هزینه دارو و درمان و معالجات و خسارات از کار افتادگی اشاره کرد باید گفت هر چند همانطور که توضیح داده شد براساس رای وحدت رویه هیئت عمومی دیوان عالی کشور و برخی آرای اصراری هیئت عمومی دیوان عالی و نظرات اداره حقوقی قوه قضاییه و یا نظر مشورتی پاره ای از قضات عدم جواز خسارات مازاد بر دیه برداشت و استنباط می شود اما با کمی تأمل مشاهده می شود که اولارأی وحدت رویه مارالذکر (شماره 619) تأکید دارد بر این که چون طبق ماده 637 قانون مجازات اسلامی «ارش» برای مواردی است که دیه تعیین نشده است و از طرف دیگر براساس ماده 442 قانون مزبور برای شکستگی استخوان چه در حالتی که بهبودی کامل پیدا می کند و چه در حالت عیب و نقص، دیه تعیین شده است؛ لذا در این حالت تعیین مبلغ مازاد بر دیه با ماده 442 قانون مجازات اسلامی مغایرت دارد؛ بنابراین در این رأی وحدت رویه بحثی پیرامون خسارات مازاد بر دیه نیست بلکه می خواهد بگوید در این حالت علاوه بر دیه، ارش تعیین نشود. ثانیا آن آرای اصراری هیئت عمومی دیوان عالی کشور و نظرات اداره حقوقی و نظرات پاره ای از قضات که خسارات مازاد بر دیه را جایز ندانسته اند، بدون ارائه ادله و استنادات حقوقی و قضایی و فارغ از چرایی موضوع تعبدا مقطوعیت دیه را دال بر عدم جواز خسارات مازاد بر آن قلمداد کرده اند و صرفا با عبارت دستوری «مطالبه ضرر و زیان و خسارات مازاد بر دیه فاقد مجوز قانونی یا موازین فقهی است» و نظایر آن حکم بر عدم جواز را صادر کرده اند. لیکن در مقابل مشاهده می شود که آرا و نظراتی که خسارات مازاد بر دیه را جایز دانسته اند بر دلایلی همچون آیه شریفه «اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل»، «قاعده لاضرر و لاضرار»، «قاعده تسبیب و اتلاف»، «مبنای عقلامبنی بر قبح ظلم» و موادی از قانون مسئولیت مدنی به صحیح پافشاری نموده اند؛ به خصوص آن که طبق قانون مسئولیت مدنی هرگونه ضرر اعم از مادی و معنوی مسئولیت آور بوده و واردکننده آن موظف به جبران می باشد و خساراتی همچون هزینه معالجه، خسارت از کارافتادگی، افزایش مخارج زندگی و حتی خسارت معنوی قابل مطالبه است. لذا براساس استناد به این دلایل حکم بر جواز مطالبه خسارات مازاد بر دیه را صادر کرده اند. بنابراین خسارات مازاد بر دیه قابل مطالبه است البته توجه به دو نکته نیز لازم و ضروری است. اول آنکه اثبات میزان خسارات مازاد بر دیه باید اثبات شود، دوم آنکه دادگاه مکلف است در صورت اثبات میزان خسارات مازاد بر دیه بنابر تقاضای مدعی خصوصی حکم خسارات مازاد بر دیه را صادر کند، در مواردی هم که دادگاه عمومی کیفری در این خصوص حکمی صادر نکند خواهان می تواند برای مطالبه مازاد بر دیه با تسلیم دادخواست به دادگاه حقوقی مراجعه کند و ادعای اعتبار امر مختومه به واسطه رسیدگی آن دعوا در دادگاه کیفری صحیح نیست چرا که در دادگاه کیفری صرفا برای مطالبه دیه حکم صادر شده است نه مازاد بر آن.پرسش اصلی این است که آیا این گونه خسارت‌ها قابلیت مطالبه دارند یا نه؟
برای روشن‌ترشدن بحث لازم است در ابتدا به نمونه‌های عینی زیر توجه شود:
مثال اول: کارگر ماهر مکانیکی حین انجام کار به دلیل قصور کارفرما در رعایت اصول و ضوابط کار دچار حادثه و یک یا هر دو دست مشارالیه از ناحیه مچ، قطع می‌شود.
پس از اخذ دیه از کارفرما، با فرض این که هزینه درمان وی بیش از دیه مورد حکم باشد، آیا می‌تواند این هزینه‌ها را جداگانه مطالبه کند؟ آیا وی می‌تواندبا تقدیم دادخواست خسارت ایام بیکاری خود یا به عبارت دیگر تقویت قوای کاری را مطالبه کند؟
مثال دوم: صنعتگری از سوی ضاربان عمداً‌ مورد آسیب قرارگرفته و هر دو دست خود را از دست می‌دهد. در نتیجه فاقد قوای کار می‌شود. آیا این فرد می‌تواند به نحو مذکور مطالبه ضرر و زیان کند یا خیر؟
فروض مزبور و صدها مثال شبیه به آنها ممکن است ذهن افراد را مشغول کند که آیا فقه شیعه یا حقوق ایران پاسخی برای این پرسش‌ها دارد یا نه؟
آنچه مسلم است اینکه موضوع بحث اختلافی است. عده ای عقیده دارند هرچه هست، همان دیه است و شارع مقدس به جز دیه چیزی پیش‌بینی نکرده و به این ترتیب به پرسش‌های مطرح شده پاسخ منفی می‌دهند،‌اما نظر مخالفی نیز وجود دارد که برای بررسی بهتر آن ابتدا لازم است تعریف دیه و ماهیت حقوقی آن روشن شود:
امام خمینی (ره) در تحریرالوسیله می‌فرماید: «دیه مالی است که به جنایت برحردر نفس یا پایین‌تر از آن واجب شود. چه مقدر باشد یا نباشد. چه بسا غیر مقدر به ارش و حکومت و مقدر به دیه نامیده می‌شود.»
قانونگذار در ماده 15 قانون مجازات اسلامی نیز اشعار می‌دارد: «دیه مالی است که از سوی شارع برای جنایت تعیین شده است.» در باب ماهیت حقوقی دیه نیز اختلاف نظر است. عده‌ای عقیده برمجازات بودن آن دارند و در این راستا به ماده 12 قانون مجازات اسلامی استناد کرده و معتقدند که قانونگذار آن را در ردیف مجازات‌ها آورده است. در پاسخ می‌توان گفت که هر چند قانونگذار دیه را در ماده 12 قانون مذکور در ردیف مجازات‌ها بیان کرده؛ اما توجه به مواد بعدی قانون مجازات نبودن آن را تشدید می کند.
از جمله ماده 294 اشعار می‌دارد: «دیه مالی است که به سبب جنایت به نفس یا عضو به مجنی علیه یا به ولی یا اولیای دم داده می‌شود.» اگر دیه مجازات بود، نباید به اولیای دم پرداخت می‌شد و مانند جزای نقدی باید به حساب درآمد عمومی واریز شود. نکته دیگر این که مجازات با فوت محکوم علیه زایل می‌شود. در حالی که با فوت جانی دیه از اموال وی پرداخت می‌شود. به علاوه این که مجازات‌ها جنبه شخصی دارند. در حالی که درباب دیات در مواردی عاقله محکوم و ملزم به پرداخت دیه می‌شود. از سوی دیگر مواد 330 و 331 قانون مجازات اسلامی دیه را برای جبران خسارت فرض کرده است. بنابراین با توجه به مراتب مزبور به نظر می‌رسد دیه برای جبران خسارت وضع شده است. پس از تعیین ماهیت حققی دیه این پرسش اساسی به ذهن متبادر می‌شود که اگر شارع مقدس، دیه را برای جبران خسارت وارد شده به مجنی علیه تشریع نموده، چرا تمامی خسارت جبران نگردد؟
نگارنده برخود لازم می‌داند برای روشن‌تر شدن موضوع بحث،‌مطالبی را درباره مسوولیت مدنی بیان کند. از نظر مسوولیت مدنی باید دانست که شرایط دعوی خسارت چیست؟ یا به عبارت دیگر ارکان مسوولیت کدام است؟ برای تحقق مسوولیت وجود سه عنصر ضرورت دارد: وجود ضرر،‌فعل زیانبار و رابط علیت مستقیم میان فعل زیانبار.
مؤلف: عباس منصوری جاجایی

۰ منبع پیشین نویسنده: غلامعلی درویشی. کارشناس ارشد حقوق دیه در لغت به معنی پرداخت خونبها می باشد . بمعنای عقل هم آمده چرا که با پرداخت آن نزاع و اختلاف بین طرفین کنار گذاشته می شود. اصولاَ در جنایات غیر عمدی وارد بر جسم و جان انسان به او داده می شود. در مورد جنایات عمدی نیز بعضاَ با شرایطی دیه پرداخت می شود. در همین راستا، از جمله مسایلی که در حقوق ایران وجود دارد اینست که دیه چه جایگاهی دارد ؟ آیا دیه واقعاَ به مانند حدود و قصاص که در ماده 12 ق.م.ا بعنوان مجازاتهای اصلی که آمده است مجازات و کیفر قانونی است یا اگر چه در ق.م.ا در زمره مجازات آمده است ولی جنبه جبران خسارت دارد و ماهیت آن دین می باشد ؟ ق.م.ا بدون اینکه صراحتاَ به این موضوع اشاره کند احکام مخصوص دیه را برای محاکم معین ساخت . ولی در این باره در بین حقوقدانان، فقها و قضات اختلاف نظر است و مردد بین یکی از دو امر فوق میباشد. در این مقاله نظر حقوقدانان و فقها را در دو بخش پی گیری کرده و ماهیت حقوقی آنرا تبیین می کنیم : بخش اول : نظر گروه اول که معتقدند دیه جنبه جبران خسارت دارد و ماهیت آن دین می باشد . بخش دوم : نظر گروهی که معتقدند . دیه جنبه مجازات دارد و از جمله کیفرهای قانونی است . تشریع بخش اول : بنا بر نظرات و استدلال های این افراد که مختصراَ در ذیل می آید دیه امری حقوقی است و جنبه جبران خسارت دارد : 1- دیه در هر موردی خاص افزایش و کاهش می یابد اگر چه مقدارش معین است ولی در هر موردی ممکن است با مورد دیگر متفاوت باشد در حالیکه میزان مجازات متغیر نیست . 2- دیه قابل عفو و اسقاط از جانب اولیای دم یا مجنی علیه است اما مجازات جنبه عمومی آن غلبه دارد و قابل عفو و اسقاط توسط مجنی علیه نیست مجازات جزو قواعد امری و نظم عمومی است و در واقع مجازات را حکم و دیه را حق می دانند . 3- پرداخت دیه از جانب عاقله دلیل بر مجازات نبودن آن دارد . 4- به آرای صادره از دیرانعالی کشور استناد می کنند . مثلاَ در یک رأی اصراری طرح دعوای زاید بر دیه یا طرح دعوای ضرر و زیان ناشی از جرم بعنوان دیگری غیر از دیه فاقد وجاهت قانونی داشته شده است . ظاهر این رأی حاکی از دین بودن دیه دارد. یا به رأی وحد ت رویه استناد می کنند. «اینکه با توجه به ماده 12 قانون آیین دادرسی کیفری،دادگاه همین که متهم را مجرم تشخیص دهد مکلف است ضمن صدور حکم محکومیت کیفری، حکم ضرر و زیان مدعی خصوصی را صادر نماید . و با عنایت به اینکه به موجب ماده 6 همین قانونی که با فوت متهم ، قرار موقوفی تعقیب کیفری صادر می شود درصورتیکه در اثر تصادم در وسیله نقلیه موتوری رانندگان آنها فوت شوند مجازاتهای شخصی موقوف و ساقط می شود و در این فرض تعقیب کیفری موقوف می شود. رسیدگی به دعوای اولیای دم یکی از راننده ها علیه ورثه راننده دیگر از آن جهت که جنبه مالی دارد در صلاحیت دادگاههای حقوقی است » . میتوان به غالب بودن جنبه جبران خسارت و مالی بودن دیه استناد کرد. (رای وحدت رویه شماره 563 – 28/3/70 هیئت عمومی دیوان عالی کشور ) . همینطور می توان به نظریه مشورتی 6749/7 – 16/11/72 که مقرر میدارد که دیه با مرگ مجرم ساقط نمی‌گردد اشاره کرد . 5- به احادیث استناد می کنند . ( ابولقاسم گرجی – دیات ص 51-52 آیات الله ناصر مکارم شیرازی – ماهیت حقوق دیات – ص 191 ) 6- این گروه همچنین به مواد قانونی 295 ، 336 ، 337 ، 312 ، 313 ق.م.ا استناد می کنند. بطور مثال ، به چند ماده که آنها استناد می کنند اشاره می کنیم : ماده 312 ق.م.ا : هرگاه جانی دارای عاقله نباشد یا عاقله او نتواند دیه را بپردازد درمدت سه سال ، دیه از بیت المال پرداخت می شود. از آنجائیکه مسئول اصلی پرداخت دیه و بدهکار اصلی جانی است مسئولیت عاقله را باید در این ماده حکم تکلیفی بدانیم و چون جنبه مجازات ندارد عاقله از سوی مدیون ، مسئول پرداخت می شود . ماده 313 ق.م.ا : « دیه عمد و شبه عمد برعهده جانی است لکن اگر فرار کند از مال اوگرفته میشود و اگرمال نداشته باشد از بستگان نزدیک او با رعایت الاقرب فالاقرب گرفته می شود… » در اینجا هم اگر مجازات بدانیم باید بعد از فرار ، منتظر ماند تا اینکه فرد را دستگیر بکنیم ومجازات را اعمال کنیم. در حالی که قانون چیز دیگری را گفته و آن را دین فرض کرده است . بخش دوم : در بخش دوم نظر گروهی که معتقدند دیه جنبه مجازات دارد و از جمله کیفرهای قانونی است بررسی می شود. لذا به اختصار دلایل آنها در چند مورد گنجانده و ذیلاَ آورده می شود : 1- دیه در اسلام کیفر اصلی جنایت شبه عمد و خطایی است و اجتهاد در برابر نص نمی توان کرد. (عوض احمد ادریس – دیه – ترجمه علیرضا فیض ج 1 ، س 720 ، ص 338) 2- در جرائم عمدی از این جهت که مسئول پرداخت دیه قاتل است کیفر است و در جرائم خطائی محض چون عاقله عهده دار آن است جبران خسارت است لذا قانونگذار به تناسب جرم واقع شده، ماهیت آن را بیان میکند. (کاتوزیان، ماهیت و قلمرو دیه، زیان ناشی از جرم، مجله کانون وکلا، دوره جدید شماره 6 و7 ص 286) 3- درعین حال که با فوت محکوم علیه ساقط نمی شود دین است جنبه مجازات بودن خود را هم دارد. (ایرج گلدوزیان، بایسته‌های حقوق جزای عمومی – ص 326). 4- استناد به نظریات اداره حقوقی و مشورتی: نظریات شماره (7293/7-4/11/73،318/7-29/2/64…) در نظریه شماره 2998/7-11/8/62 آمده است که: مطابق مادتین 12 و 15 ق.م.ا دیه مجازات است. مطالبه هزینه دادرسی در رابطه با مطالبه دیه جایز نمی باشد و نیاز به دادخواست نیست. 5- اصل بر کیفر بودن دیه است مگر در موارد خاصی من جمله 306 ق.م.ا که دیه در این موارد فاقد جنبه جزائی است به کیفر نبودنش اشاره شود. (نظریه شماره 7293/7-4/11/73) 6- در ادامه هم به مواد قانونی استناد می کنند و ادله خود را مستحکم می کنند. ( مثل مواد 12،299، 303، 304،305 ق.م.ا او ماده 232 ق.آ.د.ک) (هوشنگ شامبیاتی ح جزای عمومی ج 2 – ص 329 ــ رضا نوربها – زمینه حقوق جزای عمومی، چاپ 1369، ص 316) برای نمونه : مادة 12 ق.م.ا در بیان اقسام مجازاتهای اصلی دیه را هم آورده است.یا در ماده 303 قاتل در شبه عمد که مسئول پرداخت دیه خودش می باشد می تواند تقاضای مهلت مناسب را از دادگاه بکند. یا ماده 232 آ.د.ک: که آرای صادره از محاکم عمومی وانقلاب (امروزه دادگاه کیفری) اگر کیفری باشند قطعی هستند مگر در موارد ذیل: الف ، ب، ج . و .د: جرائمی که طبق قانون مستلزم پرداخت دیه بیش از خمس دیه کامل است. طبق این ماده دیه کیفر است که قابل تجدید نظر بودن یا نبودنش در این قانون آمده است و گرنه می بایست در قانون آیین دادرسی مدنی گنجانده می شد. 7- در نهایت هم به قابل تغلیظ بودن دیه اشاره می کنند. اعتقاد آنها اینست که مجازات قابل تغلیظ است. دیه هم طبق قانون ماده 299 تغلیظ شد پس دیه مجازات است. در پایان بحث باید گفت: که نظریه غالب اینست که دیه ماهیتی دوگانه دارد یعنی هم مجازات است هم جبران خسارت- ولی نظری که با واقعیات حقوقی و اصولی جامعه سازگارتر است دین بودن آن می باشد.

http://ghazaei.loxblog.com/
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
09-27-2011, 11:28 AM
ارسال: #4
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
به نظر بنده ماهیت دیه نه خسارت است و نه کیفر بلکه عوضی است که برای تفویت محل قصاص داده می شود بنابراین از سنخ خسارت صرف نیست.اما حتی اگر آن را خسارتیاکیفر بدانیم هیچ گونه مانع عقلایی برای مطالبه خسارت مازاد بر آن تحت عنوان هزینه درمانی وجودندارد.در واقع دیه مبلغی است که قانون گذار برای زوال بخشی از بدن انسان اعم ازمادی یا معنوی مقرر کرده است.و این مبلغ مانع نمی شود که جانی مسئول خسارات وارده به مجنی علیه به علت تسبیب نباشد.اگر دیه را خسارت بدانیم مسلما خسارت ناشی از اتلاف است و خسارت ناشی از اتلاف یک مقوله است و خسارت ناشی ازتسبیب از مقوله دیگر و اگر دیه از سنخ کیفر باشد باز قانونا منعی برای دریافت خسارت ناشی از بزه وجود ندارد.
به نظر ما اینبحث با آرای صادره تقریبا بسته شده است.
اما سوال جدی تری قابل طرح است و آن این استکه اگر زوال و نقصان یک عضو موجب بروز خسارتی شود که این خسارت در تمام طول عمر فرد مستمر باشد و مبلغ آن بیش ازدیه عضو باشد.در این جا نیز به نظر می رسد تسبیب فوق الذکر در این جا موجود باشد و فرد ضامن منافع ممکن الحصول قطعی آینده باشد
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
09-27-2011, 12:20 PM
ارسال: #5
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
دیه حکما مجازات هستش و ماهیتا جبران خسارت در مورد هزینه های مازاد بر دیه هم به مقاله ای که در همین مورد در انجمن هستش مراجعه کنین.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
09-28-2011, 08:56 AM
ارسال: #6
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
(09-04-2011 09:46 AM)toosimahmood نوشته شده توسط:  ایا دیه را کیفری مدانستید یا امر مدنی و حقوقی و صرفا خسارت تلقی میکردید؟ایا حکم برخسارت مازاد بر دیه صادر میکردید ؟و ایا خسارات و هزینه های درمان تا بدست اوردن سلامتی را جدای از دیه میدانستید و یا ان هزینه ها را در دل مبلغ دیه به شمار ماوردید ؟مستلا بیان نمایید بسیاری از پرونده های دادگاه با این امر دست و پنجه نرم میکنند . با تشکر

با سلام ط
طبق راز وحدت رویه 54/118/1364 دیه کیفر مستقل است و مواد 1 و 2 قانون مسئولیت مدنی ،هزینه های درمان جدای از دیه باید محاسبه گردد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
09-29-2011, 02:00 PM
ارسال: #7
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
با سلام دیه رامستقلا" باید جدای عمد یا غیر عمد بودنش ماهیتا"فقط صرف جبران خسارت دانست ولذا با توجه به اصل قاعده لاضرر نمی بایستی توجیهی در ضرر رسانیدن به شخص مسلمانی وجود داشته باشد لذا بادر نظر گرفتن مفهوم موافق این اصل بایستی در جبران خسارت وارد شده به مسلمان نیز برامد حتی عندالزوم با حکم بر مازاد بر دیه در صورت نیاز. بنابراین دیه مطلقا"و صرفا امری است مدنی و فقط در صورت عمد جنبه کیفری پیدا میکند اما هزینه های درمان در صورتی که عضو معیوب یا از بین برود دیه فقط مشتمل بر عضو اسیب دیده است وهزینه های جانبی امری علی الحاده دارد ولی اگرعضو قابل درمان بوده بصورتی که کاملا"سالم گردد هزینه درمان نیز در دل دیه قرار گرفته وقابل تفکیک نیست
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
10-05-2011, 09:38 AM
ارسال: #8
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
[quote='jalali' pid='3557' dateline='1317113424']
دیه حکما مجازات هستش و ماهیتا جبران خسارت در مورد هزینه های مازاد بر دیه هم به مقاله ای که در همین مورد در انجمن هستش مراجعه کنین.
[/quoteحکما مجازات و ماهیتا خسارت چه صیغه ای هست ؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
11-01-2011, 09:23 PM
ارسال: #9
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
[/size][size=large][b]
(09-26-2011 06:42 PM)hoghoogh88 نوشته شده توسط:  به نظر من دیه جنبه کیفری بیشتری دارد چون فقط به عنوان خسارت تلقی نمی شود و فشاری برابر مجازات است که به مجرم تحمیل می شود . در خیلی موارد مجازات ها به دیه تبدیل می شود و این حاکی از این است که دیه علاوه بر اینکه خسارت وارده را تا حدودی جبران می کند فشاری است که قانون و اجتماع به فرد تحمیل می کند.
من شخصا از نظریه ای پیروی می کنم که هزینه های درمان تا بدست آوردن سلامتی را جدای از دیه می داند و دیه صرفا دربرابر صدمه ای است که وارد شده ؛ چطور هنگام قتل می توان خسارت معنوی علاوه بر دیه یا قصاص تقاضا کرد ولی در صورت خسارت و هزینه های درمان نمی توان خسارت های اضافه را دریافت کرد؟
به نظر من دیه جنبه کیفری بیشتری دارد چون فقط به عنوان خسارت تلقی نمی شود و فشاری برابر مجازات است که به مجرم تحمیل می شود . در خیلی موارد مجازات ها به دیه تبدیل می شود و این حاکی از این است که دیه علاوه بر اینکه خسارت وارده را تا حدودی جبران می کند فشاری است که قانون و اجتماع به فرد تحمیل می کند.
من شخصا از نظریه ای پیروی می کنم که هزینه های درمان تا بدست آوردن سلامتی را جدای از دیه می داند و دیه صرفا دربرابر صدمه ای است که وارد شده ؛ چطور هنگام قتل می توان خسارت معنوی علاوه بر دیه یا قصاص تقاضا کرد ولی در صورت خسارت و هزینه های درمان نمی توان خسارت های اضافه را دریافت کرد؟
[/b]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
12-17-2011, 10:25 AM
ارسال: #10
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
(11-01-2011 09:23 PM)عبادالله نوشته شده توسط:  [/size][size=large][b]
(09-26-2011 06:42 PM)hoghoogh88 نوشته شده توسط:  به نظر من دیه جنبه کیفری بیشتری دارد چون فقط به عنوان خسارت تلقی نمی شود و فشاری برابر مجازات است که به مجرم تحمیل می شود . در خیلی موارد مجازات ها به دیه تبدیل می شود و این حاکی از این است که دیه علاوه بر اینکه خسارت وارده را تا حدودی جبران می کند فشاری است که قانون و اجتماع به فرد تحمیل می کند.
من شخصا از نظریه ای پیروی می کنم که هزینه های درمان تا بدست آوردن سلامتی را جدای از دیه می داند و دیه صرفا دربرابر صدمه ای است که وارد شده ؛ چطور هنگام قتل می توان خسارت معنوی علاوه بر دیه یا قصاص تقاضا کرد ولی در صورت خسارت و هزینه های درمان نمی توان خسارت های اضافه را دریافت کرد؟
به نظر من دیه جنبه کیفری بیشتری دارد چون فقط به عنوان خسارت تلقی نمی شود و فشاری برابر مجازات است که به مجرم تحمیل می شود . در خیلی موارد مجازات ها به دیه تبدیل می شود و این حاکی از این است که دیه علاوه بر اینکه خسارت وارده را تا حدودی جبران می کند فشاری است که قانون و اجتماع به فرد تحمیل می کند.
من شخصا از نظریه ای پیروی می کنم که هزینه های درمان تا بدست آوردن سلامتی را جدای از دیه می داند و دیه صرفا دربرابر صدمه ای است که وارد شده ؛ چطور هنگام قتل می توان خسارت معنوی علاوه بر دیه یا قصاص تقاضا کرد ولی در صورت خسارت و هزینه های درمان نمی توان خسارت های اضافه را دریافت کرد؟
[/b]
دوستانی که میفرمایند دیه مقطوع هست و مازاد بر ان مقابل مطالبه نیست .من از شما میپرسم که دیه چه زمانی به وجود میاد ایا غیر از این است گه به محض ایراد ضرب و جراحت بر بدن دیه واقع شده و مجروح طلبکار است /پس دیه به محض ایراد صدمه به وجو د میاد و سایر هزینه ها خسارات دیگر غیر از دیه است و و اگه قرار باشه جبران نشه ایراد ضرر تسبیبا بدون جبران خواهد ماند که این امر خلاف قانون است .نکته دیگر اینکه اگه بگیم کما اینکه یکی از دوستان فرمودند دیه در موارد عمدی کیفر است و در غیر موارد عمدی حقوقی و مدنی است نظریه منطقی است کما اینکه در حقوق ما طرفدارانی هم دارد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
12-24-2011, 10:40 AM
ارسال: #11
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
با سلام

البته که بین حقوقدانان در این مورد اختلاف است,اما در این مقال نظر من این است که دیه را بر حسب نوع جرم باید دارای ماهیتی متفاوت تلقی کرد.

در جرایم عمدی(ماده 206 و بندج ماده295 ق . م ا ) به علت وجود قصد مجرمانه ماهیت کیفری مناسب تر است.
در جرایم غیر عمدی (شبه عمد"بند ب ماده295" و خطای محض"بند الف ماده 295")به سبب فقدان قصد مجرمانه و ورود خسارت بر نفس مجنی علیه و لزوم جبران ضرر یا آسیب های روحی و روانی وارد بر مجنی علیه و بازماندگان می توان این تعیین شرعی را نوعی جبران خسارت دانست.

برای دیه چون شارع مقدس تعیین میزان کرده است جز با تراضی مجنی علیه یا وراث او و جانی نمی توان کمتر یا بیشتر از میزان مقرر برای آسیب وارده مبلغی تعیین کرد.

در مورد هزینه های درمان نظر من این است که باید جدای از دیه باشد.چه بسا آسیب هایی که هزینه درمان آن بیش از مقدار دیه تعیین شده است و دیگر چیزی به عنوان جبران خسارت روحی و روانی و حتی جسمی باقی نمی ماند.



خدا در بندگان آن را گزیند
که در راه خدا خود را نبیند
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
01-11-2012, 10:15 PM
ارسال: #12
Question RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
salam.be nazare man die hargez nemitone jobrane khesarat bokone.chon zarbeii ke ye nafar az lahaze rohi mikhore hargez ba pol ghabele jobran nist. ama mitone az lahaze manteghi ye jobran bashe.albate agar dalili nabashe ke ghazi az mojazate asli ghafel beshe
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
01-12-2012, 01:30 AM
ارسال: #13
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
هر انچه باید گفته می شد چه در مورد رای اصراری دیوان ، چه در مورد رای وحدت رویه هیات عمومی ،چه در مورد جایگاه قاعده ی لاضرر و لاحرج را دوستان بیان نمودند تنها چیزی که از نظرها دور مانده است تبصره ی 3 ماده 1 قانون اصلاح قانون بیمه اجباری مسئولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه ی موتوری زمینی در مقابل اشخاص ثالث مصوب اردیبهشت 1387 که بیان می دارد هزینه های معالجه علاوه بر دیه و ارش توسط شرکت بیمه به حادثه دیده پرداخت می شود که این ماده اخرین اراده قانونگذار در مقام بیان این قضیه می باشد گرچه رای وحدت رویه دست ما را بسته است لکن از جهت خسارت ناشی از جرم قابل مطالبه است گرچه بازهم این گفته ی اینجانب با رویه ی محاکم و طرز فکر قضات سنتی سازگاری ندارد.البته پیشنهاد می کنم جهت تغریب به ذهن راسا به ماده ی مذکور مراجعه فرمایین

دردنیایی که برای یک تکه سیب همه بهشتیان زمین گیرشده اند چه انتظار غریبی است عدالت
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
04-28-2012, 05:08 AM
ارسال: #14
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
سلام
دوستان همه چیز را فرمده اند ولی دیه دیه است نه مجازات و نه خسارت بلکه تاسیسی است به نام دیه و برخلاف گفته بعضی دوستان در حال حاضر هم در رویه قضایی موجود بسیاری از محکام هزینه درمان را ÷ذیرفته و در صورت تقاضای مجنی علیه از باب قانون مسولیت مدنی و همچنین قاعده لاضرر حکم صادر میکنند که بنده نمونه های زیادی سراغ دارم

قانون بدون رعایت عدالت هیچ شرافتی ندارد پس بیایید اول عادل باشیم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
07-01-2012, 02:29 PM
ارسال: #15
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
(09-04-2011 09:46 AM)toosimahmood نوشته شده توسط:  ایا دیه را کیفری مدانستید یا امر مدنی و حقوقی و صرفا خسارت تلقی میکردید؟ایا حکم برخسارت مازاد بر دیه صادر میکردید ؟و ایا خسارات و هزینه های درمان تا بدست اوردن سلامتی را جدای از دیه میدانستید و یا ان هزینه ها را در دل مبلغ دیه به شمار ماوردید ؟مستلا بیان نمایید بسیاری از پرونده های دادگاه با این امر دست و پنجه نرم میکنند . با تشکر

باتوجه به قانون مجازات اسلامی که دیه رایکی از اقسام مجازات میداند لذا دیه ، کیفری است ولی بنظر من مجازاتی است که واجد وصف حقوقی هم هست و بر اساس روایات وارده در باب دیه ، شارع مقدس آنرا به منظور جبران خسارت مجنی علیه مقرر نموده است .بنظر من محکومیت به پرداخت دیه با عنایت به قانون مجازات اسلامی است و محکومیت به پرداخت هزینه های درمان از باب تسبیب لذا جمع بین انها ممکن است
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
07-01-2012, 10:18 PM
ارسال: #16
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
(09-04-2011 09:46 AM)toosimahmood نوشته شده توسط:  ایا دیه را کیفری مدانستید یا امر مدنی و حقوقی و صرفا خسارت تلقی میکردید؟ایا حکم برخسارت مازاد بر دیه صادر میکردید ؟و ایا خسارات و هزینه های درمان تا بدست اوردن سلامتی را جدای از دیه میدانستید و یا ان هزینه ها را در دل مبلغ دیه به شمار ماوردید ؟مستلا بیان نمایید بسیاری از پرونده های دادگاه با این امر دست و پنجه نرم میکنند . با تشکر

سوال بنده این است که استدلال شما چیست؟ دیه نه می تواند بازدارنده از جرم باشد و نه پاسخ قانع کننده ای برای جبران حق !!! برای مثال فردی که بر اثر تصادف قطع نخاع شده با چقدر دیه میشود جبران کرد و راننده را به چه مجازاتی محکوم؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
07-02-2012, 05:34 PM (آخرین ویرایش در این ارسال: 07-02-2012 05:35 PM، توسط xxxxx.)
ارسال: #17
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
ما بعضي از پرونده ها رو داريم كه شخص با ماشين با يه نفر تصادف مي كنه و اين شخص نميميره ولي براي راننده چند ديه ي يك انسان كامل رو حكم ميدن در اينجا علاوه بر خود راننده كل خانواده ي راننده هم يه طورايي فلج ميشن كه اين خيلي وقتها بدتر از قطع نخاع شخص مصدوم هستش.Sad
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
07-04-2012, 12:08 AM
ارسال: #18
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
باعنايت به وضوح مواد 12و 15 قانون مجازات اسلامي و تبصره 1ماده 2 قانون آئين دادرسي كيفري ديه يك امر كاملا كيفري بوده چراكه بدون شكايت شاكي خصوصي مراجع قضايي نمي توانند راسا نسبت به آن حكم نمايند ودر خصوص اصدار حكم مبني برديه مازاد معتقدم كه اين امر امكان پذير مي باشد چراكه همانگونه كه در تقليل ديه تراضي طرفين مبني بركاهش ديه امكان پذير مي باشد عكس ان نيز امكان پذير است از سويي نمي توان پذيرفت كه ديه يك دست نقاش چيره دست با يك فرد عادي يكسان باشد همچنين هزينه هاي درمان تا بهبودي فرد جداي از ديه محسوب مي گردد و امكان مطالبه همه اين موارد وجود دارد صراحت ماده 11قانون آئين دادرسي كيفري بيانگر همين مطلب مي باشد[/font][/size][/align]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
07-27-2012, 06:56 AM
ارسال: #19
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
دیه دیه است و نه میتوان آن را صرفا خسارات دانست و نه مجازات و خود فصلی جدا ست
اما با توجه به صریح مواد قانون مسولیت مدنی و عموم قاعده لاضرر یقینا خسارات وارده به مجنی علیه قابل مطالبه است

قانون بدون رعایت عدالت هیچ شرافتی ندارد پس بیایید اول عادل باشیم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
03-27-2013, 11:33 PM
ارسال: #20
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
(09-04-2011 09:46 AM)toosimahmood نوشته شده توسط:  ایا دیه را کیفری مدانستید یا امر مدنی و حقوقی و صرفا خسارت تلقی میکردید؟ایا حکم برخسارت مازاد بر دیه صادر میکردید ؟و ایا خسارات و هزینه های درمان تا بدست اوردن سلامتی را جدای از دیه میدانستید و یا ان هزینه ها را در دل مبلغ دیه به شمار ماوردید ؟مستلا بیان نمایید بسیاری از پرونده های دادگاه با این امر دست و پنجه نرم میکنند . با تشکر

با سلام دیه جنبه مدنی دارد و برای خسارتی است که به سلامتی طرف وارد شده است و گرنه اگر جنبه کیفری داشت اعسار از پرداخت آن مسموع نبود.دوم بعضی اوقات هزینه درمانی برای بازیابی سلامتی 3 برابر مبلغ دیه یا بیشتر از آن میشود که در باب مسولیت مدنی میتوان آن را مطالبه کرد حتی درصورتی که از منافعی که میتوانستی کسب کنی مثلا کارکردن ولی به دلیل نقاهت نتوانستی را نیز میتوان مطالبه کرد و حکم به پرداخت گرفت و در این زمینه رویه ای در دست نیست ولی باب مسولیت مدنی بر این موضوع حاکم است.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
03-28-2013, 12:42 AM (آخرین ویرایش در این ارسال: 03-28-2013 02:20 AM، توسط **اسکندری**.)
ارسال: #21
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
بسمه تعالی : اگرچه بین علماء حقوق در رابطه با ماهیت دیه اینکه دیه مجازات است و جنبه کیفری دارد و یا ماهیت حقوقی و خسارت تلقی می شود اختلاف نظر وجود دارد و در قانون مجازات اسلامی در بند سوم ماده 12 به عنوان مجازات قید نموده است سپس در ماده 15 همان قانون دیه را به عنوان مال قید کرده است لیکن در رویه قضایی دیه جنبه کیفری دارد و به عنوان خسارت تلقی نمی شود. کلا ابتداء در دادسرا تمامی تشریفات خود اعم اخذ آخرین دفاع و صدور یکی از قرار های کیفری با توجه به میزان صدمات و سایر عوامل موثر در نهایت مبادرت به صدور قرار مجرمیت و کیفر خواست می گردد و نهایتا به محاکم جزایی جهت صدور حکم ارجاع میشود. نکته مهم اینکه در جریان رسیدگی دادیار و یا پاز پرس مبادرت به صدور قرار تامین کیفری از نوع کفالت و یا وثیقه صادر نمود در صورت عجز متهم از معرفی کفیل و یا گذاشتن وثیقه به زندان معرفی می گردد. اظهار نظر یکی از دوستان دایر بر « اگر جنبه کیفری داشت اعسار از پرداخت آن مسموع نبود » بر خلاف صراحت تبصره حکم ماده 696 قانون مجازات اسلامی میباشد. علی هذا با وجود اختلاف در ماهیت دیه در رویه کنونی به عنوان مجازات تلقی و رسیدگی با رعایت قانون آیین دادرسی کیفری و قانون مجازات اسلامی قضات مبادرت به صدور رای می نمایند - موفق باشید


نبیند مدعی جز خویشتن را که دارد پرده پندار در پیش
گرت چشم خدابینی ببخشند نبینی هیچ‏کس عاجزتر از خویش
سعدی « ره»
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
04-14-2013, 09:26 PM (آخرین ویرایش در این ارسال: 04-14-2013 09:27 PM، توسط 09128516588h.)
ارسال: #22
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
(09-04-2011 09:46 AM)toosimahmood نوشته شده توسط:  ایا دیه را کیفری مدانستید یا امر مدنی و حقوقی و صرفا خسارت تلقی میکردید؟ایا حکم برخسارت مازاد بر دیه صادر میکردید ؟و ایا خسارات و هزینه های درمان تا بدست اوردن سلامتی را جدای از دیه میدانستید و یا ان هزینه ها را در دل مبلغ دیه به شمار ماوردید ؟مستلا بیان نمایید بسیاری از پرونده های دادگاه با این امر دست و پنجه نرم میکنند . با تشکر

امریست کیفری
باسلام این امریست کیفری
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
04-14-2013, 10:45 PM (آخرین ویرایش در این ارسال: 04-15-2013 03:30 PM، توسط **اسکندری**.)
ارسال: #23
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
بسمه تعالی :
1- دیه اعم ار عمد و شبه عمد و خطا جنبه کیفری دارد و احکام متهم نسبت به مرتکب آن اجراء می گردد.
2- دوستان ارجمند نظرات متفاوت ارائه فرمودند از جمله ماهیت خسارتی بودن با توجه به احکام صادره جنبه کیفری دارد و خسارتی بودن و فصل جدا تلقی کردن و امثالهم ناشی از عقاید علماء حقوق منبعث شده لیکن انچه در اکنون رویه محاکم کلا مغایرت دارد و موضوع را منحرف نمودند.
3- در رابطه با دیه مازاد نظر قضات محترم متفاوت میباشد.
4- دوستان ارجنمند آنچه فراموش نمودند تفاوتی فی مایبن مصدومی مشمول قانون کار و تامین اجتماعی میباشد نسبت به شخصی خارج از شمول قوانین مذکور میباشد وارد مبحث آن نشده اند
علی ایحال درصورتیکه فرصتی فراهم گردد نسبت به تشریح موارد معنونه انشالله اقدام خواهم نمود. موفق باشید


نبیند مدعی جز خویشتن را که دارد پرده پندار در پیش
گرت چشم خدابینی ببخشند نبینی هیچ‏کس عاجزتر از خویش
سعدی « ره»
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
04-15-2013, 04:03 PM
ارسال: #24
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
بسمه تعالی متاسفانه در مورد فردی که مشمول قانون کار و قانون تامین اجتماعی می باشد با فردی که مشمول قوانین مذکور نمی باشد. اگرچه از نظر مقررات مربوط به دیات یکسان میباشد لیکن حمایتی که مقنن ازفرد شاغل مشمول قوانین مذکور حمایت کرده لیکن در مورد فرد غیر شاغل حمایت ننموده است جهت روشن شدن موضوع به به حکم ماده‌ 66. قانون تامین اجتماعی نگاه می نمایید در این ماده آمده است
«در صورتي‌ كه‌ ثابت‌ شود وقوع‌ حادثه‌ مستقيماً ناشي‌از عدم‌ رعايت‌ مقررات‌ حفاظت‌ فني‌ و بروز بيماري‌ ناشي‌ از عدم‌رعايت‌ مقررات‌ بهداشتي‌ و احتياط‌ لازم‌ از طرف‌ كارفرما يا نمايندگان‌او بوده‌ سازمان‌ تأمين‌ خدماتي‌ درماني‌ و سازمان‌ هزينه‌هايمربوط‌ به‌ معالجه‌ و غرامات‌ و مستمري‌ها و غيره‌ را پرداخته‌ و طبق‌ ماده‌ 50 اين‌ قانون‌ از كارفرما مطالبه‌ و وصول‌ خواهدنمود.»

« تبصره‌. مقصر مي‌تواند با پرداخت‌ معادل‌ ده‌ سال‌ مستمري‌ موضوع‌اين‌ ماده‌ به‌ سازمان‌ از اين‌ بابت‌ بري‌الذمه‌ شود.»
لذا در صورت فوت و یا دچار شدن به نقص عضو که منجر به از کار افتاد گی گردد مطابق احکام در مواد 70 تا 75 تکلیف آنرا مشخص کرده است.
با توجه به مراتب فوق چنانچه فردی نزد کارفرما خود کار می کند فوت نماید و یا از کار افتاده تشخیص دهد سازمان تامین اجتماعی مستمری 10 ساله را محاسبه و ازکارفرما مطالبه می نماید در صورتی که کارفرما از پرداختن مستمری 10 ساله استنکاف نماید مطابق ماده 50 قانون تامین اجتماعی اجرائیه صادر و متعافبا حتی با توقیف اموال کار فرما بدون حکم مقام قضایی و فروش آن و صول طلب خود اقدام می نماید.
علی ایحال با یک نگاه کلی ملاحظه می نماییم مقنن برای اینگونه افراد چتر حمایتی پیش بینی کرده است لیکن برای فرد مشابه ( غیر مشول قانون تامین اجتماعی ) فاقد چتر حمایتی بوده ودر حالیکه هر دو نفر نان آور خانواده می باشند اولی علاوه دیه از مستمری برخوردار می شود در حالی دومی فقط دیه می تواند بگیرد و با دوندگی و ارائه ادله مثبته هزینه درمان نیز خواهد گرفت یا خیر ؟ که بخشی از اختلاف در محاکم می باشد.


نبیند مدعی جز خویشتن را که دارد پرده پندار در پیش
گرت چشم خدابینی ببخشند نبینی هیچ‏کس عاجزتر از خویش
سعدی « ره»
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
04-15-2013, 04:30 PM
ارسال: #25
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
باسلام این امری کیفری است
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
04-18-2015, 07:49 PM
ارسال: #26
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
(09-04-2011 09:46 AM)toosimahmood نوشته شده توسط:  ایا دیه را کیفری مدانستید یا امر مدنی و حقوقی و صرفا خسارت تلقی میکردید؟ایا حکم برخسارت مازاد بر دیه صادر میکردید ؟و ایا خسارات و هزینه های درمان تا بدست اوردن سلامتی را جدای از دیه میدانستید و یا ان هزینه ها را در دل مبلغ دیه به شمار ماوردید ؟مستلا بیان نمایید بسیاری از پرونده های دادگاه با این امر دست و پنجه نرم میکنند . با تشکر
به نظر بنده ضمن اینکه دیه امری کیفریست ، خون بها یا عوضی است که بابت از کار افنادگی یا بقای بازماندگاه شرعا"مد نظر گرفته شده است ، لذا چنانچه از کار افتادگی وجود نداشته باشد و دیه مد نظر گرفته شده کفاف درمان و بازماندگی از کار جهت بقا و حیات را بدهد مازادی نداشته و اگر هزینه درمان را جدا از دیه محاسبه کنیم در حق پرداخت کننده دیه ظلم کرده ایم ، اما اگر خسارت دیده پس از اقدامات پزشکی که منجر به پرداخت هزینه باشد فوت کند مبلغ هزینه های درمان را به دیه اضافه میکردم .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
04-19-2015, 11:52 AM
ارسال: #27
RE: اگر شما قاضی این پرونده بودید؟
بعضی از دوستان میگن دیه دیه است تاسیسی مستقل و فصلی جدا...این گفته ها از نظر بنده فرا فکنی و دور شدن از استدلال است و حرف های پشت کتابی است مگر شکی در این است که دیه حکما مجازات است و بسیاری از مواد قانون با صراحت حاکی از ان است بحث بر سر ماهیت دیه میباشد از انجا ک از بسیاری ویژگی های مجازات من جمله شخصی بودن و...تبعیت نمی کند
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ بازدید: آخرین ارسال
  اگر وکیل این پرونده بودید amir123 4 2,452 01-31-2014 05:41 PM
آخرین ارسال: amir123
  شکار زنان و مردان از سوی قاضی دروغین Navaie 4 2,604 12-25-2012 01:48 PM
آخرین ارسال: حکمت
  پرونده nazikhaleghi 5 3,951 03-17-2012 12:58 AM
آخرین ارسال: ahmadlawyerkasaiyan

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان