امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
«من» و «خود» از دیدگاه فلاسفه (تا اوایل قرن هفدهم)
#1
«من» و «خود» از دیدگاه فلاسفه (تا اوایل قرن هفدهم)

شهین اعوانی
چکیده: آیا خودشناسی از جسم و مشخصات بیرونی ما نشئت می گیرد یا خصوصیات درونی، منش انسانی، خلق و خوی فردی نیز در آن سهیم اند؟ دیگران ما را چگونه می شناسند؟ معیارهای مشترک خودشناسی و دیگرشناسی چیست؟ در پی این پرسش هاست که درک از خویشتنِ خویش با خودآگاهی و ادراک «غیر من» یا «غیر خود» ارتباط می یابد. در این مقاله، علاوه بر سؤالات فوق در صدد پاسخ گویی به آن هستیم که اگر، به طور مثال، اصل «وجود ادراک است» یا وجود به معنای «شیء مدرک» را از بارکلی بپذیریم، آن گاه وقتی می گوییم «من حق دارم» یا «این مالِ من است» یا «خودم را می شناسم»، این «من» و «خود» چیست. خواه وجود ماده را منتفی بدانیم و قائل به ظاهر و نمود یا نمود بی بود باشیم، و خواه قائل به ماده و اصالت آن باشیم و جسم را در قالب بدن انسان به عنوان بود و وجود او قبول کنیم، باید قبل از آن ثابت کنیم که محملِ حقی که بر «من» تعلق می گیرد، کجاست. «من» توسط چه نحله های فکری و متفکرانی مطرح بوده و آیا از طریق فلسفی قابل تعریف است؟
کلمه های کلیدی:
• هویت
• من
• خود
• خویشتن
• خویش

فایل تمام متن:
[عکس: pdf.gif]
 20161207081905-10075-5.pdf (نوع: PDF  حجم: 213KB)

منابع (نشریه):
حقوق بشر سال اول بهار و تابستان 1385 شماره 1
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
کدبازان