مهمان عزیز، خوش‌آمدید.
شما می‌توانید از طریق فرم ثبت‌نام در انجمن عضو شوید.

نام‌کاربری
  

رمز عبور
  





جستجو در انجمن‌ها

(جستجو‌ی پیشرفته)

آمار انجمن
» کاربران: 244
» آخرین کاربر: novin
» موضوعات انجمن: 2,035
» ارسالهای انجمن: 2,111

آمار کامل

کاربران حاضر
ما 74 کاربر حاضر در انجمن دارید
» 3 کاربر عضو | 71 مهمان
fardin.84، novin، searcher

آخرین موضوعات
نگاهی حقوقی به مزاحمت های...
انجمن: حقوق مدنی
آخرین‌ارسال: novin
10 دقیقه قبل
» پاسخ‌ها: 1
» بازدید: 1,551
جاذبه های گردشگری
انجمن: مفاهیم عمومی
آخرین‌ارسال: novin
11 دقیقه قبل
» پاسخ‌ها: 1
» بازدید: 18
نحوه انتخاب رنگ ها در طرا...
انجمن: مفاهیم عمومی
آخرین‌ارسال: novin
13 دقیقه قبل
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 2
طراحی وب سایت فرهنگی هنری
انجمن: بحث آزاد
آخرین‌ارسال: amir77
دیروز, 11:32 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 21
پاتایا یا پوکت، کدام شهر ...
انجمن: اورآسیا
آخرین‌ارسال: hostcode
دیروز, 03:02 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 10
5نکته برای محافظت از هاست...
انجمن: بحث آزاد
آخرین‌ارسال: hostcode
دیروز, 03:01 AM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 11
نظام حقوقی حاکم بر پهپاده...
انجمن: حقوق بین المللی عمومی
آخرین‌ارسال: fardin.84
19-08-2017, 06:25 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 16
معرفی «مکانیسم ملل متحد ب...
انجمن: حقوق بین الملل کیفری
آخرین‌ارسال: fardin.84
19-08-2017, 06:24 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 5
افغانستان و پاکستان، نگاه...
انجمن: حقوق بین المللی عمومی
آخرین‌ارسال: fardin.84
19-08-2017, 06:04 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 8
تأثیر قواعد آمره حقوق بین...
انجمن: حقوق معاهدات
آخرین‌ارسال: fardin.84
19-08-2017, 06:00 PM
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 9

 
  نحوه انتخاب رنگ ها در طراحی سایت
ارسال‌شده توسط: novin - 13 دقیقه قبل - انجمن: مفاهیم عمومی - بدون‌پاسخ

رنگ یکی از مهم‌ترین عناصر در طراحی سایت است که در جلب توجه کاربران (بازدیدکنندگان) به شما کمک می‌کند.


انتخاب رنگ مناسب ترفند کوچک و دست‌کاری صادقانه‌ای است که به حفظ کاربران در سایت مربوطه کمک خواهد کرد و حتی قابلیت هدایت مستقیم کاربران به سمت اقدامات مورد نیاز را دارد. ما فهرستی از محبوب‌ترین رنگ‌هایی که دارای بیشترین تقاضا در طراحی سایت را دارد انتخاب کردیم، ترکیب صحیح و جنبه‌های مثبت و منفی آن‌ها را شناسایی کردیم. و از همه مهم‌تر – نمونه‌هایی را آماده کردیم!

رنگ‌ها را در کجا به کار ببریم؟
شما باید بخش‌های کلیدی مختلفی را در نظر بگیرید و رنگ‌های متناسب با هر جزء از صفحه موردنظر را انتخاب کنید:

تبلیغات بالا-پر (Pop-ups)
حاشیه‌ها
سرفصل‌ها
رنگ پس‌زمینه
آگهی‌ها اولیه وب سایت و یا کارهای گرافیکی اصلی
دکمه‌ها، به‌ویژه دکمه فراخوان
تعیین مخاطبان هدف خود را در هنگام انتخاب طرح رنگ فراموش نکنید!

چگونه رنگ محرک های حسی را تحت تاثیر قرار می دهد؟
ارتباط بین رنگ‌ها و اصرار در خرید یک محصول ازنظر علمی به اثبات رسیده است. هنگامی‌که شما رنگ خاصی را مشاهده می‌کنید، واکنش‌های متعددی در مغز شما رخ می‌دهد که منجر به تحریک احساسات مختلف و تأثیرگذاری بر رفتار شما می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد که ۶۰-۹۰٪ از تصمیم‌های خرید بر اساس رنگ صورت می‌گیرد! با دانستن این واقعیت‌های روانشناسی و ذهنی، شما می‌توانید استدلال معکوس را در وب‌سایت خود تنها از طریق انتخاب رنگ‌های مناسب تقویت کنید.

قرمز
این رنگ مؤثرترین رنگ برای دکمه فراخوان برای ترغیب کاربرد برای فشار دادن دکمه است. هیچ‌یک از رنگ‌ها به‌اندازه رنگ قرمز توجه کاربران را به خود جلب نمی‌کند. اگر می‌خواهید کاربر اقدام به انجام برخی از موارد مهم کند. برای آن دکمه رنگ قرمز را به کار ببرید. رنگ قرمز، نشانگر عشق، قدرت و حتی مرتبط با پرخاشگری یا احتمال وقوع خطر است. این رنگ را می‌توان در تبلیغات فروش استفاده کرد.

جنبه‌های مثبت :
در ارتباط متقابل با عشق
ایجاد حس فوریت و نیاز
ایجاد احساس شور و هیجان یا تشویق
جنبه‌های منفی :
کاربرد بیش‌ازحد آن می‌تواند موجب ایجاد تمایل به ترک سایت شود.
نارنجی
این رنگ سرشار از انرژی است و افراد را بدون هیچ اجباری ترغیب به اقدام عملی می‌کند. رنگ نارنجی تنها گاهی اوقات به‌عنوان وضعیت حاد درک می‌شود. این رنگ ضرورت انجام اقداماتی نظیر خرید، اشتراک، فروش را القاء می‌کند. اگر می‌خواهید بازدیدکننده بااحساس انگیزه، شادی و شور و شوق سایت شما را ترک کنند، رنگ نارنجی را به کار ببرید. شرکت‌های فن‌آوری اغلب این رنگ را برای سایت های خود انتخاب می‌کنند، به دلیل این‌که این رنگ منحصربه‌فرد و هیجان‌انگیز و صدالبته رنگ شاد و گرمی است.

جنبه‌های مثبت :
درخشان‌ترین سایه‌های رنگ نارنجی با جامعه‌پذیری، شادی، انرژی مرتبط هستند
سرعت، ریتم دقیق، احساسات آتشین
یک داروی ضدافسردگی بسیار عالی
جنبه‌های منفی :
تأمل و عملکرد محتاطانه
زرد
رنگ زرد یکی از رنگ‌های جهانی است، و احساساتی که به وجود می‌آورد بستگی به سایه‌روشن آن دارد. رنگ زرد روشن موجب افزایش انرژی می‌شود، اما بدون وضوحی که در رنگ قرمز وجود دارد. رنگ زرد متوسط باعث احساس آرامش می‌شود اما بااین ‌وجود هنوز هم نیروبخش است. رنگ زرد تیره (ازجمله رنگ طلایی) احساس قدمت را القاء می‌کند، فضا را سرشار از حس بی‌زمانی، خرد و کنجکاوی می‌کند.

جنبه‌های مثبت :
احساس راحتی و آرامش
حس کنجکاوی
حس انرژی
جنبه‌های منفی :
می‌تواند به‌عنوان رنگ کودکانه و یا رنگ جوان‌پسند در نظر گرفته شود
سبز
این رنگ، رنگ هماهنگی و احساس شادی درونی است. توازن رنگ سبز حس پایداری ، تعادل و هماهنگ‌سازی را ایجاد می‌کند. رنگ سبز مناسب طرح‌هایی مرتبط با رفاه، ثبات، نوسازی و طبیعت است. سایه‌های روشن‌تر این رنگ، پرانرژی‌تر به نظر می‌رسد، و سایه‌های زیتونی معمولاً با جهان طبیعت در ارتباط است. سبز تیره به صورتی خوشایند و باثبات‌تر جلوه می‌کند.

جنبه‌های مثبت :
طراوت بخشی و آرامش بخشی، رها کردن افراد با حسی الهام‌ب خش
نشان‌دهنده تعادل و هارمونی در طراحی و طبیعت
جنبه‌های منفی:
رنگ بیش‌ازحد آرام بخشی است و بازدیدکنندگان را مجاب به انجام هیچ اقدامی نمی کند.
آبی
در روانشناسی، آبی به‌عنوان رنگ افراد هدفمند و دارای اعتمادبه‌نفس در نظر گرفته می‌شود. این رنگ، آرامش شیرین و لذت بخشی را برای کاربران شما به ارمغان می‌آورد. رنگ آبی تیره به‌عنوان رنگ کسب‌وکار، حرفه‌ای و معتبر بودن آن در نظر گرفته‌شده است- به همین دلیل است که صاحبان کسب‌وکار علاقه زیادی به این رنگ دارند. آبی اغلب در وب‌سایت‌های مربوط به فن‌آوری استفاده می‌شود، زیرا این رنگ موجب ایجاد احساس قابلیت اطمینان و اعتماد می‌گردد.

جنبه‌های مثبت :
آبی‌رنگ آرام بخشی است
آرامش فیزیکی را افزایش می‌دهد
موجب ایجاد فضای امنیت و اعتماد می‌گردد
رنگ آبی به‌عنوان رنگ خلاقیت در نظر گرفته‌شده است
جنبه‌های منفی :
رنگ سردی است، توجه کاربر را به موضوعات دیگری منحرف می‌کند
 

نتیجه‌گیری :
البته، رنگ‌ها باید با یکدیگر هماهنگ‌سازی شوند و با ساختار و محتوای سایت مرتبط باشند. الگوی طراحی رنگ فضای سایت را تشکیل می‌دهد، بنابراین باید ایجاد امنیت کند و به‌اجبار در طراحی اعمال نشود، نسبتاً روشن باشد. بدون شک، شما در زمان ایجاد یک وب‌سایت، هدفی را برای خود تعیین می‌کنید: شما خواستار عضویت، خرید، کلیک کردن بر روی کلمه “بعدی”، از سوی بازدیدکنندگان خود هستید، و این به معنای فشار دادن یک دکمه خاص است.

دکمه موردنظر هر چه که باشد، کلیک کردن بر روی آن یا عدم انجام این کار، بستگی به احساساتی دارد که بازدیدکننده در حین ورود و حضور در سایت شما تجربه می‌کند.
بنابراین شما در حال حاضر می‌دانید که کاربرد رنگ یکی از عناصر تعیین‌کننده در طراحی وب سایت است.

چاپ این بخش

  طراحی وب سایت فرهنگی هنری
ارسال‌شده توسط: amir77 - دیروز, 11:32 AM - انجمن: بحث آزاد - بدون‌پاسخ

آیا کسانی که به کار فرهنگی و هنری مشغول هستند به این فکر کرده اند که به جای یک نمایشگاه چند روزه، برای خودشان نمایشگاه دائمی داشته باشند. ساخت سایت یکی از بهترین و ارزان ترین راه برای برپایی نمایشگاه های دائمی است. امروزه یکی از بهترین راه های تبلیغاتی و ارزان ترین آن ها طراحی سایت حرفه ای است. (یکبار هزینه برای همیشه). همچنین یکی از بهترین راه های برند شدن نیز همین طراحی سایت است قطعا دیگر امروزه نمی توان بدون داشتن یک وب سایت برند شد.
هنگامی که طراحی سایت داشته باشید می توانید فهم هنری کاربرانتان را در مورد هنرهای خودتان بیشتر کنید و به صورت مکتوب برای آن ها توضیحات خودتان را بنویسید.
گرافیک زیبا همراه با تصاویر زیبا یکی از راه های جذب مخاطب است. اینگونه است که خودتان را می توانید به جهانیان نشان دهید.
مبحث دیگری که در طراحی سایت هنری مطرح است. بهینه سازی سایت است. امروزه 90% اطلاعات از طریق گوگل به افراد منتقل می شود هزاران نفر در رابطه با کارهای هنری جستجو می کنند. پس اگر شما در صفحه اول گوگل باشید. همه شما را خواهند شناخت.
شرکت طراحی سایت پارسایا با بیش از 10 سال تجربه در زمینه طراحی وب سایت و بهینه سازی و سئو سایت ها به شما در این زمینه مشاوره های رایگان را خواهد داد تا در کمترین زمان به نتیجه دلخواه خودتان برسید.

چاپ این بخش

  پاتایا یا پوکت، کدام شهر توریستی تایلند بهتر است؟
ارسال‌شده توسط: hostcode - دیروز, 03:02 AM - انجمن: اورآسیا - بدون‌پاسخ

پاتایا یا پوکت، کدام شهر توریستی تایلند بهتر است؟ 
مقایسه پاتایا و پوکت کار آسانی نیست. در حالی که در سواحل پوکت می توانید لحظاتی آرامش بخش را تجربه کنید اما پاتایا شهری شلوغ و پرجنب و جوش است. پوکت بیشتر به درد خانواده ها، کودکان و زوج های جوان می خورد اما پاتایا برای ماجراجویان و آن هایی که تشنه هیجان هستند خوب هست. این که این دو ساحل چقدر با هم تفاوت دارند چندان مهم نیست اما شرط می بندیم که انتخاب یکی از این دو واقعا کار سختی است. برای همین می خواهیم درباره این دو شهر اطلاعاتی را به شما بدهیم تا به کمک آن ها بتوانید تصمیم بگیرید که کدام یک از این دو برای تعطیلات شما مناسب تر است.

[عکس: %D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8...%D8%AF.jpg]
اطلاعات کلی درباره این دو شهر
موقعیت جغرافیایی:
پاتایا : ساحل شرقی خلیج تایلند
تور پوکت: ساحل غربی تایلند
چشم انداز:
پاتایا: تفریحگاه ساحلی پوکت: جزیره ای زیبا
بهترین زمان سفر:
پاتایا: نوامبر تا فوریه (آذر تا بهمن)پوکت: نوامبر تا آوریل (آذر تا فروردین)
آب و هوا:
هر دو آب و هوای خشک و مرطوب استوایی دارند.
چگونه به این دو شهر برویم؟
تور پاتایا: در ۱۲۰ کیلومتری فرودگاه سووارنابومی بانکوک است.پوکت: در ۸۴۰ کیلومتری فرودگاه سووارنابومی بانکوک است که می توانید با پرواز، حدود ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه بعد به پوکت برسید.
هزینه های سفر:
اگر بخواهید سفری کم هزینه داشته باشید پاتایا در مقایسه با پوکت از همه نظر ارزان تر است. هزینه متوسط سفر به پاتایا برای یک نفر به مدت ۶ روز، ۳۰ هزار روپیه هند است در حالی که برای پوکت ۴۵ هزار روپیه هند می شود.
رفت و آمد در شهر:
پاتایا: تاکسی های songtaew، توک توک، اتوبوس، دوچرخه کرایه ای.پوکت: قایق، تاکسی های songtaew، توک توک، اتوبوس، دوچرخه کرایه ای.هر دو شهر تقریبا حمل و نقل درون شهری یکسانی دارند. با این حال، در پوکت برای رفتن به جزایر از قایق استفاده می شود.
جاذبه های گردشگری تور پوکت و پاتایا
در پوکت نسبت به پاتایا مکان های جذاب تری برای بازدید وجود دارد و به همین دلیل است که این جزیره گردشگران زیادی را به خود جذب کرده است. پاتایا بیشتر جاذبه های مذهبی دارد اما پوکت پر از جاذبه های بکر طبیعی است.
ماجراجویی در پوکت و پاتایا
در پاتایا در مقایسه با پوکت فرصت های زیادی برای گشت و گذار ندارید اما وقتی پای تفریح و تجربه های ماجراجویی وسط می آید پاتایا این بار از پوکت جلو می زند! پاتایا بهشت تفریحات هیجان انگیز است. از غواصی و بانجی جامپینگ گرفته تا مسیر نوردی و کوهنوردی، هیچ هیجانی وجود ندارد که نتوانید آن را در پاتایا تجربه کنید
از تور ارمنستان ما نیز دیدن نماید
غذا در پوکت و پاتایا
مقایسه این دو شهر بدون حرف زدن درباره یکی از مهمترین جنبه های سفر یعنی غذا کامل نمی شود . غذا در پاتایا بیشتر غذاهای تایلندی است که معمولا با غذاهای چینی ترکیب می شود. غذا در پوکت ترکیبی از غذاهای تایلند جنوبی، مالزی، چین و هند است. در واقع در پوکت می توانید از انواع مختلف غذاهای جنوب آسیا لذت ببرید.
خرید در پوکت و پاتایا
چطور می شود از سفر دست خالی برگشت؟ معمولا وقتی به جایی سفر می کنیم حتما سری هم به مراکز خرید آن شهر می زنیم. پاتایا به داشتن بازارهای شناور معروف است بازارهایی که معمولا هر گردشگری که به این شهر می رود از آن ها بازدید می کند . مرکز خرید معروف دیگر پاتایا، میموسا است. پوکت در آخر هفته ها بازارهای خیابانی ای دارد که وسایل دست ساز خیلی زیبایی در آن ها فروخته می شود
هاست ارزان

چاپ این بخش

  5نکته برای محافظت از هاست سی پنل
ارسال‌شده توسط: hostcode - دیروز, 03:01 AM - انجمن: بحث آزاد - بدون‌پاسخ

5نکته برای محافظت از هاست سی پنل
در این مقاله به بررسی و بیان چند نکته برای محافظت از هاست cPanel برای WORDPRESS میپردازیم.

یکی از ساده ترین و مهمترین مراحل محافظت از حساب میزبانی شما این است که گذرواژههای بسیار امن برای همه 3 حوزه محافظت شده را ایجاد کنید: OnePanel، cPanel و پایگاه داده MySQL شما. 
رمزهای عبور قوی بهتر از نرم افزار مدیریت رمز عبور تولید می شوند (ما در مرحله بعدی به این موضوع خواهیم رسید). با این حال، اگر شما قصد ندارید از یک مدیر رمز عبور استفاده کنید، موارد زیر می تواند مفید در هنگام انتخاب رمزهای عبور شما باشد.
شما یک نام کاربری و رمز عبور جداگانه برای هر یک از سیستم عامل های زیر با وب سایت خود دارید (دیگران مانند گذرواژه مدیریت برای خود وردپرس وجود دارد، اما ما بعدا در بخش دیگری از این مجموعه خواهیم بود):

OnePanel
• دسترسی به اینجا: onepanel.digitalpacific.com.au
• نام کاربری ایمیل شما در ثبت نام وارد شده است
• رمز عبور توسط شما در ثبت نام انتخاب شد.
برای تغییر رمز عبور OnePanel خود، وارد حساب کاربری OnePanel خود شوید و روی «مدیریت نمایه» در منوی سمت چپ کلیک کنید، سپس «Update Password» را بزنید.

cPanel
می تواند در 4 راه قابل دسترسی باشد؛
• از طریق حساب کاربری OnePanel شما. پس از ورود به سیستم، روی «خدمات» در سمت چپ کلیک کنید، سپس «میزبانی وب» (یا «نمایندگی فروش میزبانی»). در کنار دامنه ای که حساب کاربری cPanel شما مایل به دسترسی است، روی "مدیریت" کلیک کنید، سپس در صفحه بعدی، دکمه "ورود به cPanel" را در پایین صفحه انتخاب کنید.
• شما احتمالا می توانید به cPanel خود دسترسی داشته باشید با تایپ کردن yourwebsite.com.au/cpanel به مرورگر خود (جایگزین با دامنه خود).
• شما احتمالا می توانید به cPanel خود دسترسی داشته باشید با تایپ کردن cpanel.yourwebsite.com.au به مرورگر خود (جایگزین با دامنه خود)، هر چند این روش نیاز به "cpanel." CNAME DNS رکورد هنوز هم در محل. این به طور پیشفرض تنظیم شده است، اما ممکن است همچنین حذف شود.
• از طریق لینک مستقیم سرور cPanel (که در ایمیل خوشایند شما - "اطلاعات حساب میزبانی" - زمانی که شما برای برنامه میزبانی ثبت نام کردید) می شود. این چیزی شبیه (اما لزوما دقیق نیست).

پایگاه داده MySQL
• از داخل cPanel (نگاه کنید به نقطه نقطه بالا)، یک بار در cPanel، برای آیکون "پایگاه داده MySQL" را جستجو کنید.
• نام کاربری در زمان ایجاد پایگاه داده ارائه شده است.
• رمز عبور در زمان ایجاد پایگاه داده ارائه شده است.

در حال حاضر که شما (امیدوارم) رمزهای عبور خوبی داشته باشید، لازم است جایی امن باشید تا بتوانید آنها را حفظ کنید. بیت های کاغذ گم می شوند و تایپ کردن کلمه عبور خود را هر بار که یک فاجعه از شایستگی خود را دارند و ذخیره کلمات عبور در اسناد تصادفی متن یا مشابه می تواند به همان اندازه نا امن / غیر قابل اعتماد باشد.
امروزه تقریبا غیرممکن است که از یک مدیر رمز عبور خاص استفاده کنید تا بتوانید موهایتان را به طور مکرر از بین ببرید. دو راه حل عمده مدیریت رمز عبور Dashlane و LastPass است. در اینجا یک پیشگویی اخیر از همه مدیران رمز عبور با امتیاز بالا است.

یک رکورد SPF جلوگیری از فرستادن ایمیل توسط اسپم ها در حالی که جعل نام دامنه خود را به عنوان فرستنده انجام می دهد. اضافه کردن یک رکورد SPF اساسا محدود کردن محدودیت است که سرور مجازی ممکن است از طرف دامنه شما ایمیل ارسال کنند و آنرا قفل کنند تا فقط آنهایی که واقعی باشند.

چند قاعده اضافی وجود دارد که می توانید به سایت خود با وارد کردن کد زیر در فایل .htaccess خود اعمال کنید. این قوانین افراد را قادر می سازد فهرست دایرکتوری فایل وردپرس خود را (و درک بین نقاط ضعف بالقوه)، و همچنین دسترسی خارجی به فایل های مهم wp-config.php و .htaccess خود را متوقف کند.
به سادگی کدی زیر را به پایین فایل .htaccess کپی و جایگذاری کنید و یا یک خط یا دو زیر هر آنچه که قبلا در فایل .htaccess شما باشد را کپی کنید. فایل .htaccess شما می تواند با وارد شدن به حساب cPanel خود و کلیک بر روی نماد "File Manager" رفع شود. سپس، مسیر خود را به نصب وردپرس خود، معمولا به طور مستقیم در پوشه public_html (و یا احتمالا در sub-folder داخل) نصب کنید.


رایانه (ها) که شما به وب سایت خود دسترسی پیدا می کنید نیز باید محافظت شوند تا اطمینان حاصل شود که هیچ بدافزار نتواند راه خود را پیدا کند. بدافزار می تواند ویرانگر باشد، اجازه می دهد که مزاحمان تمام نامهای کاربری، کلمات عبور خود را سرقت کند و حتی وبسایت شما / دامنه ها

یک نرم افزار آنتی ویروس / فایروال با کیفیت برای کامپیوتر شما قطعا در این بخش کمک خواهد کرد. سه مورد از محبوب ترین نرم افزار آنتی ویروس در حال حاضر عبارتند از McAfee، Bitdefender و Norton. در اینجا یک پیشگویی اخیر از گزینه های حفاظت از آنتی ویروس با امتیاز بالا است.

* سلب مسئولیت: هر گونه محصولات / خدمات ذکر شده یا توصیه شده در بالا پیشنهادات مبتنی بر تجربیات خود ما است. ما هیچ وابستگی ای به هیچ کدام از محصولات یا خدمات ذکر نکرده ایم و همیشه باید به طور کامل و مستقل از گزینه های خود برای تصمیم گیری برای آنچه که برای شما مناسب است، تحقیق کنید.
لطفا از 
تور تايلند و تور ارمنستان ما دیدن نماید همچنین سایتهای باربری نیاوران و باربری کاشانی ما اماده خدمت رسانی به همشهریان تهرانی میباشد

چاپ این بخش

  نظام حقوقی حاکم بر پهپادها
ارسال‌شده توسط: fardin.84 - 19-08-2017, 06:25 PM - انجمن: حقوق بین المللی عمومی - بدون‌پاسخ

نظام حقوقی حاکم بر پهپادها
پهپاد یا پرنده هدایت‌پذیر از دور (هواپیماهای بدون سرنشین) در موارد متعددی مورداستفاده قرار می‌گیرد. ایده هواپیماهای بدون خلبان، در اواسط قرن نوزدهم هنگامی‌که نیروهای اتریشی برای حمله به ونیز از بالن‌هایی استفاده کردند که پر از بمب بود و خلبانی نداشت، خود را نشان داد. نوآوری هواپیماهای بدون سرنشین (پهپاد) امروزی به اوایل قرن بیستم و باهدف استفاده برای تمرین‌های نظامی و آموزشی نیروها، بازمی‌گردد.

این جریان طی دوران جنگ جهانی اول نیز ادامه داشت تا اینکه فناوری و ساخت این پهپادها در زمان جنگ جهانی دوم سرعت گرفت. انجام مأموریت‌های تهاجمی و آموزش، دو کاربرد این پهپادها در آن زمان بود. نازی‌های آلمان در مقایسه با دیگر کشورها، بیش از همه از این پهپادها در زمان جنگ جهانی دوم استفاده کردند. آغاز استفاده از این هواپیماها در آمریکا به سال 1959 بازمی‌گردد و آن زمانی بود که افسران نیروی هوایی ایالات‌متحده از کشته شدن خلبان‌ها در درگیری‌ها نگران بودند و شروع به ساخت این هواپیماها کردند. اولین استفاده از این پهپادها نیز سال 1964 بود که درنبرد با نیروهای ویتنامی در خلیج تونکین مورداستفاده قرار گرفت.
دو دولت آمریکا و رژیم اسرائیل به‌زعم خودشان برای مبارزه با تروریسم، از پهپادها استفاده کرده‌اند. با این توضیح که طی این سال‌ها برنامه آمریکا در ساخت و استفاده از پهپادها به دو صورت برنامه نظامی و برنامه مربوط به سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) بوده است. برنامه نخست کاملاً مشخص و آشکار است و فقط در محل‌هایی انجام می‌شود که نیروهای نظامی آمریکا در آنجا حضورداشته باشند، اما برنامه سیا مخفیانه و پنهانی است. معمولاً این مأموریت‌ها در محل‌هایی اتفاق می‌افتد که نیروهای نظامی آمریکا آنجا حضور ندارند.

مهم‌ترین عامل تمایزدهنده این هواپیما از سایر وسایل پرنده آن است که فاقد سرنشین بوده و به دو شکل کنترل از راه دور و یا طبق برنامه رایانه‌ای کنترل می‌شود. این هواپیماها دارای قابلیت‌های متعددی است که عمدتاً شامل فعالیت‌های سنجش‌ازدور، نظارت و شناسایی برای مقاصد تجاری، اکتشاف نفت و گاز، حمل‌ونقل پژوهش‌های علمی، جست‌وجو و نجات، شناسایی نظامی و حملات مسلحانه می‌شود که عمدتاً این دو مورد اخیر باعث بروز مسائل حقوقی شده است. نسل اول این هواپیماها که از دیرباز مورداستفاده قرار می‌گرفت برای عملیات شناسایی به کار می‌رفت ولی با پیشرفت فناوری این هواپیماها کاربردهای جدیدی پیداکرده‌اند و مجهز به تسلیحات هستند. این در حالی است که اقدام آن‌ها آثار سوءی برای جمعیت غیرنظامی داشته و افراد زیادی را کشته است. سازمان عفو بین‌الملل مطالعه گسترده‌ای در این زمینه انجام داده و گزارش سال 2013 این سازمان به نحوه استفاده از پهپاد ها توسط این دو دولت می‌پردازد که واکنش‌های زیادی نیز داشته است.
به‌طورکلی باید گفت قوانین حقوق بشری مبتنی بر زمان صلح و قوانین حقوق بین‌المللی بشردوستانه مربوط به زمان جنگ و درگیری مسلحانه است. می‌توان گفت استفاده از پهپاد در زمان جنگ بر اساس قوانین حقوق بشردوستانه مجاز است اما این اقدام در زمان صلح مجاز نخواهد بود. سؤال اینجا است که آیا در تمام مواردی که پهپادها برای حمله نظامی به کار گرفته‌شده‌اند، شاهد درگیری و جنگ بوده‌ایم؟ پاسخ منفی است. پهپادها درزمانی مورداستفاده قرارگرفته‌اند که حالت جنگی وجود نداشته است.
طبق کنوانسیون‌های ژنو، درگیری دو دولت، حالت جنگی ایجاد می‌کند و در جریان آن حقوق بشردوستانه باید موردتوجه قرار گیرد. بر این اساس نمی‌توان در یک درگیری تمام اماکن و افراد را مورد هدف قرارداد. افرادی که به‌طور مستقیم در جنگ حضور ندارند، نباید هدف قرار داده شوند؛ بنابراین برای هدف‌گیری افراد توسط پهپادها باید دو شرط وجود داشته باشد: اول این‌که باید ثابت کنیم که درگیری مسلحانه وجود دارد و دوم این‌که افرادی که مورد هدف قرارگرفته‌اند، در درگیری نقش داشته‌اند.
نکته دیگر این‌که در تمام کنوانسیون‌های حقوق بشری "حق حیات" حتی در شرایطی که دولتی در معرض نابودی قرارگرفته، استثناپذیر نیست. تنها استثنا در درگیری‌های بین کشورها است. در شرایط کنونی تعهد دولت‌ها در قبال حقوق بین‌المللی بشردوستانه و حقوق بشر تنها محدود به مرزهایشان نشده و شامل هر اقدامی که در خارج از مرزها انجام بدهند نیز می‌شود.
به نظر می‌رسد دولت‌هایی که از پهپاد به‌عنوان ابزار جنگی استفاده می‌کنند برای این‌که آزادی بیشتری برای کشتن داشته باشند از اصول حقوق بشردوستانه استفاده کرده و اقدامات خود را توجیه می‌کنند، درحالی‌که در این‌گونه موارد شرایط برای استناد به حقوق بشردوستانه مهیا نیست چون این قوانین تنها در شرایط استثنایی، دفاع را مشروع می‌داند.
به‌هرروی به نظر می‌رسد که توسل به این هواپیماها به‌ویژه کاربرد تهاجمی آن در قالب اجرای حقوق در زمان صلح بسیار محدود است. به‌ویژه آنکه ممنوعیت سلب حیات در چارچوب اسناد حقوق بشری این کاربردها را محدود می‌کند. به نظر می‌رسد که شاید مجوز اصلی برای عملیات هواپیماهای بدون سرنشین در عملیات شناسایی و تجسس باشد. لیکن در هنگام مخاصمه مسلحانه کاربرد هواپیماهای بدون سرنشین تابع مقررات حاکم بر حقوق بین‌الملل بشردوستانه می‌باشد.

چاپ این بخش

  معرفی «مکانیسم ملل متحد برای دادگاه های کیفری بین المللی»
ارسال‌شده توسط: fardin.84 - 19-08-2017, 06:24 PM - انجمن: حقوق بین الملل کیفری - بدون‌پاسخ

نوشتار ذیل، متن سخنرانی خانم «گابریل مکن تایر» از مقامات ارشد حوزه ریاست «مکانیسم ملل متحد برای دادگاه های کیفری بین المللی» می باشد که در حاشیه چهاردهیمن اجلاسیه مجمع دول عضو دیوان کیفری بین المللی برای سازمان های مردم نهاد شرکت کننده در اجلاسیه ایراد شده است. به دلیل جامعیت مطالب ایراد شده در شناساندن «مکانیسم»، مرکز حقوق کیفری بین المللی ایران اقدام به ترجمه آن نموده است. لازم به ذکر است این متن از سوی خانم «مکن تایر»‌به صورت اختصاصی در اختیار مرکز قرار داده شده است.

---------
«مکانیسم ملل متحد برای دادگاه های کیفری بین المللی»، نهاد جانشین «دادگاه کیفری بین المللی برای روندا» (ICTR) و «دادگاه کیفری بین المللی برای یوگسلاوی سابق» (ICTY) می باشد. مکانیسم بدان جهت تاسیس شد آن کارکردهای دادگاه های یوگسلاوی و رواندا که در پی بسته شدن این نهاد ها نیاز است تا تداوم پیدا کنند بر عهده بگیرد. مکانیسم کار خود را در شعبه «آروشا» ی تانزانیا از 1 ژوئیه 2012 و در لاهه در تاریخ 1 ژوئیه 2013 آغاز کرد، اگرچه به عنوان یک نهاد واحد عمل می کند. مکانیسم هماهنگ با دادگاه رواندا تا بسته شدن آن در روز 31 دسامبر 2015 عمل می­کرد، و به اقدام هماهنگ با دادگاه یوسگلاوی که قرار است 2017 دسامبر 31 بسته شود ادامه می دهد.
 
زمانی که ICTR و ICTY در سال ۲۰۰۶ شروع به مفهوم سازی در ارتباط با «مکانیسم ملل متحد» به عنوان بخشی از «راهبردهای فرجامبخشی» خود کردند، تمرکز بر روی شناسایی آن کارکردهای دادگاه ها بود که می بایست پس از تکمیل کار عمده قضایی شان، تداوم می یافتند. به این معنا که از آغاز پذیرفته شده بود که این  دادگاه­ها نمی توانند فقط درب های خود را ببندد، بلکه تعهداتی که می بایست مورد توجه قرار گیرند را ادامه خواهند داد.   
ICTR و ICTY هشت عملکرد قابل بقا را شناسایی کردند که در دو دسته طبقه بندی شده اند؛ علملکرد هایی  که ماهیتا مستمر خواهند بود، که نیازمند پیگیری و مدیریت روزانه هستند و آن کارکردهایی که موقت و موردی هستند ، که منظور آنهایی است که پیش بینی نمی شوند نیازمند  توجه روزانه باشند و یا آنکه ممکن است هرگز اتفاق نیفتند.
عملکردهای مستمر که مشخص شده بودند عبارتند از:
نخست، تدارک حمایت و حفاظت از بزه دیدگان و شهودی که مدارکی ارایه کرده اند و در راتباط با مشارکت خود در پرونده های ICTR و ICTY و یا مکانیسم تحت تدابیر حمایتی قرار گرفته اند.
دوم، نظارت بر اجرای مجازات افرادی که توسط ICT،ICTY و یا مکانیسم محکوم شده اند و محکومیت خود را در کشورهایی می­­گذراندند که با سازمان ملل متحد موافقتنامه هایی امضا کرده اند که اجرای آن مجازات ها را در حوزه قضایی ملی شان اجازه می دهد. مکانیسم در حال حاضر نظارت بر اجرای احکام 40 نفر از محکومان را برعهده دارد.  
سوم، مساعدت به نظام های ملی که  در حال انجام دادرسی های کیفری در رابطه با اتهامات برخاسته از درگیری های رواندا و یا یوگسلاوی سابق می باشند، به ویژه، مساعدت به اشخاصی (دادستان و وکلای مدافع) که درخواست دسترسی به شواهد و اطلاعات جمع آوری شده در دادگاه های مذکور دارند.
و در نهایت، در همراهی با تمرکز سازمان ملل بر شفافیت و دسترسی، مدیریت مداوم و حفظ آرشیوهای ICTY ، ICTR و مکانیسم.
چهار کارکرد باقی مانده دیگر که ماهیتی موقت و موردی دارند- اگر چه دارای پتانسیل  تداوم پیداکردن برای یک زمان بسیار طولانی می باشند- به قرار زیر هستند:
اول، ردیابی و محاکمه متهمان متواری. اگر چه دادگاه کیفری بین المللی یوگسلاوی دیگر هیچ متهم متواری ندارد، هشت فراری تحت تعقیب توسط دادگاه رواندا باقی می مانند که انتظار می رود سه نفر از ایشان  توسط مکانیسم محاکمه بشوند. پرونده­های پنج مورد دیگر توسط ICTR و پیش از خاتمه کارش برای محاکمه به رواندا منتقل شدند.
دوم، محاکمه افراد متهم بی حرمتی به دادگاه از طریق، برای مثال،  دخالت کردن در امور قربانیان یا شهود، و یا افراد متهم به ادای شهادت دروغ در دادرسی.
سوم، پرونده­هایی که توسط دادگاه یوگسلاوی یا رواندا به عنوان بخشی از راهبردهای خاتمه بخشی شان به محاکم ملی ارجاع شده اند و از آن جمله برای نظارت بر این پرونده­ها. در حال حاضر، موارد ارجاع شده توسط ICTR در رواندا و فرانسه در حال انجام هستند.
و در نهایت، تجدیدنظر پرونده ای، که در آن محکوم علیه ممکن است  بر اساس کشف یک داده جدید درخواست رسیدگی مجدد داشته باشد، درخواستی که بسیاری از افراد محکوم می­نمایند.
 
بنابراین اینها هشت عملکرد باقی مانده هستند که مکانیسم موظف به پیگیری آن است.
با این حال، نکته مهم تر آنکه، در سال 2010 میلادی شورای امنیت تصمیم به گستراندن عملکرد مکانیسم فراتر از این 8 عملکرد باقی مانده نمود. شورای امنیت در یک تصمیم گیری سیاسی تصمیم گرفت تا  تاریخ های قطعی تعیین شود که پس از آن ها، کار های ماهوی و قضایی هر دادگاه نیز به مکانیسم منتقل شود.
در نتیجه، مکانیسم تنها مسئول کارکردهای قضایی باقی مانده مورد اشاره واقع شده نیست ، بلکه نسبت به تمام دادرسی ها و تجدید نظرخواهی هایی که تا زمان های تعیین شده آغاز نشده بودند ، و بعلاوه هر گونه محاکمه مجدد پس از آن تاریخ ها مسوول می باشد.
در این رابطه، تابه امروز مکانیسم یک تجدیدنظر خواهی ماهوی از حکمی در پرونده برخواسته از دادگاه ICTR را تکمیل نموده است، و هم اکنون در اثنای یک محاکمه مجدد از ICTY و دو تجدید نظر از آن می باشد. درخواست تجدید نظر، در صورت وجود، در پرونده جاری ملادیچ در دادگاه ICTY به همین ترتیب  به دستگاه مکانیسم منتقل خواهد شد.
* * * *
در حالی که مکانیسم ملزم به اتمام کار قضایی باقی مانده از نهادهای سلف خود شده بود، شورای امنیت نیز تصمیم گرفت که مکانیسم باید یک نهاد دقیق تر و کارآمد تر باشد. این تمرکز بر کارآمدی از سوی شورا منتهی به ایجاد برخی از عناصر جدید در ساختار خود مکانیسم، به خصوص در رابطه با قضات شد.
مکانیسم بر خلاف نهادهای پیشین خود، قضات تمام وقت نخواهد داشت اما فهرستی از 25 قاضی دارد که تنها ، مانند قضات ویژه دیوان بین المللی دادگستری تنها در هر روزی که کار انجام می­دهند پرداختی دریافت خواهند داشت. به استثنای رئیس مکانیسم که تنها قاضی تمام وقت است.
علاوه بر این، انتظار می رود که قضات از راه دور کار قضایی خود را انجام دهند، به طور معمول در کشورهای ملی خودشان، و تنها زمانی به مقر مکانیسم در آروشا یا لاهه فراخوانده می­شوند که رئیس آن را لازم تلقی نماید.
شیوه جدید دیگر، کاهش تعداد قضات به یک قاضی مورد نیاز در رسیدگی به موضوعات فرعی نسبت به رسیدیگی به جرایم اصلی، می باشد مانند بی حرمتی به دادگاه. تجدید نظر از آرای قضات می­تواند توسط هیاتی متشکل از 3 قاضی به جای 5 قاضی شنیده شود.
نوآوری های معرفی شده توسط شورای امنیت منجر به چالش های خاصی شده است به ویژه در رابطه با دورکاری قضات.
در واقع، بینقضی این مدل دورکاری با دستگیری اخیر یک قاضی ترک مکانیسم، قاضی آکای، توسط ترکیه به اتهام اقدام علیه قانون اساسی ترکیه مورد تردید و سوال واقع شده است. [اساسنامه مکانیسم برای قضات در فهرست در زمانی که در مکانیسم مشغول به کار هستند مصونیت کامل دیپلماتیک فراهم می کند ، چنانکه قاضی آکای در زمان دستگیری خود قاضی مکانیسم بود. بنابراین، او از مصونیت دیپلماتیک برخوردار بود، و] سازمان ملل متحدبه طور رسمی از طرف او ، در همراهی با اساسنامه مکانیسم مصونیت دیپلماتیک را مورد ادعا قرار داده است. مقامات ترکیه اما پاسخ داده اند که، در نظر آنان، قاضی آکای مصونیت دیپلماتیک نداشته و تنها دارای مصونیت کارکردی بوده است، در حالیکه  او برای اعمال خارج از انجام وظایف خود در مکانیسم دستگیر شده است.
حاکمیت قانون منوط به آن است که قضات قادر باشند تا با استقلال کامل و بدون دخالت عمل کنند. برای آنکه مدل دور کاری قضاوت در مکانیسم به درستی عمل کند، قضات باید قادر باشند تا از امتیازات و مصونیتهای مربوطه بهره مند شوند - [همان امتیازات و مصونیتهای که مدت طولانی است به دیگر قضات بین المللی اعطا می شود] - به طوری که برای اطمینان از توانایی خود به طور مستقل به وظایف خود عمل کنند. بدون احترام و پایبندی به این مصونیت از طرف دولت، درستی مدل دورکاری در خطر است.
یکی دیگر از چالش های خاص مطرح شده مدل دورکاری در ارتباط باحصول اطمینان از درستی فرآیند مشورتی است، [از جمله اطمینان از این که قضات  دسترسی به اطلاعات مربوطه دارند و اینکه بتوانند به اندازه کافی و به طور محرمانه با همکاران خود ارتباط برقرار کنند، به طوری که آنها بتوانند در مسائل پیش روی خود به طور کامل ژرف اندیشی کنند] . این یک چالش جاری است چراکه قضات در قاره های مختلف و مناطق زمانی متفاوت با دسترسی به اینترنت و ظرفیت فنی مختلف پخش شده اند.
این ممکن است به خودی خود یک چالش نباشد، اما یک نوآوری ساختاری قابل توجه دیگر و پی آمد مدل دورکاری قضات، و این واقعیت که رئیس مکانیسم تنها قاضی تمام وقت است مشتمل بر قدرتی است که به مقام ریاست اعطا شده است. مطابق اساسنامه مکانیسم، رئیس مکانیسم است که تصمیم می گیرد چه زمانی قضات را به مقر مکانیسم دعوت نماید، که در نتیجه تعیین می­نماید چه زمانی کار از راه دور باشد و چه زمانی خیر. به موجب مقررات آیین دادرسی ادله مکانیسم، این نهاد دارای شورای ریاست نمی باشد- به مانند گروهی تشکیل شده در ICTY شامل رئیس، معاون رئیس و قضات رئیس دفاتر دادگاه- برای مشورت کردن در ارتباط با مسائل مهم. بر خلاف رویه دادگاه­های موردی، که برخی از موارد می بایست توسط مجمع قضات تصمیم گرفته می شد، در مکانیسم بررسی همین مسائل مشابه در اختیار رئیس است.
 
مکانیسم همچنین با چالش های دیگری مواجهه شده است؛ از مسائل عملی مربوط به یکسان سازی رویکرد های مختلف دو شعبه و مسئولیت مکانیسم در ارتباط با سیزده نفری که توسط ICTR تبرئه شدند یا آزاد گشتند لیکن در آروشا ماندگار شده اند و نمی خواهند به کشور مبدا خود، یعنی رواندا بازگردند تا موضوعات صلاحیتی و اصل قانونی بودن.
در ایجاد مکانیسم، شورای امنیت هیچ راهنمایی در ارتباط به میزان سهمی که مکانیسم می بایست به رویه های اجرایی و ماهوی ICTR و ICTY بدهد ارائه نکرد. با این حال، در حالی که اساسنامه در این زمینه ساکت بود، شعبه تجدید نظر مکانیسم در اولین تصمیم خود، روشن ساخت که مکانیسم تحت هدایت اصل تداوم هنجاری خواهد بود. این بدان معناست که مکانیسم نظام حقوقی خود را مطابق با رویه قضایی دادگاه های موردی تفسیر خواهد کرد. در این رای، شعبه تجدید نظر عنوان کرد که این امر تنها به دلیل سهولت نیست بلکه اقتضای نفع عدالت چنین است.
اما  در مورد وضعیت هایی که بین رویه های قضایی این دو نهاد هنجارهای متضاد وجود دارد چه باید کرد؟ این سوال در ملاحظات اجرای عفو یا تخفیف مجازات مطرح شد. به موجب رویه قضایی  ICTY، مجرمانی که دو سوم از محکومیت خود را گذرانده باشند برای استفاده از عفو در نظر گرفته می­شوند، در حالی که اشخاص محکوم در ICTR با تحمل سه چهارم محکومیت خود واجد شرایط استفاه از عفو در نظر گرفته می­شوند. در تعیین حل این مسئله، مکانیسم به اصول غالب حقوق بشر مراجعه نمود که بر مبنای آن  زمانیکه در قوانین تعارض وجود دارد شخص متهم باید از  قانونی بهره­مند گردد که مطلوب ترین برای اوست. بر این اساس، مکانیسم کمترین حد دو معیار را تصویب کرد، و این آستانه­ اعمال شده برای تمام اشخاص محکوم در حوزه قضایی مکانیسم است. 
اینها تنها تعداد اندکی از چالش های برخاسته از ساختار و ماموریت های مکانیسم است که این نهاد با آن ها مواجه شده و یا در مواجهه خواهد بود .
 
ما نیاز داریم به این تأمل ادامه دهیم که آیا آیا مکانیسم واقعا مدلی جدید از دادگاه های بین المللی  است، با توجه به آن مبتنی برساختارها و رویکرد های نهادهای پیشین خود است. از یک طرف، تاثیر این نهادهای پیشین بر روی مکانیسم میزان نوآوری را که مکانیسم می تواند و یا باید (به دلایل تداوم هنجاری) داشته باشد محدود می سازد. از سوی دیگر، تاثیر این دو دادگاه بر مکانیسم ممکن است آن را نهاد قوی تری نسبت به زمانی که چنین نبود بسازد. به عبارت دیگر، ما باید از خودمان بپرسیم آیا مدلی که در مکانیسم ظهور و تجلی یافته است اگر برای برعهده گرفتن رسیدگی یک وضعیت جدید بکارگرفته شود به همان میزان کارآمد بود اگر یک مجموعه غنی از رویه های ماهوی و شکلی که مبتنی بر آن است در اختیار نداشت؟
 

چاپ این بخش

  افغانستان و پاکستان، نگاهی تاریخی و آسیب شناسانه به چالشی به نام دیورند -گفتگو با عزی
ارسال‌شده توسط: fardin.84 - 19-08-2017, 06:04 PM - انجمن: حقوق بین المللی عمومی - بدون‌پاسخ

روابط افغانستان با پاکستان از پیدایش و ظهور کشوری نو به نام پاکستان در پس از جنگ جهانی دوم همواره با فراز و  نشیب ها و حتی درگیری های همراه بوده است و در این درگیریها و چالشها  خط مرزی مهم بین دو کشور به نام دیورند ( نام گرفته از معاهده ای به همین نام) نقش مهمی داشته است. در این راستا با توجه به کنش و واکنشهای نوین در مورد این خط برای شناخت بیشتر از ماهیت چالش دیورند و نگاه تاریخی و آسیب شناسانه و مشکلات موانع دورنمای به رسیمت شناختن این خط مرزی به گفتگویی با عزیز آریانفر پژوهشگر و کارشناس مسائل افغانستان پرداخته ایم:
واژگان کلیدی: افغانستان، پاکستان، دیورند، امریکا، پشتون،




مرکز بین المللی مطالعات صلح: اگر نگاهی تاریخی به گذشته افغانستان داشته باشیم شرایط این کشور در دوران امضای پیمان دیورند چه بود؟
به اجازه شما، نخست می خواهم پیش از پرداختن به موضوع خط دیورند، تحلیلی از پس منظر مساله در پرتو علم تاریخ دیپلماسی، ارائه نمایم. چون مساله خط دیورند یک مساله پیچیده حقوقی- تاریخی و ژئوپلتیکی– جیواستراتژیکی است که مطالعه آن مربوط به حوزه تاریخ دیپلماسی می گردد و بدون داشتن آگاهی دقیق از تاریخ منطقه و افغانستان و بررسی تغییر جغرافیای سیاسی منطقه، به دشوار بتوان از آن سر در آورد. به گونه یی که آگاهی دارید، شش سده پیش از امروز، ایران بزرگ تنها ابر قدرت جهان بود که از بسیاری از جهات از کشورهایی چون روسیه، انگلیس، فرانسه و آلمان پیشرفته تر بود و هرات پایتخت دولت شاهرخ تیموری، در اوج شگوفایی و شکوهندگی و مرکز علم و فرهنگ و تمدن جهانی. 
پس از شاهرخ میرزای تیموری، شاهنشاهی بزرگ او  به آهستگی آغاز به فروپاشی کرد و در فرجام در منطقه چهار دولت روی کار آمد- دولت صفوی، دولت بابری هند ،ترکیه عثمانی و خان نشین های آسیای میانه که پس از کشته شدن شیبانی خان ازبک گاه مستقل و گاهی هم باجگزار ایران بودند. دردمندانه در سده هژدهم، در دوره شاه حسین، شاهنشاهی صفوی آغاز به فروپاشی کرد که تعادل و توازن ژئوپلتیکی در منطقه را بر هم زد. روسیه تزاری و ترکیه عثمانی با بهره گیری از تنش های دورنی ایران، آغاز به لشکرکشی به خاک ایران نمودند و بخش هایی از آن را گرفتند. به ویژه لشکرکشی معروف پتر کبیر در 1722 به قفقاز سلسله جنبان رویدادهایی گردید که در آینده بازی بزرگ نام گرفت. همین گونه، سر از سده شانزدهم، نیروهای دریایی کشورهای اروپایی آغاز به سرازیری در کرانه های هند و سپس هم خلیج پارس نمودند. هر چه بود، نادر افشار، سپهدار بزرگ خراسانی توانست دو باره وحدت ایران را احیاء نماید و شاهنشاهی پهناور ایران را به حدود مرزهای تاریخی آن برساند. دردمندانه، پس از نادر، سرداران بزرگ او نتوانستند شاهنشاهی بزرگ و پهناور را نگه دارند و گستره بزرگ ایران به چند بخش تقسیم گردید. در اواخر سده هژدهم، دیگر ایران از جایگاه یک قدرت بزرگ در تراز جهانی افتاده بود. همین گونه، ترکیه عثمانی و هند بابری  هم در آستانه فروپاشی و انقراض قرار داشتند. بر عکس، انگلیس، فرانسه، آلمان و روسیه به قدرت های بزرگ جهانی مبدل گردیده بودند. به ویژه انگلیس با سلطه یابی بر امریکا و روسیه با سلطه یابی بر سیبری در سیمای ابر قدرت های دریایی و زمینی تبارز نموده بودند.
در نیمه نخست سده نزدهم، سرزمین بزرگ خراسان یا ایران شرقی (افغانستان امروزی) دستخوش رویدادهای دراماتیک و خونبار گردیده، سر انجام به چند سردارنشین، خان نشین، میرنشین و بیک نشین فروپاشید.  در شمال هندوکش، میر های بدخشان، خان های خلم، بلخ، میمنه و کندز (کهن دژ) فرمان می راندند که اسما تابه امیر بخارا بودند. در هرات محمود سدوزایی با وزیر قدرتمندنش یار محمد خان الکوزایی (پسان ها ملقب به ظیهر الدوله) فرمان می راند. در قندهار برادران سردار  فتح خان (رحمدل خان، مهر دل خان، پردل خان و کهن دل خان) حاکم بودند که هر دو سردار نشین نیمه مستقل و تا جایی تابع ایران بودند. در کابل در آغاز سردار عظیم خان و پس از وی سردار دوست محمد خان به حکومت رسیده بود. در پیشاور هم برادران دیگر فتح خان به نام برادران پیشاوری فرمان می راندند که پس از افتادن پیشاور به دست سیک ها باجگذار آن ها بودند. به سال 1834 ایران شرقی یا خراسان (افغانستان امروزی) به گونه دراماتیکی وارد عرصه کشاکش های قدرت های بزرگ در پهنه آسیا گردید- آن چه را که رادیارد کیپلینگ- سخنور بزرگ انگلیسی «بازی بزرگ» خواند. 
انگلیسی ها در پی آن شدند تا با ایجاد یک کشور حایل میان متصرفات هندی خود و متصرفات آسیایی روس ها برآیند. نام این کشور حایل را هم افغانستان نهادند. در گذشته تاریخی، افغانستان یکی از استان های تاریخی ایران بود که پیرامون کوه های سلیمان در سرزمین پاکستان امروزی  قرار داشت و شهرهای مهم آن ساول و مستنگ بود. در آغاز، نام افغانستان تنها قندهار و کابل و جلال آباد و پروان را در بر می گرفت. پسانتر در دوره دوم امارت دوست محمد خان شامل شمال هندوکش گردید که به نام ترکستان افغانی مشهور گردیده بود. در آخرین روزهای حیات دوست محمد خان هرات هم شامل افغانستان گردید.
 
مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا موافقتنامه دیورند بین افغانستان و بریتانیا تحمیلی بوده و به زور امضاء شده است؟
داستان تشکیل کشوری به نام افغانستان در محدوده مرزهای سیاسی کنونی چنین است که انگلیسی ها به روس ها پیشنهاد نمودند که منافع دو امپراتوری ایجاب می نماید تا برای پیشگیری از برخورد ممکنه دو امپراتوری میان متصرفات آن ها دیوار جداگری در سیمای یک گستره بوفر کشیده شود. این بود که با توجه به اوضاع نا به سامان و پیجیده و ناآرامی هایی که سراسر گستره کشور کسی جز عبدالرحمان خان واجد چنین شرایطی نبود. یعنی در زمانی که عبدالرحمان خان، در سمرقند در تبعید بسر می برد از سوی بریتانیایی ها با موافقت روس ها به امارت افغانستان گماشته شد. انگلیسی ها شرط گماشتن وی بر امارت افغانستان را از پیش تایید معاهده گندمک از سوی او گذاشته بودند که وی پذیرفته بود. از این رو، ادعای کسانی که موافقتنامه دیورند تحمیلی بوده است و به زور سر عبدالرحمان خان امضاء شده است، ادعایی بیش نیست. زیرا او با آگاهی کامل با توجه به منافع شخصی خویش این موافقتنامه را امضاء نموده بود. هر چند سند پس از چانه زنی های فراوان و زیر تهدید پیوسته انگلیسی ها به امضاء رسید. در این راستا انگلیسی ها پس از آوردن عبدالرحمان خان، دیپلمات ورزیده یی را به نام دیورند به کابل فرستادند و با وی سندی را در باره تحدید مرزهای افغانستان و هند بریتانیایی به امضاء رساندند. این بود که کشوری به نام افغانستان د-ژوری در چهار چوب مرزهای سیاسی کنونی به میان آمد.
مهم ترین موضوع این است که این مرز در دو قرار داد مهم میان دولت امیر امان الله خان و هند بریتانیایی از سوی افغانستان به رسمیت شناخته شده است. در آن هنگام، بریتانیای کبیر شرط به رسمیت شناختن استقلال افغانستان را به رسمیت شناختن و پذیرفتن خط دیورند به عنوان مرز سیاسی میان افغانستان و قلمرو هند بریتانیایی گذاشته بود که افغانستان آن را دو بار رسما پذیرفت.
 
مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا به رسمیت شناختن پاکستان از سوی افغانستان در کنار شناسایی خط دیورند هم بوده است؟
در ماه سپتامبر سال 1947 جلسه ویژه سازمان ملل مبنی بر به رسمیت شناختن پاکستان از سوی جامعه جهانی، پس از ایجاد این کشور و جدا شدن آن از پیکر هند، برگزار گردیده بود. در این جلسه، افغانستان تنها کشوری بود که رای مخالف داد. اما بیست روز بعد، دوباره به دفتر سازمان ملل متحد مراجعه و رای مخالف افغانستان را پس گرفت و به رای موافق تبدیل نمود! همین گونه، معاهده یی که میان افغانستان و پاکستان به امضاء رسیده بود، باید در بایگانی های وزارت های خارجه دو کشور موجود باشد.  بعد ها افغانستان با درک این موضوع، به تحریک شوروی و هند، مساله را از شکل داشتن ادعای ارضی بر پاکستان، با سر دادن شعار احقاق حقوق حقه برادران پشتون و بلوچ به شکل داعیه دادن حق تعیین سرنوشت برای پشتون ها و بلوچ های پاکستان مطرح کرد. داوود خان در این راه تا مرز برخورد نظامی با پاکستان پیش رفت. مگر، سر انجام، ظاهر شاه ناگزیر گردید، داوود را کنار بگذارد و با میانجیگری شاه ایران از مساله پشتونستان بگذرد و مناسبات خود را با پاکستان عادی سازد.
 
مرکز بین المللی مطالعات صلح: شوروی در بعد از جنگ دو جهانی چه نگاهی به خط دیورند داشت؟
شوروی ها که تشکیل کشور پاکستان را خلاف منافع راهبردی خود می دانستند، در پی نابود آن و تقسیم آن به دو بخش پشتونستان + بلوچستان و پنجاب + کشمیر بر آمدند که اولی می بایستی به افغانستان و دومی به هند تعلق می گرفت. این گونه، روس ها می توانستند به آب های گرم راه پیدا نمایند. همین بود که محافل و حلقه های معینی را از جمع اولتراناسیونالیست های پشتون در داخل افغانستان برای رسیدن به این منظور جلب و استخدام نمودند. همچنین آن ها با بهره گیری از اختلافات درونی خاندان شاهی توانستند داوود خان- پسر عم و شوهر خواهر ظاهرشاه را  که عنده دار کرسی نخست وزیری بود، در راس این جنبش قرار دهند. این بود که مساله یی به نام «مساله پشتونستان» و بازپسگیری سرزمین های از دست رفته به میان آمد. پس از کودتای 27 آوریل1987 بار دیگر، به مساله پشتونستان و خط دیورند با کار گردانی مسکو از پشت پرده با نیروی تازه یی دامن زده شد.
 
مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به  اینکه مارک گراسمن نماینده ویژه امریکا برای افغانستان و پاکستان در جریان سفر به کابل گفته بود که امریکا خط دیورند را به عنوان مرز رسمی میان افغانستان وپاکستان میشناسد. به نگاه شما هدف بنیادین و اساسی امریکا از اعلام به رسیمت شناختن خط دیورند چیست ؟
اکنون در کابل یک رژیم اولتراناسیونالیست پشتون روی کار است. این بار با تکیه به سرنیزه امریکا. این دولت چنین استدلال می کند که «افغانستان از سوی کشورهای حریص منطقه به ویژه پاکستان با چالش فروپاشی رو به رو است و برای ابقای خود و همین گونه برای استقرار دموکراسی، عدالت اجتماعی، برابری حقوق زنان و مردان، نهادینه شدن جامعه مدنی و… حفظ تمامیت ارضی، حاکمیت ملی و استقلال کشور باید با امریکا پیمان همکاری های راهبردی و دفاعی امضاء نماید. در عین حال، این رژیم هم بر پاکستان ادعادی ارضی دارد و سه چهارم خاک آن را جزء لاینفک خاک خود می شمارد! 
روشن است چنین چیزی برای امریکایی ها پذیرا و عملی نیست. چه چنین چیزی نه تنها کلیت استراتیژی امریکا در منطقه را  زیر سوال خواهد برد، بل با نکوهش شدید جامعه جهانی، افکار عامه مردم امریکا و گذشته از آن با مخالفت شدید روسیه و پیمان شانگهای رو به رو خواهد گردید. از همین رو، تنها چیزی که برای امریکا می ماند این است که دولت افغانستان با امضای پیمان استراتژیک با پاکستان، بر سر خط دیورند معامله نماید. در همین پیوند، امریکایی ها در تلاش مجاب ساختن پاکستان اند و می کوشند تا به پاکستان اطمینان بدهند که دولت افغانستان را وادار گردانند تا از خط دیورند بگذرد و دیگر تهدیدی برای تمامیت ارضی آن کشور نخواهد بود.
هویدا است که پاکستان به این تلاش های امریکایی ها بهایی نمی دهند.  همین گونه، روشن است چنین چیزی برای اولتراناسیونالیست های تندرو پشتون که گردانندگان اصلی دولت کنونی و ستون فقرات آن هستند، هم پذیرا نیست و با همه نیرو با آن به مخالفت برخاسته اند. این است که بن بست سر درگمی پدید آمده است که روشن نیست گره آن چگونه گشوده خواهد شد؟ بنابراین باید اظهارات اخیر دبیر کل ناتو و سفیر امریکا در کابل را در راستای دلاسا ساختن پاکستان و پاشیدن آب سرد روی آتش بر افروخته شده از سوی تندوران کابل ارزیابی کرد.
 
مرکز بین المللی مطالعات صلح: نگاه کنونی جامعه جهانی با مساله خط دیورند  چیست؟
در تراز جهانی، مساله دیورند چونان یک مساله مختومه، حل شده و پایان یافته ارزیابی می گردد و کسی حاضر نیست خود را در مورد آن به درد سر بیندازد. هر چند، از دیدگاه علم تاریخ دیپلماسی، کارشناسان مسایل منطقه یی هر از چند گاهی، به بررسی پهلوهای گوناگون آن می پردازند. با این هم، برخی از کشورها در پی بهره برداری ابزاری از مساله به سود منافع و مطامع خود هستند. به هر رو، با توجه به این که همه کشورهای جهان پاکستان را به رسمیت شناخته است و افغانستان هم کشور پاکستان را به رسمیت شناخته است، همه سازمان های بین المللی از جمله ناتو و سازمان کشورهای اسلامی، سازمان شانگهای، سارک و اکو هم پاکستان را به رسمیت می شناسند، دیگر هیچ گونه ادعای ارضی یی بر سه چهارم خاک پاکستان و گذشته از آن به رسمیت نشناختن 2640 کیلومتر مرز شناخته شده بین المللی میان دو کشور هیچ منطقی را بر نمی تابد و مغایر همه موازین حقوق بین المللی (بین الدول) است.  از این رو، هیچ گونه دعوی افغانستان مبنی بر ادعای ارضی در در مجامع بین المللی در هیچ جا حتا مطرح هم شده نمی تواند، یعنی بی مورد و بی ربط و مختومه است. یعنی امروز همه کشورهای جهان و همه سازمان های بین المللی، از جمله سازمان ملل، ناتو، سازمان همکاری کشورهای اسلامی؛ هم افغانستان و هم پاکستان را با همین مرزهای شناخته شده بین المللی به رسمیت می شناسند.
 
مرکز بین المللی مطالعات صلح: اگر به احزاب و گروه های قومی داخل افغانستان نگاهی داشته باشیم از نظر سنخ شناسی کدام جریان ها نسبت به رسمیت شناختن خط دیورند نگاهی خصومت ورزانه دارند ؟
در چند دهه گذشته اولتراناسیونالیست های تندرو پشتون (که با کودتاهای رهزنانه به قدرت رسیده بودند)، برای دستیابی به آرمان خیالبافانه «پشتونستان بزرگ» (که خواب است  و خیال است و محال است و جنون)، افغانستان را فدای پشتونستان کردند و در دام پهن شده از سوی شوروی افتادند و تره کی با امضای پیمان دفاعی (راهبردی) با آن کشور، افغانستان را با چالش خانمان برانداز و بزرگی در تراز جهانی رو به ساخت. در آن برهه، اولتراناسیونالیست های چپگرای افغانستان مانند خلقی ها و دیگر پیروان مسکو چنین استدلال می کردند چاره یی دیگری جز بستن پیمان دفاعی با اردوگاه سوسیالیستی به رهبری شوروی کبیر ندارد و نیازمند کمک نظامی انترناسیونالیستی شوروی برای نجات تمامیت ارضی، استقلال و حاکمیت ملی خود است. در آن  هنگام داکتر موسی شفیق آخرین نخست وزیر نظام پادشاهی افغانستان در باره مساله نامنهاد «پشتونستان» گفته بود : «ما نباید افغانستان را فدای پشتونستان «خیالی» کنیم».
اکنون نیز تنها محافل محدود و معلوم الحالی هم در داخل دولت و هم در حلقات مربوط به آن در بیرون از دولت، هنوز هم پرونده را مختومه نپنداشته، هر از چند گاهی با برپایی هنگامه و های و هوی بر این دهل می کوبند. اما باید دانست که مرز بین المللی میان افغانستان و پاکستان که یک حقیقت مسلم بین المللی است هم د – فاکتو و هم د- ژوری و هیچ گونه ادعای ارضی بر یک کشور مستقل که منجر به نابودی آن گردد، از دیدگاه حقوق بین الدول منطق ندارد.
این ماجرا دردمندانه از سوی گروهی نادان و ماجراجو بیش از نیم سده است که چونان پیراهن عثمان برای بهره برداری های ناجایز سیاسی علم شده است و چنین آوازه شده است که گویی «معاهده دیورند» صد سال اعتبار داشته است. شگفتی برانگیز است که کسانی که چنین اداعاهای بیهوده می نمایند، خود را زحمت نمی دهند که حتا یک بار اصل سند را بخوانند.
با توجه به این که همه دولتمردان ما از دست رفتن سرزمین های برباد رفته را رسما پذیرفته اند و از سوی دیگر، همه مرزهای کنونی به رسمیت شناخته بین المللی بلا استثناء استعماری اند، شعار بازپسگیری سرزمین های از دست رفته و تغییر مرزهای شناخته شده بین المللی، آن هم در بیچارگی و ناتوانی و سیه روزی کنونی به زور سرنیزه نیروهای خارجی، رویایی بیش نیست و سر دادن چنین شعارهای بیمارگونه، چنانی که در گذشته تنها به سود دشمنان ما بوده است، باز هم خواهد بود. 
دگرگونسازی تاریخ و سرنوشت منطقه و تغییر نقشه سیاسی جهان و تجزیه چندین کشور و برپایی چند کشور جدید بنا به نشانه های تباری، زبانی و… پیش بیندازیم، در اوضاع و احوال پیچیده  کنونی چیزی جز کوبیدن خون( به جای آب) در هاون نخواهد بوده و فاقد هرگونه منطق است.
 
مرکز بین المللی مطالعات صلح: در یک دهه ی اخیر بسیاری از کارشناسان بر این نظرند  که هنوز پاکستان از طالبان به عنوان اهرم سیاسی مهمی در برابر به رسمیت شناختن خط دیورند بهره می گیرد. در این حال نگاه کنونی پاکستان به خط دیورند چیست؟
در گذشته روشن بود پاکستان نمی توانست با دولتی که  با سر دادن شعار دیوانه وار (از آمو تا سند، خاک افغان ها است!) بر سه چهارم خاک آن ادعای ارضی داشت و با یک ابرقدرت پیمان استراتیژیک بسته بود، از سر سازش پیش آید. همین بود که به یاری کشورهای عربی، امریکا، اسراییل و چین (که به شدت امنیت ملی خود را با خطر رو به رو می دیدند) و… هیولای بنیادگرایی اسلامی را با هزینه نمودن میلیاردها دالر به جان افغانستان انداخت.
اکنون هم روشن است پاکستان نمی تواند با دولتی که گردانندگان آن بر سه چهارم خاک آن ادعای ارضی دارند و قرار است با یک ابر قدرت دیگر در ازای تدوام و ابقای اقتدار شخصی و گروهی خود، پیمان دفاعی به امضاء برسانند، کنار آید. از همین رو، تنها در صورتی حاضر است حضور دایمی و پایگاه های دایمی امریکا در خاک افغانستان را به گونه مشروط بپذیرد که امریکایی ها روی کار آمدن دوباره طالبان را (که تمامیت ارضی پاکستان را تهدید نمی نمایند)، بپذیرند و امور افغانستان را دربست به پاکستان بسپارند.
در این اواخر جنرال های پنجابی به دنبال گسترش مرزهای پاکستان تا آمو و جنرال های پشتون تا دامنه های هندوکش برآمده اند و امیدوارند این بار به یاری چین، عربستان و قطر به این هدف دست یابند. پاکستانی ها با همین دستاویز، به دامن زدن به بنیادگرایی اسلامی پرداختند و افغانستان را برباد کردند.
 اکنون هم همان آش و همان کاسه است. این بار پاکستانی ها باز هم می گویند که «گروهی از افغان های وطن فروش و ملحد، با یهود و نصارا و هندو همدست شده، با آن ها پیمان استراتیژیک بسته، یک صد و سی هزار سپاهی بیگانه را به کشور خود آورده و باز هم کشور خود را فروخته اند. باز هم بر خاک اسلامی پاکستان ادعای ارضی دارند و می خواهند کشور ما را از میان ببرند. پاکستان حق دارد با هر وسیله ممکنه از کشور و تمامیت ارضی خود و حریم اسلام دفاع نماید». همین است که این بار هیولای طالب را به جان مردم افغانستان افگنده است  تا باز هم  تار و پود و شیرازه هستی ما را  بگسلاند.
 
 
 مرکز بین المللی مطالعات صلح: پاکستان اعلام کرده است که خط دیورند مرزشناخته شده بین المللی می باشد. در این بین آیا می توان تصور کرد پاکستان در آینده به نوعی دست از حمایت طالبان بکشد ؟
در واقع، مساله پشتون های آن سوی مرز دیورند، مساله داخلی پاکستان بوده، هیچ ربطی به مردم افغانستان ندارد. و هر گونه مداخله در امور آن ها، مداخله در امور یک کشور دیگر است و نقض آشکار موازین حقوقی بین المللی هم شمرده می شود. همان گونه که سرنوشت تاجیک های ازبکستان که یک سوم نفوس 27 میلیونی آن را تشکیل می دهند، هیچ ربطی به تاجیک های افغانستان و تاجیکستان ندارد. یعنی این که پشتون ها و بلوچ های پاکستان در چهارچوب کشور پاکستان خواهان چه سیستمی هستند یا از چه حقوق برخوردار اند یا می خواهند آن را به دست بیاورند، یا خواهان خودمختاری یا چیز دیگری هستند، هیچ ربطی به ما ندارد و  منافع ملی افغانستان ایجاب نمی نماید که در امور  داخلی کشور پاکستان مداخله نموده و این گونه دستاویز و بهانه مداخله متقابل از سوی آن کشور را به دست آی. اس.آی. بدهیم.
 
مرکز بین المللی مطالعات صلح: از دیدگاه حقوق بین الملل طرح دوباره مساله دیورند چه جایگاهی دارد ؟
موضوع پیوندهای تباری، زبانی، فرهنگی و ….. نیز از دیدگاه حقوق بین المللی نیز نمی تواند برهان قاطعی در حل مسایل پیچیده حقوقی در تراز بین المللی و مناسبات میان کشورها گردد. تازه این هم تنها مختص به افغانستان و پاکستان نمی باشد. هرگاه قرار باشد چنین مسایلی در تراز جهانی مطرح گردد، صلح در سراسر جهان برهم خواهد خورد و کشورهای بسیاری درگیر جنگ های بی پایان و خونین خواهند گردید. همچنان مساله تعیین سرنوشت یک اقلیت تباری که در یک کشور همسایه منطق استواری ندارد و در آیین حقوقی بین المللی مداخله آشکار در امور داخلی کشور دیگری ارزیابی می شود.
به هر رو، هر گونه دعوایی بر سر این که چون قرار دادهای گذشته چون زیر اجبار به امضاء رسیده اند، فاقد اعتبار حقوقی اند؛ هم راهی به دهی نمی برد. چرا که در آن صورت ترکیه می تواند بر بخش بزرگی از کشورهای عربی و اروپایی تا مرزهای وین کشور اتریش ادعای ارضی نماید. همین گونه ایران هم می تواند بر دست کم بر پانزده کشور جهان از جمله افغانستان ادعای ارضی نماید.  گذشته از این موضوع که لویه جرگه سال 1949 به گونه یک جانبه همه قرار دادهای استعماری گذشته میان همه دولت های پیشین افغانستان در رابطه با «خط دیورند» را باطل و فاقد اعتبار اعلام نموده بود با به رسمیت شناخته شدن پاکستان از سوی افغانستان و امضای معاهده جدید میان داکتر نجیب الله خان توروایانا و ظفرالله خان قوت خود را از دست داده بودند و خود به خود ملغا، منسوخ و ابطال گردیده بودند. 
 
مرکز بین المللی مطالعات صلح: تاثیر معاهده دیورند در آینده سیاست خارجی افغانستان چیست؟
بیش از یک قرن «معاهده دیورند» و «پشتونستان» محور اصلی سیاست خارجی افغانستان را تشکیل می دهد، نه دولت افغانستان و نه مردم می دانند که موضوع بر سر چیست؟ آیا دولت افغانستان رسما بر پاکستان ادعای ارضی دارد؟ روشن است پاسخ این پرسش منفی می باشد. چون چنین ادعایی در تراز جهانی فاقد هرگونه پایه حقوقی است و در هیچ مرجع و دادگاهی بین المللی کسی به آن گوش فرا نخواهد داد. چون با اصل پذیرفته شده موازین حقوق بین الدول «ناموجه بودن انکار پس از اقرار» در تعارض است.  از همین رو هم تا کنون هیچ یک از دولت های افغانستان رسما بر پاکستان ادعای ارضی ننموده است و هم نمی تواند بکند. پس ما چه می خواهیم؟
روشن است مادامی که تفکر سخت ابزاری غیر ریالستیک فاجعه بار بازمانده از دوران جنگ سرد – تجزیه پاکستان و بازپسگیری سرزمین های پشتون نشین به یاری یک ابر قدرت(حال مهم نیست کدام قدرت زیرا خود پشتون های افغانستان به تنهایی توان این کار را ندارند) و دستیابی به سرزمین های از دست رفته و ایجاد «افغانستان بزرگ؟!» (در واقع پشتونستان بزرگ) و انحصار گرایی افراطی در قدرت دولتی  در درون دولت که جلو مشارکت راستین ملی را در کشور می گیرد؛ کنار گذاشته نشده و جای آن را یک تفکر نوین، خردورزانه، آگاهانه، واقعبینانه و سازنده که تنها متوجه بهروزی و رهایی پشتون ها و سایر باشندگان این مرز و بوم از زندان ترسناکی که سیاستمداران پیرامون آن ها برافراشته اند، باشد، (در چهار چوب گستره کنونی افغانستان نگیرد، دشوار خواهد بود کشور و منطقه به ویژه باشندگان خوار و زار و نگونبخت نوار مرزی بتوانند از این «دایره شیطانی مصیبت» بیرون گردند. همچنین مادامی که در افغانستان یک دولت فرا گیر و مستقل ملی با مشارکت دادگرانه و راستین همه باشندگان کشور، به میان نیاید، و سرنوشت کشور به دست دولت های دست نشانده غیر ملی و رهبران ابزاری باشد، محال است این داستان دنباله دار شوم استعماری به پایان برسد.
 
افغانستان و پاکستان، نگاهی تاریخی و آسیب شناسانه به چالشی به نام دیورند -گفتگو با عزیز آریانفر کارشناس مسائل افغانستان و رییس پیشین مرکز مطالعات استراتژیک وزارت خارجه افغانستان



مرکز بین المللی مطالعات صلح: اگر به چشم انداز آینده روابط  افغانستان و پاکستان نظری داشته باشیم به رسمیت شناختن یا نشناختن خط دیورند از سوی افغانستان  چه تاثیری بر آینده ی روابط دو کشور دارد ؟
شانس افغانستان برای تجزیه پاکستان و بازپسگیری «سرزمین های از دست رفته» صفر است. چون پاکستان با داشتن 170 میلیون باشنده، داشتن نیروهای مسلح نزدیک به یک میلیون نفری و برخوردار بودن از حمایت امریکا، چین، کشورهای عربی و اسلامی و ایران و داشتن جنگ افزارهای هسته یی و منافع ملی تعریف شده که از سوی همه باشندگان آن از جمله پشتون ها پذیرفته شده است، در جایگاه بس استواری قرار دارد. حتا هندوستان هم خواهان تجزیه و نابودی پاکستان نیست. برعکس افغانستان، در موقعیت بسیار لرزان و آسیب پذیر قرار دارد. باید توجه داشت که داشتن ادعای ارضی بر پاکستان، به تیشه پاکستان در زمینه مداخله در امور داخلی افغانستان دسته می دهد.
افغانستان هم پاکستان را به عنوان یک کشور عضو سازمان ملل به رسمیت می شناسد و در مقابل پاکستان هم افغانستان را با همین مرزها به رسمیت می شناسد. افغانستان در پاکستان سفارت و در شهرهای پیشاور و کراچی کونسولگری دارد. روشن است تا کنون در پهنه سیاسی پیشینه نداشته است که کشوری یک کشور دیگر را به رسمیت بشناسد و بگوید که سه چهارم خاک آن را جزو لاینفک خاک خود می شمارد!! و 2640 کیلومتر خط مرزی آن را به رسمیت نمی شناسد؟!. چنین اظهاراتی هیچ منطقی را بر نمی تابد.

چاپ این بخش

  تأثیر قواعد آمره حقوق بین الملل بر تفسیر و اجرای قطعنامه های شورای امنیت
ارسال‌شده توسط: fardin.84 - 19-08-2017, 06:00 PM - انجمن: حقوق معاهدات - بدون‌پاسخ

آلکساندر اُرکلَشویلی
ترجمه و تحقیق: سید قاسم زمانی
چکیده: "شورای امنیت سازمان ملل متحد قدرتمندترین نهاد سیاسی بین المللی
به شمار می رود که تاکنون در سطح جهانی ایجاد شده است . موجودیت و
اختیارات شورا که بر منشور ملل متحد مبتنی است حکایت از آن دارد که شورا
مورد حمایت کل جامعه بین المللی قرار دارد. با این حال اراده کل جامعه بین
المللی می تواند در سطوح مختلف و به شیوه های گوناگون تجلی یابد . در
حقوق بین الملل معاصر تردیدی وجود ندارد که جامعه بین المللی برای قواعد
آمره اهمیتی خاص ، و شأن و منزلتی برتر قائل است . از این رو، تقابل میان این
نورم های برتر و اختیارات شورای امنیت یکی از محوری ترین مسائل حقوق
بین الملل است . در این مقاله تقابل فوق بویژه با توجه به درگیری های
خاورمیانه و یوگسلاوی سابق مورد بررسی قرار گرفته تا قلمرو و آثار حقوقی
قواعد آمره بین المللی بر اختیارات شورای امنیت معین شود."
کلمه های کلیدی:
• حقوق بین الملل
• شورای امنیت
• قواعد آمره
• صلح و امنیت بین المللی
• تجاوز از حدود اختیارات


منابع (نشریه):
پژوهشهای حقوقی 1384 شماره 7

چاپ این بخش

  LLM عدالت کیفری بین المللی و درگیری های مسلحانه
ارسال‌شده توسط: fardin.84 - 19-08-2017, 05:58 PM - انجمن: حقوق بین الملل کیفری - بدون‌پاسخ

The University of Nottingham - Faculty of Social Sciences
LLM عدالت کیفری بین المللی و درگیری های مسلحانه
درگیری های مسلحانه، هر دو بین المللی و در داخل مرزهای یک دولت، در حال وقوع در سراسر جهان. با ظهور تروریسم جهانی، تمایز سنتی بین درگیری های مسلحانه میان دولت و درگیری های مسلحانه داخلی در حال محوشدن است. در همین حال، جنایات بین المللی در حال به صورت روزانه صورت گرفته است. چگونه قانون برخورد با این؟
عدالت کیفری و منازعات مسلحانه LLM بین المللی شما فراهم می کند با یک فرصت برای توسعه یک دید کلی جامع از قانون حاکم بر استفاده از زور از طرف دولت، قانون قابل اعمال به رفتار خصومت، و نظام عدالت کیفری بین المللی است. شما دعوت خواهد شد به نظر مسائل جاری و چالش های مدرن به قانون و سیاست اطراف جنگ و عدالت، و همچنین به عنوان پاسخ های حقوقی و فلسفی به جرم و جنایت بین المللی است.
شما می توانید توسط کارشناسان شناخته شده بین المللی در این زمینه، که بسیاری از آنها با سازمان های بین المللی مربوطه از جمله دیوان کیفری بین المللی و دادگاه ویژه سیرالئون کار کرده اند تدریس می شود.
حقایق کلیدی

  • دانشکده حقوق به طور مداوم در میان دانشکدههای حقوق برتر جهان در رتبه بندی دانشگاه های QS جهانی با موضوع 2017 رتبه بندی شده، به 5 در بار و دانشگاه ساندی تایمز راهنمای سال 2017، و در 100 صفحه در سراسر جهان
  • از زمان معرفی آن در سال 1987، برنامه LLM ما در حال افزایش است در محبوبیت و اعتبار و در حال حاضر هر سال جذب حدود 140 تا 160 دانش آموز، از بیش از 50 کشور، تایید آن را به عنوان یکی از برنامه های LLM منجر دسترس
  • تحقیقات به رهبری تدریس بدان معنی است که شما را به مسائل جاری، بحث پیشرفته، و تفکر خلاق و سمینارها مهمان به طور منظم و سخنرانی در معرض، تحویل داده شده توسط محققان برجسته و پزشکان مکمل تدریس در دانشکده
  • منابع اختصاص داده شده برای دانش آموزان در مدرسه، از جمله مشاور مهارت های حقوقی که ارائه کارگاه های آموزشی و یک به یک جلسه، اتاق کامپیوتر دانشکده حقوق و یک اتاق مطالعه قانون در کتابخانه هالوارد، کمک به یک تجربه یادگیری منحصر به فرد و مثبت
  • مدرسه لذت می برد روابط حرفه ای با نهادهای بین المللی، شرکت های پیشرو قوانین بریتانیا، بخش خصوصی و مشاوره، ادارات دولتی، هر دو سازمان داخلی و خارجی، و غیر دولتی
جزئیات دوره
شما باید حداقل 90 اعتبارات ارزش از ماژول از متخصص مقدماتی گزینه های ماژول برای عدالت کیفری بین المللی و LLM درگیری های مسلحانه را تکمیل کنید. این شامل ماژول اجباری قانون کیفری بین المللی. مابقی 30 اعتبارات مورد نیاز برای تکمیل مرحله آموزش داده از درجه را می توان از مجموعه ای کامل از ماژول های ارائه شده در تمام برنامه های LLM ما انتخاب شده است.
علاوه بر این، شما باید یک موضوع پایان نامه که در زمینه عدالت کیفری بین المللی و درگیری های مسلحانه می افتد، ارتباط به گزینه های ماژول مقدماتی که انجام شد و را انتخاب کنید. هدایت و حمایت در تصمیم گیری موضوع پایان نامه و طراحی پروژه خود را از طریق کارگاه های قرار دادی و پشتیبانی یک به یک ارائه شده است.
تعلیم
این برنامه LLM عمل گروه آموزش سمینار کوچک هر جا که ممکن، اجازه می دهد برای یک تجربه یادگیری یکپارچه و تعاملی است. شما را تشویق و انتظار می رود به آماده شدن برای، و شرکت در، سمینارها به طوری که شما به حداکثر سود را از این جلسات تدریس.
ارزیابی مدولار
همه دوره های آموزش داده شده توسط معاینه و یا مقاله، و یا ترکیبی از هر دو ارزیابی شده است. تمام ارزیابی اتفاق در پایان دوره بهار.
تکالیف عمل، کارگاههای آموزشی در مورد جمله روش آزمون و مدیریت زمان، و همچنین جلسه یک به یک با مشاور مهارت های حقوقی هستند در طول سال تحصیلی ارائه شده به شما برای این ارزیابی ها آماده کند.
ماژول
هسته
  • قانون جنایی بین المللی
گزینه های ماژول مقدماتی
  • مسائل معاصر در عدالت کیفری
  • بازداشت و حبس در نظام عدالت کیفری بین المللی
  • حقوق بین الملل و تطبیقی مجازات و حقوق بشر
  • شواهد کیفری بین المللی
  • قوانین بین المللی بشردوستانه
  • مبانی فلسفی حقوق بشر و عدالت کیفری
  • اصول حقوق بین الملل عمومی
  • حفاظت از پناهندگان و آوارگان در حقوق بین الملل
  • قانون سازمان ملل متحد
ماژول های ما ارائه می دهیم با منافع تحقیقات از کارکنان ما الهام گرفته و به عنوان یک نتیجه ممکن است به دلایل تغییر دهید، به عنوان مثال، پیشرفت های تحقیقاتی و یا تغییرات قانون. این لیست نمونه ای از ماژول های معمولی ما ارائه می دهیم، نه یک لیست قطعی است.
فرصت های شغلی
دانشجویان کارشناسی ارشد خود را به طیف بسیار گسترده ای از مشاغل است. بسیاری از فارغ التحصیلان یا به حرفه های حقوقی رفتن یا بازگشت به مشاغل قانونی قبلی خود را با تجربه و چشم انداز افزایش یافته است با تجارب خود را در این دوره خود را. تعداد زیادی نیز با سازمان های غیر دولتی کار می کنند، و یا بازگشت به کشورهای خود را با مهارت های مربوط به کمک به اضافه کردن به توسعه آینده آن کشور است.
انتخاب از فارغ التحصیلان پیشرفت بر روی برنامه دکترا ما هر سال، به منظور پیشرفت حرفه ای علمی خود را. این دانش آموزان اغلب انتخاب کنید که در دانشگاه ناتینگهام فراتر دکترای خود باقی بماند، با تعدادی از دانشگاهیان فعلی ما تکمیل هر دو LLM و یا برنامه های کارشناسی ارشد و دکترا با ما قبل از عضو از کارکنان تبدیل شده است.
میانگین حقوق اولیه و پیشرفت حرفه ای
در سال 2015، 93٪ از فوق لیسانس در دانشکده حقوق که برای اشتغال در دسترس بود کار یا مطالعه بیشتر ظرف شش ماه از فارغ التحصیلی جلب کرده. میانگین حقوق اولیه £ 27،031 با بالاترین بودن 40،800 £ بود. مقصدهای شناخته شده تمام وقت خانه فوق لیسانس درجه بالاتر 2014/15. حقوق ها بر اساس آن در تمام وقت اشتغال در انگلستان پرداخت می شود.
چشم انداز شغلی و استخدام
کسب مدرک کارشناسی ارشد نشان می دهد که سطح بالایی از دانش در یک رشته خاص است. این که آیا شما با استفاده از آن به منظور افزایش اشتغال خود را، و آماده سازی برای تحقیقات علمی بیشتر و یا به عنوان وسیله ای آموزش حرفه ای، شما ممکن است از مشاوره شغلی که چگونه شما می توانید مهارت های جدید خود را یافت به پتانسیل کامل خود استفاده بهره مند شوند.
فرصتهای شغلی ما و خدمات استخدام شما کمک خواهد کرد انجام این کار، همکاری با شما برای بررسی گزینه های خود را و به دعوت از شما برای حضور در حوادث استخدام که در آن شما می توانید کارفرمایان بالقوه، و همچنین نشان می دهد فرصت های توسعه بیشتر، مانند مربوطه دادن تجربه کاری و کارگاه های آموزشی مهارت های دیدار خواهد کرد.
دانشگاه ناتینگهام بهترین دانشگاه در انگلستان برای اشتغال فارغ التحصیل با توجه به زمان و دانشگاه ساندی تایمز راهنمای 2017 است.
شرایط ورود
  • 2: 1 (یا معادل آن بین المللی) در قانون، علوم انسانی یا علوم اجتماعی
  • IELTS: 7.0 (با کمتر از 7.0 در نوشتن، 6.5 در خواندن و 6.0 در صحبت کردن و گوش دادن)؛ اگر این نمرات را برآورده نمی کند، دوره های مقدماتی انگلیسی در دسترس هستند
این مدرسه این برنامه ها را ارائه می نماید:
  • انگلیسی

چاپ این بخش

  وضعیت دولت ـ کشورهای ناتوان در حقوق بین الملل معاصر
ارسال‌شده توسط: fardin.84 - 19-08-2017, 05:48 PM - انجمن: حقوق بین المللی عمومی - بدون‌پاسخ

پژوهش حقوق عمومی
مقاله 2، دوره 15، شماره 39، تابستان 1392، صفحه 35-60  [عکس: xml1.png] اصل مقاله (356 K)
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
نویسندگان
آرامش شهبازی1؛ خدیجه جوادی شریف2
1دکترای حقوق بین الملل و مدرس دانشگاه
2دانشجوی دکترای حقوق بین الملل دانشگاه پیام نور
چکیده
طبق کنوانسیون مونته ویدئو، دولت به عنوان شخص حقوق بین الملل دارای جمعیت دائمی، سرزمین معین، حکومت و توانایی برقراری روابط با سایر دولت هاست. دولت خودمختار و مستقل، انحصار به کارگیری اجبار فیزیکی را به صورت قانونی در اختیار دارد. از طرف دیگر، دولت واقعیتی حقوقی است، این واقعیت حقوقی به منزله یک نظام هنجاری می تواند به صورت الزام آوری، بالاخص به صورت مستقل و مسلط، اِعمال اقتدار کند.
بر اساس برخی معیارهای عینی، اگر دولتی نتواند در چارچوب مرزهای خود بر سرزمین و مردم خویش اعمال اقتدار نماید و قادر به ارائه خدمات سیاسی به جمعیت خود نباشد و در آن سرزمین جنگ های داخلی و نقض های گسترده حقوق بشر صورت گیرد اما قادر به حل و فصل این مسائل نباشد، «ناتوان» محسوب می شود. برجسته ترین نمود ناتوانی دولت ، فقدان حکومت مقتدر است. علاوه بر معضلات داخلی، این دولت به خاطر روانه کردن سیلی از آوارگان به دولت های همسایه و فراهم کردن زمینه های مداخلات بشردوستانه و امکان تبدیل شدن به مامنی برای تروریست ها تهدیداتی جدی را متوجه جامعه بین المللی می کنند. نامیدن یک دولت به عنوان ضعیف یا ناتوان بیشتر مسئله ارزیابی و بررسی بی کفایتی آن در اجرای کارویژه هایش است. فروپاشی دولت دارای اوصاف داخلی و خارجی است که هم بر جامعه خود و هم بر جامعه بین المللی تاثیر می گذارد؛ با این حال، این دولت طبق حقوق بین الملل معاصر، دولت محسوب می شوند هرچند دچار سوء عملکرد است. دراین مقاله ضمن بررسی ماهیت دولت ناتوان در حقوق بین الملل معاصر به موراد عینی و عملی آن در رویه بین المللی خواهیم پرداخت و از خلال این قضیه می کوشیم تا برخی ابعاد مبهم قضیه را مورد شناسایی قرار دهیم.
کلیدواژه ها
دولت کشور؛ حاکمیت؛ فروپاشی؛ اقتدار؛ امنیت بین المللی

اصل مقاله
در این جهان پهناور، هستند دولت هایی که آنچنان در بحران های شدید یا خصومت های داخلی
گرفتار شده اند که دیگر برای مهار یا رفع مشکلات خود رمقی برایشان باقی نمانده است؛ تا آن
نام « ناتوان » حد که امکان دارد به یک باره فروبپاشند و منهدم شوند. این دولت ها که دولت های
گرفته اند، نه تنها در استقرار صلح و امنیت در اندرون مرزهای خود عاجز ماند هاند، صلح و
را در جامعه « صلح مدن ی » امنیت تمامی جهان را نیز به مخاطره افکنده اند و چون قادر نیستند
خود به پا دارند، معمولاً هم نخجیر همسایگاناند و هم درگیر جنگ های داخلی که ممکن است
بین المللی شود و در نتیجه منابع طبیعی خاکشان را جولانگاه غارتگران کند و جمعیت کشورش
107 ). اصطلاح دولت های ناتوان یکی از : را طعمه آتش و باروت سازد. (فلسفی، 1389
جدیدترین اصطلاحات در حوزة ادبیات حقوق بینالملل است. شاید بتوان ا د عا کرد که این
اصطلاح همین ده یا دوازده سال قبل، یعنی در نخستین سالهای هزارة سوم میلاد ی، به معنای
امروزی در نظام بینالمللی کاربرد حقوقی یافته اس ت. البته مفهوم این اصطلاح ساب قۀ نسبت ا طولانیتری داشته و تحت عناوین و تعابیر دیگری تقریباً در طول دو دهۀ گذشته درحوز ههای
حقوق اساسی، روابط بینالملل و حقوق عمومی به نحوی مطرح بوده است. با این وصف و با
قبول این واقعیت که مفهوم دولت های ناتوان، به عنوان بخشی از واقعیت سیاسی از زمان ایجاد
نظام بین المللی دولت ها وجود داشته، از لحاظ تاریخی این مفهوم به دوران استعماری
بازمی گردد.
با پایان جنگ س رد و تسریع در فرایند جهان یشد ن 1، موج تأسیس دولت و اضمحلال
دولت ها، مسئلۀ دولت های ناتوان در سرخط دستور کار سیاست بی نالملل و حقوق بشر قرار
اندیشمندان روابط بین الملل، معانی مختلفی را برای .(Enzensberger, 1993, p. گرفت ( 12
توصیف این رویداد که با تغییرات بین المللی ایجاد شده بکار بسته و تعابیری مانند دول تهای
1. Globalization
وضعیت دولت  کشور های ناتوان در حقوق بین الملل معاصر 37
ناتوان 1 یا فروپاشیده، 2 را به ادبیات حوزه حقوق و روابط بین الملل افزوده اند. به عبارتی م یتوان
گفت دولت ناتوان وصف دولت های ضعیف، بی ثبات 3 و در حال فروپاشی 4 است. 5
به هر حال، اصطلاح دولت های ناتوان همزمان با طرح تعابیری چون دول تهای حامی
تروریسم در کانون توجهات جامعه بین المللی قرار گرفت. در واقع به نوعی می توان گفت که
این مفهوم از مفاهیم دوران بعد از جنگ سرد است که با پایان یافتن جنگ سرد و برچیده شدن
سنگرهای مبارزة میان دو بلوک شرق و غرب، شعار مبارزه علیه فتنۀ تروریسم، جایگزین شعار
مقابله یا تهاجم گستردة کمونیسم شد. وزیر امور خارجه دولت ریگان، تروریسم مورد حمایت
دولت را طاعون در حال گسترش خواند که ا ز طرف مخالفان تمدن دامن زده م یشو د. 6
به این ترتیب، مشابه تدابیری که امروزه از (Chomsky, “Superpower and failed states” )
طرف کشورهای توسعه یافته و صنعتی در مورد دولت های ناتوان اتخاذ میشود، در اوایل برضد
دولت های حامی تروریسم اتخاذ میشد. 7
تاریخ نشان می دهد گسترش تروریسم بینالمللی، فعالیت های جنایی فراملّی و منافع غربی در
دولت های ناتوان همزمان روی میدهد. نمونه های روشنی وجود دارد که نشان می دهد که عجز
دولت با دنیای مخفی 8 آمیخته است، مانند سومالی و افغانستان. همیشه نگرش حاکم این بوده
است که فعالی ت های جنایی و تروریسم بی ن المللی را به دول تهای در حال فروپاشی یا
(Minh Nguyen, March, 2005, p. فروپاشیده نسبت دهند. ( 5
تا سال 1994 ، واژة دولت های ناتوان هنوز به اندازه کافی مصطلح نشده بود. به همین دلیل
دولت کلینتون لیست دولت های تروریست و حامی تروریسم را به گون های گسترش داد که
1. Failed State
2. Collapsed State
3. Fragile
4. Decaying
5. See the Concluding Statement by the United Nations Secretary-General Boutros
Boutros Ghali of the United Nations Congress on Public International Law: Towards the
Twenty-First Century: International Law as a Language for International Relations (13-
17 March 1995, New York), Documents, p. 9.
6. http://www.911reveiw.org/news/superpower...tates.html, visited at:
12/03/2011.
7. Ibid.
8. Covert World
38 فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، سال پانزدهم، شماره 39 ، بهار و تابستان 92
دولت های سرکش 1 را هم در بر گیرد. اندکی بعد اصطلاح دولت های ناتوان در اسناد رس می
این کشور نیز راه یافت. بیل کلینتن برای اولین بار در سال 1999 در برنامۀ استراتژی ملّی خود از
دولت های ناتوان ب هعنوان یکی از تهدیدها بر ض  د منافع ملّی این کشور نام بر د. 2
به هر حال، چنین به نظر (E. RICE, The new national security strategy, 2003, p.116)
میرسد که دولت هایی که چنین وضعیتی دارند و نظم و قانون به طور کلی در آنها با بی توجهی
همراه شده و در بحبوحۀ آشفتگی ناشی از غلیان خشونت فروپاشیده شد هاند، همچنان همانند
شبحی بر روی نقشۀ جهان وجود دارند.
در هر حال، به لحاظ مفهومی با این که مفهوم دولت های ناتوان مفهوم مبهمی نیست، اما به
علّت این که با مفاهیم سیاسی و امنیتی در ارتباط است، مفهوم بحث برانگیزی است. دولتی که
هستۀ مرکزی آن فاقد اقتدار است، در معرض مداخلۀ دولت های دیگر یا سازمان های بین المللی
در امور داخلی خود است و حتی بدتر ممکن است مورد حمله پیشگیرانه دیگر دولت ها قرار
تأملی در ویژگی های دولت ناتوان به رفع ابهام از این مسئل ه .(Nguyen, op. cit., p. گیرد (. 1
چالشبرانگیز کمک خواهد کرد.
-1 ویژگی های اصلی دولت ناتوان
هیچ نوع اجماع قابل قبولی در این خصوص که کدام ملّت ها در دستۀ دول تهای ناتوان جای
می گیرند وجود ندارد. اندیشمندان، دولت های جانشین برای یوگسلاوی سابق یا اتحاد شوروی
را به عنوان یک مدل قابل توجه در این خصوص در نظر می گیرند. با پایان یافتن جنگ سرد
خصومت های نژادی، قومی و مذهبی، یا تمایلات استقلا ل طلبی مناطق، که با قدر تهای
دیکتاتوری سرکوب می شد، آغاز گردید. از این دولت ها بیش از دوازده دولت جانشین مانند
صربستان، بوسنی، کروواسی متولد شدند که بعضی از آنها به دولت های همسایۀ خود پیوستند و
.(Yoo, 2011, p. برخی در ادارة خود به عنوان یک دولت مستقل با مشکل مواجه بودند (. 5
دستۀ دیگر از دولت های ناتوان در آفریقا و آسیا ظهور یافتند؛ که با آغاز دوره استعمارزدایی،
برخی از این .(Ibid) تعداد دولت های بعد از جنگ جهانی دوم به سه برابر افزایش یافت
دولت ها از حق تعیین سرنوشت بدون داشتن قابلیت خودمختاری برخوردار بودن د. جنگ سرد
1. Rogue states
2. Http://www.brooking.du/comm/policybriefs/pb11.htm , visited at: 12/03/2011.
وضعیت دولت  کشور های ناتوان در حقوق بین الملل معاصر 39
باعث شد برخی از این دولت ها مانند سومالی و اتیوپی به حیات خود ادامه دهند، اما با فروپاشی
شوروی کمک های ارائه شده به آنها پایان یافت. دستۀ سوم از دولت های ناتوان عبارت است از
مللی مانند هائیتی یا افغانستان که به لحاظ تاریخی در برخورداری از یک حکومت کاملاً
کارآمد و مقتدر در سرزمین خود به خاطر رقاب تهای قبیل های و جن گهای داخلی ممتد با
.(Ibid) مشکلات قابل توجهی مواجه اند
قبل از توصیف دولت ناتوان باید مشخص شود که کارویژه های یک دولت مقتدر چیست تا
وجوه افتراق دولت های مقتدر، ضعیف و فروپاشیده پس از بررسی اوصاف دول تهای ناتوان
مشخص گردد. دولت کارآمد و مقتدر باید قادر به ارائۀ خدمات سیاسی به شهروندان خود باش د.
منظور از خدمات سیاسی این است که دولت باید چندین نوع خدمت به مردم ارائه کند که اولین و
مهمترین آن، تأمین امن  یت است. امن  یت هم در برابر دنیای خارج و هم در داخل کشو ر. دولت باید
مرزهای خود را از هجوم کشورهای دیگر و نفوذ تروریست ها محافظت کند و در داخل با برقراری
عدالت و حاکم  یت قانون از وقوع جرم، جلوگیری کند یا به مبارزه با جنای تکاران و قانو نشکنان
بر خیزد و تهدیدات هجمه های داخلی را نسبت به نظم داخلی به حداقل رسان د. همچنین باید امن  یت
انسانی را با فراهم کردن فرایندهایی در جهت حل مشکلات شهروندان با دولت و نیز با دیگر
شهروندان را بدون تو  سل به اسلحه و زور تأمین کند. ارائۀ سایر خدمات کاملاً بستگی به معیار امن  یت
دارد. دولت مدرن با تدوین قوانین الزام آور و هنجارهای مناسب با ارزش های جامعه به اختلافات بین
مردم فیصله می دهد، از مالک  یت و معاملات مردم محافظت می کند و با ایجاد سیستم قضایی کارآمد،
دومین کارویژه دولت مقتدر، .(Nguyen, op.cit.) انصاف و عدالت را در جامعه اعتلا م یبخشد
دادن آزادی مشارکت در فعالیت های سیاسی از طریق فرایندهای قانونگذاری، دادگاه ها و با احترام
دیگر خدماتی که شهروندان .(Ibid) . به حقوق بنیادی بشر و حقوق سیاسی و مدنی شهروندان است
انتظار دارند دولت خدمتگزار به آنها ارائه دهد عبارت است ا ز: خدمات بهداشتی و مراقب تهای
پزشکی، آموزش و پرورش، ساختن مدارس و راه های ارتباطی مانند جاده ها، راه آهن، بندرگا هها و
دیگر زیرساخت های فیزیکی، ارائۀ نظام پولی و بانکی و پول ملّی، اعتلای جامعۀ مدنی و حمایت از
.(Ibid, Yoo p. 6-ff.) محیط زیست
دولت با در اختیار داشتن قدرت سیاسی، ابزارهای فشار، امکانات اقتصادی و تسلیحاتی را
در دست می گیرد و بر افراد انسانی موجود در سرزمینش اعمال اقتدار م یکند و از اطاعت و
.(64 : فرمانبرداری و فرمانروایی است که نظم و آرامش اجتماعی برقرار می شود (قاضی، 1384
40 فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، سال پانزدهم، شماره 39 ، بهار و تابستان 92
قدرت سیاسی دولت یک قدرت واقعی است، یعنی قدرتی که تابع هیچ قدرت دیگری
نیست و فقط از مقررات حقوق بین الملل تبعیت می کند و خود در امور داخلیش تصمی مگیری
.(210 : می کند (ضیایی بیگدلی، 1382
دولت های مقتدر به خوبی از عهدة کارویژه های اساسی خود برم یآیند، امنیت در جامعه
برقرار است و مردم از حقوق سیاسی و مدنی خود بهره مندند و در رفاه اقتصادی و اجتماعی به
سر می برند. اما دولت ضعیف به خاطر شرایط بد اقتصادی یا جغرافیایی، استبداد، سوءمدیریت و
یا تهاجم های خارجی و تنش های بین گروه های قومی و مذهبی از عهده انجام کارویژ ههای
خود قاصر است. معمولاً در منطقه ای از کشور بین گرو ههای مختلف درگیری وجود دارد و
دولت قدرت چندانی برای ارائۀ خدمات به شهروندان ندارد. در عین حال نامیدن یک دولت
به عنوان ضعیف یا ناتوان بیشتر مسئلۀ ارزیابی و بررسی عدم کفایت در اجرای کارویژه های یک
دولت است. ارتباط بین این عناوین آنچنان ظریف است که آنها را در معرض تفاسیر مختلف
قرار می دهد، اما قصد آن نداریم که چارچوب تحلیلی برای طبق هبندی دول ت کشورها ارائه
دهیم و تنها به بررسی ویژگی های داخلی و خارجی دولت  کشور ناتوان م یپردازی م. در یک
تقسیمبندی منطقی اوصاف ممیز فروپاشیدگی دولت را می توان در قالب دو مقولۀ اصلی تقسیم
کرد: داخلی و خارجی. مقولۀ اول از رابطۀ بین دولت ناتوان و جامعۀ آن بحث می کند و مقول ۀ
دوم به روابط دولت ناتوان با جامعۀ بین المللی در کل م ی پرداز د. ازآنجاکه اسباب اوصاف
خارجی فروپاشیدگی دولت اساساً از اوصاف داخلی و به بیان بهتر از فروپاشی حکومت مقتدر
و کارآمد نشأت می گیرند، این دو مقوله به هم مرتبط هستند. از این رو در این فصل به بررسی
اوصاف داخلی دولت ناتوان می پردازیم تا مشخص شود یک دولت ناتوان در سطح ملّی چه
وضعیتی دارد و آیا قادر به تحقق کارویژه های خود در قبال جمعیت خود است یا نه؟ در مبحث
بعد از خصیصه های خارجی دولت ناتوان بحث خواهد شد تا عیان شود که این دولت در سطح
بین المللی چه وضعیتی دارد.
-1-1 آثار و اوصاف داخلی دولت فروپاشیده
دولت ناتوان در چارچوب مرزهای خود دارای اوصافی است که جمعیت خود را متأثر می سازد و
این امر ناشی از برجسته ترین نمود داخلی فروپاشی دولت یعنی نبود حکومت مقتدر است که
دیگر اوصاف دولت ناتوان از این نمود اصلی ناشی می شود. نبود واقعی حکومت به عدم قابلیت
وضعیت دولت  کشور های ناتوان در حقوق بین الملل معاصر 41
کلّی دولت ناتوان در اجرای نظم و قانون منجر م یشود؛ با این وصف اعمال کارویژ ههای
قانونگذاری، اجرایی و قضایی به ندرت صورت می گیرد یا به ش  دت محدود می شود و به عبارت
دیگر حاکمیت قانون و سیاست اجرایی در معنای واقعی وجود ندارد. این امر زمینه ای را فراهم
می سازد که بر اساس آن فرامین حکومتی در بخش های وسیعی از دولت قابلیت اجرایی ندار د.
بحران هایی که در سومالی، جمهوری دموکراتیک کنگو، لیبریا و سیرالئون روی داد، همگی
Kreijen, op. ) دارای این ویژگی اصلی فروپاشی دولت با شدت و حدتی بیشتر یا کمتر بودند
به هر حال، لازم است تا این امر از جنبه های گوناگون مورد توجه قرار گیرد. .(cit., p. 86.
-1-1-1 به لحاظ جغرافیایی و سرزمینی
اوصاف فروپاشی دولت از جنب هه ای مختلفی قابل بررسی است، برای مثال از نظ ر جغرافیایی و
سرزمینی. با این وصف، گرچه فروپاشی دولت  کشور اساساً مسئل های درون مرزی است، ا  ما
ناخواسته آثاری برون مرزی به همراه دارد و به همین دلیل پیش از این که انفجار ساختارهای قدرت
باشد، نوعی انفجار از درون است نتیجه چنین امری نیز عموماً تنها تجزیه دولت نیست، بلکه فروپاشی
و از آنجا که فروپاشی دولت اصولاً عبارت است .(Thürer, 1999, p. و تلاشی دولت است (. 733
چنین م یتوان اذعان .(Kreijen, op. cit., p. از ناتوانی دولت در اعمال کنترل سیاسی لازم؛ (. 92
داشت که در معنای دقیق کلمه، این امر با وجود قدرت واقعی و ص وری گره خورده و از آن غیر
.(Ibid) قابل تفکیک است، لاجرم مسئله ای ذاتی و درون زاد است نه خارجی و برون زاد
برای نمونه، سومالی یک دولت ناتوان با اشکال پیچی دة قبیل هگرایی، مذه بگرایی، فساد
اداری و تجارت غیرقانونی اسلحه، انسان و مهاجرین مواجه است به گونه ای که نظ ام حقوقی و
.(55 : قضایی موجود برای مقابله با فساد اجتماعی راه به جایی نمی برد (تقی زاده، 1390
-2-1-1 به لحاظ حقوقی و سیاسی
فروپاشی دولت از لحاظ حقوقی و سیاسی عبارت است از تلاشی درونی نظم و قانو ن. از این
لحاظ تأکید بر نوعی از هم پاشیدگی کلی یا نسبتاً کلی در ساختارهای تضمینکنندة نظم و قانون
است تا چندپارگی دولت که در جنگ های داخلی روی می دهد و شورشیان نظامی یا شبهنظامی
.(Thurer, op. cit., p. برای تقویت موقعیت خود در دولت یا برای جدایی م یجنگند ( 733
برای مثال تلاشی کلی یا حدودا کلی اقتدار حکومتی در جمهوری دموکراتیک کنگو منجر به
42 فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، سال پانزدهم، شماره 39 ، بهار و تابستان 92
موج عظیم خشونت نشد، اما در سومالی و لیبریا خلأ ناشی از تلاشی دولت با درگیر ی میان
گروهک ها پر شد. در همین خصوص مایکل ایگناتی ف با رویکردی ماکیاولی معتقد است
عنصر اساسی سازندة یک دولت کارآمد، حضور مستمر نظم و قانون است که با تثبیت چنین
امری رعایت حقوق بشر و وضع خدمات عمومی بر آن پایه شکل خواهد گرفت و تداوم
.(Ibid., p. خواهد یافت ( 734
از سوی دیگر، ویلیام زارتمن با رویکردی مبتنی بر قرارداد اجتماعی، فارغ از عناصر سازنده
حکومت توانمند ( در مقابل حکومت ناتوان)، عدم امکان اجرای کارویژه های حکومتی را مهمترین
علت ناتوانی دولت قلمداد می کند. او همچنین اضافه می کند از آنجا که این امر پدی دة پیچید های 1
است و لذا همانند یک شورش، کودتا و اغتشاش صرف نیست، وضعیتی حادث خواهد شد که بر
.(Ibid) اساس آن سازمان، اقتدار، قانون و نظم سیاسی دولت از هم فرو می پاشد
در سومالی در سال 1991 ، با برکناری محمد باره، حکومت مرکزی در هم ریخت و حکومت
غیر متمرکز و هرج و مرج بر سومالی حاکم شد (تقی زاده، همان: 59 ). با برکناری باره استبداد بر
سومالی چیره گشت. گفته می شود نه تنها سومالیایی ها به نظم آنارشی قبیل های بازگشتند بلکه
رهبران نظامی حزبی آخرین تکه های ساختار اجتماعی سومالی را نیز درهم شکستند.
-3-1-1 به لحاظ جامعه شناختی و اقتصادی
از دست رفتن حق انحصاری استفادة مشروع از ابزار قدرت، مشخّص ۀ بارز دولت فروپاشیده
است. در چنین وضعیت ارتش عملاً به خاطر کمبود بودج ۀ ملّی دچار ب ینظم ی شده و فاقد
تجهیزات لازم خواهد شد و به نظم دورنی نیروی انتظامی نیز خلل وارد می شود. از دست رفتن
استفادة مشروع از قدرت به درگیری های جناحی در سراسر دولت منجر م یشود و نیروهای
حکومتی با جناح مخالف مسلّح برخورد می کنند. در صورت اخیر ممکن است این جنا حها
مدعی حکومت های مشروع و رقیب باشند و یا ممکن است هیچ ادعایی نداشته باشند و صرفاً
به این .(Kreijen, op. cit., p. به صورت احزاب یا گروهک های جنایت کار عمل کنند ( 87
ترتیب در صورتی که بخش های مختلفی از سرزمین دولت تحت کنترل عملی گرو ههای
مختلف شبه نظامی در آید، هیچ یک از جناح های مسلّح از قدرت الزا مآور برخوردار نخواهند
بود و قدرت کافی نخواهند داشت تا بتوانند وقفه ای را که در امر حکومتی حاکم شده است از
1. Deeper phenomenon
وضعیت دولت  کشور های ناتوان در حقوق بین الملل معاصر 43
بین ببرند. با این وصف، اختلافات و درگیری های شدید جناحی دولت را به سمت آنارشی
سوق می دهد و چنین مسیری عملاً طی فرایند فروپاشی تدریجی یک دولت قلمداد می شود.
به هر حال، به لحاظ جامعه شناختی مسئلۀ دولت های ناتوان عملاً با فروپاشی هس تۀ مرکزی
در این دول تها نیروی انتظامی، نظام .(Thurer, op. cit., p حکومت برابری م یکند ( 735
قضایی و دیگر دستگاه های تأمین کنندة نظم و قانون یا وجود ندارند و یا بطور عمل ی 1 قادر به
در بیشتر موارد آنها برای مقاصدی غیر از مقاصد اصلی خود استفاده .(Ibid) فعالیت نیستند
می شوند. در همین خصوص برای مثال در کنگو شبه نظامیان به گرو ههای مسلّح غارتگران
تبدیل شده بودند و فرماندهان واحدهای نظامی برای غنی کردن خود سود می جستند؛ به عبارت
دیگر منابع اقتصادی دولت به نفع خصوصی این نیروها مورد استثمار قرار م یگرفت و باعث
می شد مقامات به جرایمی مانند معامله مواد مخدر و قاچاق تسلیحات نظامی روی آورن د. در
قضیه ای دیگر، در بوسنی و هرزگوین، جایی که نیروی پلیس تحت کنترل ص رب ها بود،
صرب ها و جایی که در کنترل کروات ها بودند، کروات ها در امان بودند و درجایی که هر دو
.(Ibid) گروه اعمال نفوذ می کردند، هیچ کدام در امان نبودند
از سوی دیگر دولت ناتوان به خاطر از دست دادن قدرت استفا دة مشروع از زور قادر به
حمایت از شهروندان خود نیست. در چنین حالتی نیروهای حکومتی خود به بزرگترین تهدی د
بر ضد جمعیت دولت تبدیل می شوند. گروه های مسلّح هیچ محدود  یتی برای خود نمی شناسند و
به این ترتیب از .(McGreal, 2001, p. ظلم به افراد شهروند به امر شایعی تبدیل م یشود ( 3
دست دادن انحصار استفادة مشروع از قدرت به طرز چشمگیری از حمایت های حقوق بشری و
.(Thürer, op. cit., pp. 740- نظارت های حقوق بشردوستانه می کاهد ( 6
در وضعیت دولت ناتوان، در حالی که بازیگران غیردولتی کنترل منابع طبیعی و جمعیت را
در دست می گیرند؛ حکومت نمی تواند خدمات عمومی به جمعیت خود عرض ه کند؛ اقتصاد
می پاشد و فقر وگرسنگی، سیل عظیمی از آوارگان و فجایعی حقوق بشری را به دنبال خواهد
.(Rotberg, داشت (. 2004
از سوی دیگر به خاطر نبود اقدامات کنترلی در دولت ناتوان بخش خصوصی به طور
چشمگیری رونق می گیرد، بدین شکل که بخش عمومی را برحسب درآمدهای دولت ، از
هستی ساقط می کند و با ایجاد بازارهای سیاه تنزل اقتصادی را تسریع م یبخشد و کنترل منابع
1. De facto
44 فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، سال پانزدهم، شماره 39 ، بهار و تابستان 92
طبیعی به دست گروههای کوچکی از افراد میافتد که درآمدهای حاصل از آن را نصیب خود
می کنند، در حالی که این درآمدها ب هطور طبیعی باید صرف مصارف عم ومی گردد
غصب بخش عمومی منجر به افزایش میزان ناخوشایندی از فساد و .(Kreijen, op.cit., p.88)
اعمال غیرقانونی در اقتصاد سیاسی میشود. بنابراین از دست دادن مشروعیت حکومت، عدم
کارآیی بخش عمومی و فروپاشی اقتصادی، مشخّص ههای یک دولت ناتوان اس ت.
همزمان که زیرساخت های فیزیکی از بین می روند و .(Rotberg, Summer 2002, pp 85-96)
معیارهای زندگی به سرعت کاهش می یابد، معمولاً درگیری های شدید داخلی بروز می کنند،
Ibid., ) درگیری هایی که معمولاً ریشه در رقابت های طولانی قومی، مذهبی یا منطق های دارند
.(pp. 85, 86
در .(Ibid) وحشیگری و شدت استفاده از خشونت در دولت های ناتوان امری شایع است
لیبریا همۀ اقشار جامعۀ بزرگسالان، جوانان و حتّی کودکان دچار جنون جمعی شد ه بودند و
فروپاشی نهادهای دولتی را خواستار بودند. این گونه درگیری های داخلی که مشخصۀ بارز آنها،
پویایی زیاد و غیرقابل پیش بینی و استفادة افراطی از زور و خشونت است، در تضاد کامل با
استفاده سیستماتیک و کنترل می شود و در برخی موارد حتی سازوکارهای منشور ملل متّحد
.(Ibid) برای تحدید و کنترل مخاصمات بین المللی را نیز تحتالشعاع قرار می دهد
دولت های ناتوان میزان زیادی از فقر شدید، مرگو میر نوزادان، مرگومیر در اثر بیماری، سطح
پایینی از رشد اقتصادی، سرمایه و سرمایه گذاری و آموزش و پرورش را تجربه م یکنند که البته با
.(Yoo, op. cit., p. توجه به برخی مؤلفهها در برخی مناطق خصلت بومی یافته است ( 7
حق تعیین سرنوشت و مشارکت در فرایندهای سیاسی از جمله مشارکت آز اد در انتخابات
منصفانه و برقراری دموکراسی و حمایت از حقوق اقلیت ها نیز در فرایند تشدید وضعیت دولت
اگر یک .(Schmalenbach, 2009, pp. 234- ناتوان تأثیرگذار و ازآن تأثیرپذیر اس ت. ( 235
دولت به شهروندان خود اجازة مشارکت آزادانه و کامل را در اعمال سیاسی ندهد و اگ ر به
حقوق و آزادی های اساسی و بنیادی و حکومت قانون احترام نگذارد، دولت در درون خود
کانون ناآرامی و بیثباتی را پرورش می دهد. نهایتاً دولت باید زیرساخ تهای فیزیکی (مانند
جاده ها و راه آهن) و خدمات اولیه (مانند مدرسه، آب، مراقب تهای بهداشتی ثبات ارز ی) را
فراهم کند. دولتی که بعد از بلایای طبیعی یا انسانی قادر یا مایل به ارائۀ تسهیلات نباشد، عملاً
.(Ibid) دولتی توانمند محسوب نمی شود
وضعیت دولت  کشور های ناتوان در حقوق بین الملل معاصر 45
سومالی کشوری است که هنوز هیچ ادارة مرکزی، منطقه ای برای ارائه خدمات عمومی ندارد،
خدماتی در زمینه های برق، ارتباطات و بهداشتی ارائه نمی شود. مردم با کمبود آب آشامیدنی مواجه
هستند و منابع تولیدی هم در سطح شهر و هم در سطح روستا کاملاً از بین رفته اند؛ آنارشی همچنان
بیداد می کند. بیستویک سال از فروپاشی دولت  کشور سومالی می گذرد، اما دول ت کشور هنوز
درگیر جنگ های داخلی است، درحال یکه بدون داشتن کوچ کترین نشان های از شکل یک
.(Draper, 2009, pp. 17-26) جمهوری باثبات، تولید نسل همچنان ادامه دارد 1
تا سال 1992 سطح تخریب چنان بود که جمعیت قابل توجهی از مردم سومالی از امکانات
اساسی امرار معاش محروم بودند. استفادة عامدانه از غذا به عنوان اسلح ه و شرایط آ بوهوایی
.(Kreijen, op. cit., p. نامطلوب، فجایع انسانی را به بار آورد ( 69
بدین ترتیب تنش های سیاسی میان گروه های مختلف در سومالی همچنان به شدت در جریان
است؛ بحرانی که سال هاست صلح و امنیت و روند توس عۀ منطق های را با مشکلات عدید های
.( مواجه نموده است (تقی زاده، همان: 61
-4 -1 -1 فروپاشی دولت: فقدان قابلیت و عدم اقتدار
با توجه به بیانات قبلی، می توان اذعان داشت که مه مترین اساس فروپاشیدگی یک دولت ،
فقدان قابلیت یا عدم اقتدار است و ب س. بدی نسان، فروپاشیدگی دولت، عدم توانایی ادا رة
دولت به منزلۀ یک دولت مدرن در حقوق بین الملل معاصر است. در داخل دولت ناتوان، عدم
توانایی جهت برقراری میزان حداقلی از نظم سازمانی هنجاری مورد نیاز برای دول ت بودن
وجود دارد؛ از این رو، وضعیت کلی بی نظمی و آنارشیسم، توصی فگر فروپاشیدگی دولت
است. بنابراین، چهرة دولت ناتوان را می توان در قالب نوعی هویت مختل و فروپاشیده ترسیم
کر د. در چنین وضعیت فروماندگی وضعیتی را ایجاد م یکند که ب هطور کامل با رفتار
سازمان یافته و متمرکز دولتی که تصور می شود امور داخلی خود را تحقق م یبخشد در تضّاد
.(Gerard Kreijen, op. cit, p. قرار می گیرد( 89
ا  ما هر دولتی که در ذات خود قادر به تأمین مفهوم آرمانی از دول ت نباشد، دولت ناتوان
های حاکم  یتی « بای د » محسوب نمی شود. بنابراین، دولت ناتوان دولتی است که قادر به اجرای
1. Available at: http://ngm.nationalgeographic.com/print/...raper-text.
Visited at; 20/08/2011
46 فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، سال پانزدهم، شماره 39 ، بهار و تابستان 92
این دولت حتی قادر نیست مهمترین .(Ibid., p. خود در تمام جوانب اساسی آن نیست ( 97
کارویژه های یک دولت و به عبارت دیگر هر چیزی که برای جمعیت خود به عنوان نهادی از
اجتماع انسانی مهم است، محقق سازد. فقدان نظم و قانون و عدم توانایی تأمین خدمات سیاسی
شهروندان و عدم انحصار استفادة قانونی از زور، به طور خلاصه فقدان تمام آنچه دولتی را
.(Ibid) دولت مطلوب می سازد، مواردی هستند که دولتی را به دولت ناتوان تبدیل می کنند
مسئله قابل توجه در خصوص فروپاشی دولت این نیست که هستۀ مرکزی نم یتوان د اعمال
کنترل کند؛ به عبارتی این نیست که حکومت قادر به مقاومت در برابر مخاطرات آتی نیست،
بلکه مشکل اینجا است که هس تۀ مرکزی نتوانسته اس ت اعمال کنترل نماید، بدین معنا که
حکومت پیش از هرگونه رویدادی که دولت را در مخاطره قرار دهد، قادر به ابراز وجود یا
بنابراین فروپاشیدگی دولت در اساس مسئ لۀ .(Ibid., p. استفاه از اقتدار بالقوه خود نیست( 93
اضمحلال دولت نیست، بلکه مسئلۀ عدم تثبیت ساختارهای داخلی دولت است. البته باید افزود
که فروپاشیدگی دولت با تمام ویژگی های مشخص خود مفهومی نسبی است و مسئله ای از یک
مقیاس متغیر است. دولت های ضعیف ممکن است به دولت ناتوان تبدیل شون د. این نتیج ۀ
منطقی مفهوم ایده آلیستی از دولت است که لاجرم خروج از الزامات فروپاشیدگی دولت را
موجب می شود؛ با این حال تمییز بین اوضاعی که فروپاشیدگی دولت را منجر م یشود و
وضعیت هایی که این امر را به دنبال ندارند، کار دشواری است. زیرا علل مختلفی ممکن است
نتایج مشابهی را به دنبال داشته باشند؛ به عبارت دیگر، نقضهای شدید حقوق بشر که آوارگان
زیادی را به دولت های دیگر راهی میکند، ممکن است نشاندهندة فروپاشیدگی دولت باشد،
اما لزوماً این گونه نیست. به همین نحو حکوم تهای خودکامه و دیکتاتوری که به لحاظ
مفهومی و به خاطر اتّکای بر کنترل حکومتی متفاوت از دولت فروپاشیده هستند نیز ممکن است
نتایج اینچنینی به دنبال داشته باشد.
دولت های ناتوان بدون استثنا محصول فروپاشیدگی ساختارهای قدرت هستند که
تأمین کنندة حمایت سیاسی از قانون و نظم می باشند، روندی که عموماً با اشکال آنارشیک زور
و خشونت داخلی ایجاد و همراه شده است. دبیرکل پیشین سازمان ملل متّحد، پطروس پطروس
مشخصه های این چنینی برای دول تهای ناتوان ...» : غالی این حالت را چنین توصیف می کند
قابل ذکر است: فروپاشی نهادهای دولتی علی الخصوص نیروی انتظامی و نظام قضایی در اثر
فلج حکومت و نقض قانون و نظم و سرقت و هرج و مرج عمومی نه فقط عملکردهای حکومت
وضعیت دولت  کشور های ناتوان در حقوق بین الملل معاصر 47
به حالت تعلیق در می آید، بلکه دارایی های آن نابود یا چپاول می شود و مقامات مجرب یا کشته
.(Boutros, 1995, p. 9) «..... می شوند یا از دولت فرار می کنند
-1-2 آثار و اوصاف خارجی فروپاشی دولت
ناتوانی واقعی که علّت اصلی فروپاشیدگی دولت است، اثر دوجانبه دارد؛ بدین معنا که از
وضعیت داخلی به روابط خارجی دولت ناتوان گسترش می یابد. به لحاظ داخلی، ناتوانی، فقدان
نظم و قانون را به بار می آورد که آن هم فقدان عامل مسئول و عدم کنترل واقعی سرزمینی را در
پی دارد که به طرز مؤثری قابلیت دولت را برای ایفای تعهدات خارجی خود به عنوان تابع
اصلی حقوق بین الملل تضعیف می کند.
دول تکشو رهای » استراتژی امن  یت ملّی ایالات متّحده آمریکا در سال 2002 اعلام کرد که
.(Yoo, p.8.) «. ناتوان خطر بزرگی را برای منافع ملّی ما به عنوان یک دولت قدرتمند ایجاد م یکنن د
« پدی دة نگرا نکنند ه » استراتژی امن  یت اتحادیۀ اروپا در س ال 2003 ، دول ت های ناتوان را ب ه عنوان
درحالی که شورای امن  یت .(A Secure Europe in a Better World 4 (Dec. 12, شناسایی کرد(.( 2003
سازمان ملل متّحد در سال 2005 اذعان کرد که در صورتی که دولت ها فرومانده شوند، مردم جهان
In Larger Freedom: Towards ) از امن  یت، توسعه و صلح  که حق آنهاس ت ب یبهره خواهند بود
.(Development, Security, and Human Rights for All, U.N. Doc. A/59/2005 (Mar. 21, 2005).
ا  ما از نقطه نظر تاریخی هنوز آشکار نیست که چرا فروپاشیدگی داخلی یک دولت تهدید
از آغاز دوران .(Yoo, op. cit., p. ج  دی بر ض  د صلح و امن  یت بین المللی محسوب می شود ( 8
صلح وستفالیا، که دولت را به عنوان بازیگر اصلی در امور بین المللی تدوین کرده بود، تا پایان
جنگ جهانی د  وم درگیری میان دولت ها تهدید بزرگتری برای صلح و امن  یت بین المللی تلقّی
جنگ های میان دولت ها، ملل اروپایی را در قرون هفده و هجده به ستوه آورده .(Ibid) می شد
بود و اوج آن، جنگ جهانی اول بود که 13 تا 15 میلیون نفر کشته شدند. جنگ جهانی دوم به
جای .(Leitenberg , 2006, p. مراتب کشتگان زیادی داشت: حدود 65 تا 75 میلیون نفر ( 9
شگفتی نیست که منشور ملل متّحد، که در بحبوحۀ جنگ جهانی دوم تدوین شد، توسل به زور
جهت ح لّو فصل اختلافات مابین دولت ها را به عنوان تهدید اصلی برضد صلح و امنیت
این عمل با ممنوع  یت کلّی توسل به زور میان .(U.N. Charter Art. بین المللی معرفی کرد( 1
دولت ها به استثنای موارد دفاع از خود یا با مجوز شورای امن  یت پاسخ داده شد. شورای امن  یت
48 فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، سال پانزدهم، شماره 39 ، بهار و تابستان 92
تنها به منظور حفظ صلح و امن  یت بین المللی می تواند چنین مجوزی را صادر کند. امور داخلی
دولتی به عنوان مبنای عمل شورای امنیت نخواهد بود. به هر حال نظام حقوقی بین المللی مداخله
در امور داخلی دولت های دیگر را به عنوان عذری برای جنگ های تهاجمی در نظر می گیرد،
ملل متّحد را از مداخله در » نمونۀ آشکار آن رو  یۀ آلمان نازی بود. بنابراین منشور ملل متّحد
و « تمام  یت ارضی » منع می کند و از « اموری که اساساً در حوزة صلاحیت داخلی دولت ها است
.( سیاسی دولت ها حمایت می کند (منشور ملل متّحد، ماده 2 « استقلال »
جنگ سرد آرامش و ثبات بین المللی نسبی را در بین دولت ها به ارمغان آورده بود، درحالی
که در آن هنگام درگیرهای داخلی بسیار ویرانگر شده بودند. تعداد جن گ بی نکشوری بسیار
1945 ) بود، ا  ما بعد از افزایش - بیشتر از دوره های قبل ( 38 جنگ بین کشوری در 1995
چشمگیر تعداد دولت ها، تعداد جنگ های بین کشوری ب هخاطر رقابت ابرقدر تها و اختراع
با کاهش جنگ بین کشوری درگیری های .(Yoo, op. cit., p. سلاح های اتمی کاهش یافت ( 9
مسلّحانۀ داخلی افزایش یاف ت. بر اساس یک ارزیابی، جن گهای داخلی 77 % از کل
.(Holsti, 1996, p. درگیری های مسلّحانه از سال 1945 تا 1995 تشکیل می داد (. 24
خسارات ناشی از جنگ های مسلّحا نۀ داخلی هرچند تأس فبار است، اما ممکن است
به خودی خود صلح و امنیت بین المللی را تهدید نکند. اگر درگیری به یک دولت واحد محدود
شده باشد ممکن است امنیت دیگر ملل را تهدید نکند. گرچه دولت ها ممکن است نق ضهای
حقوق بشری را که غالباً با جنگ های داخلی همراه است  شاهد باشند، اما ملّت ها ممکن است
نقض های فاحش حقوق بشری را همانند لطماتی وارد بر جمعیت خود به خاطر آثار روانی ناشی
از آگاهی از نقض حقوق بشر در سایر نقاط تلقی کنند. شورای امن  یت سازمان ملل متّحد، ب ه
عنوان نمونه، اعمالی را مانند تحری م های اقتصادی در آفریقا، مداخل ۀ نظامی در سومالی و
حملات مسلحانه در بوسنی، جهت پایان دادن به نقض حقوق بشر تجویز کرده اس ت. در ادامه
خصیصه های دولت ناتوان را مورد بررسی قرار می دهیم که در چهار مقوله جای می گیرند.
-1-2-1 سرریز شدن
سه ویژگی خارجی را می توان برای دولت ناتوان متصور شد: ا  ولین ویژگی را می توان به عنوان
نام برد. دولت ناتوان سیل های خروشانی از آوارگان (Kretjen, op. cit., p. 89) « سرریز شدن »
را در مرزهای بین المللی ایجاد می کند. اغلب درک عظمت این مسئله دشوار است.
وضعیت دولت  کشور های ناتوان در حقوق بین الملل معاصر 49
درگیری های شدید در داخل دولت ناتوان ممکن است به دولت های منطقه نیز سرایت کن د.
این درگیری ها به طور کلی نتایج وخیمی را برای وضعیت های بشردوستانه و ثبات منطقه در بر
دارد. تاریخ سیرالئون و لیبریا به وسیلۀ عملیات نظامی بین مرزی به هم پیوند خورده است که
معمولاً عکس العمل هایی از سوی دولتی که در ابتدا آغازگر عملیات بود در پی داشت. وضعیت
فروپاشیدگی شدید جمهوری دموکراتیک کنگو، منطقۀ عظیمی از آفریقای مرکزی و جنوبی
را تحت الشعاع قرار داده بود. زیمباوه، آنگولا، نامیبیا، اوگاندا و رواندا اغلب در درگیر یهای
کنگو (همچنین در بهره برداری از منابع مهم طبیعی) درگیر بودند. سرایت درگیری های شدید به
دولت های همسایه بعد جدیدی را به جن گ های آفریقا افزود، که تاریخ نسبتاً سرشاری از
درگیری های داخلی دارد.
قبل از دسامبر 2009 سازمان ملل متحد گزارشی داد که 1.55 میلیون سومالیایی در داخل کشور
بی خانمان هستند. در گزارش اکتبر سال 2009 شورای امنیت در مورد سومالی، وضعیت آوارگان
سومالی را به عنوان بدترین حالت آن در طول بیست سال توصیف کرده است. صدها نفر از هزاران
سومالیایی در اردوگاه های آوارگان در کشورهای همسایه، کنیا و یمن، زندگی می کنند. 1
-2-2-1 عدم قابیلت در برقراری روابط بین المللی
ویژگی دوم دولت های ناتوان این است که قابلیت برقراری روابط بین المللی دولت ناتوان تحت
تأثیر قرار گرفته است. این قابلیت به خاطر زوال واقعی حکومت دولت ناتوان شد یداً از دست
می رود. همان طور که در سومالی به علّت نبود یک عاملی، که مشخصاً مسئول باشد، اداره و
ایجاد روابط دو یا چند جانبۀ بین المللی را کاملاً بغرنج کرده بود. هم دولت ها و هم سازمان های
بین المللی، علی الاصول تعیین همتای سیاسی به منظور برقراری رابطه در دول ت ناتوان را امری
دشوار می دانند. بی کفایتی دولت ناتوان برای برقراری ارتباط با دیگر دولت ها به خاطر پیوستگی
بین کارآمدی و مسئولیت اهمیت دارد.
قابلیت تقلیل یافتۀ دولت ناتوان جهت برقراری ارتباط با دیگر دولت  کشورها برخی
بررسی ها با ماهیت اساسی تر را می طلبد. اول، از آنجا که قاب لی ت تلفیقی از شروط استقلال و
1. http://www.cnn.com/2009/WORLD/africa/09/...onditions/; Some
74,000 Africans Cross Gulf if Adan to Yemen in Record-Breaking Year, UNHCR, Dec.
18, 2009, available at http://www.unhcr.org/4b2bac179.html. 15/08/2011.
50 فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، سال پانزدهم، شماره 39 ، بهار و تابستان 92
این قابلیت تقلیل یافته باید ای نگونه فرض .(Crawford, 1979, pp. 47- حکومت است، (. 8
شود که استقلال دولت را متأثر می کند. با این حقیقت مفروض که دول تهای ناتوان تاکنون
بدون هیچ استثنایی به حیات خود ادامه داده اند، باید پذیرفت که اگرچه استقلال مادی دولت
متأثر شده است، یا شاید کاملاً از بین رفته باشد، اما استقلال صوری آن به معنای جدایی
ساختاری به قوت خود باقی است. ظاهراً وجود دولت ناتوان کاملاً به حالت صوری استقلال
بستگی دارد.
واضح است که این استنباط رسمی  حقوقی از استقلال با مفهوم جامع هشناختی دولت، که
حکومت کارآمد و انحصار استفا دة مشروع از زور را ب هعنوان شرطی لازم و ضروری برای
دولت بودن تلقّی می کند، مغایرت دار د. از نقط ه نظر جامع هشناختی حکومت اسمی و عدم
انحصار استفاده از زور سرانجام منجر به اضمحلال دولت می شود. از این نقطه نظر دولت بدون
استقلال مادی لازم نمی تواند وجود داشته باشد.
دیدگاه اخلاقی  هنجاری نسبت به نظم و حقوق بین الملل استقلال مادی را با حق قانونی 
رسمی تعیین سرنوشت جایگزین می کند. اصولاً این همان چیزی است که دولت ناتوان را قادر
می کند به منزلۀ یک دولت باقی بماند. این امر ماهیت مسلّم استقلال را به منزلۀ وضع  یتی قانون ی
رسمی، که لازمۀ دولت به منزلۀ نهاد کارآمد نظم حقوقی بین المللی در حقوق بین الملل معاصر
مفروض است، مهم جلوه می دهد (همچنین به طور ضمنی ماه  یت مسلّم عناصر مرتبط آ ن یعنی
حکومت و اهلیت برقراری ارتباط با دیگر دولت ها). ب هعلاوه ویژگی قانون ی رسمی استقلال
اهمیت اساسی عامل خارجی شناسایی استمرار دولت (ناتوان) را عل یرغم فقدان ویژگ یهای
داخلی اساسی نشان می دهد.
دوم، از آنجا که استقلال صوری صلاحیت برقراری با دیگر دول ت ه ا را ایجاد نم یکند
حکومت اسمی برابر است با کنترل .(Dugard, L. Bethleham, Plessis, 2007, p. 84)
سیاسی کاملاً از دست رفته و فقدان یک عامل مسئول، قابلیت دولت ناتوان ب همنظور ایفای
تعهدات بین المللی تحلیل رفته است. فروپاشیدگی دولت یک مشکل اساسی را برای مسئ لۀ
مسئولیت دولت که ف ی الذّاته، با ویژگی هنجاری حقوق (بی ن المل ل) مغایرت دارد ایجاد
اگرچه وجود یا اعتبار قوانین حقوقی ممکن است ب هطور .(Kreijen, op. cit., p می کند(. 97
مستقیم تهدید نشوند، اما دولت ناتوان از خصیصۀ هنجاری خود دوری نمی جوید؛ فروپاشیدگی
دولت تهدیدی را متوجه کارآیی حقوق بین الملل می کند.
وضعیت دولت  کشور های ناتوان در حقوق بین الملل معاصر 51
مسئلۀ اصلی که رخ می نمایاند مسئلۀ کارآمدی اس ت. فقدان حکومت مقتدر و در نتیجه عدم
کنترل مؤثر بر استفادة مشروع از ابزار زور، دولت نمی تواند به وظایف و مسئول  ی تهای خود جامعه
عمل بپوشاند. این مسئله علی الخصوص در مورد حمایت از حقوق بشر و نظار تهای بشردوستانه
مشهود است. به خاطر فقدان کنترل های قانونگذاری و حکومتی اجرایی و همچنین فقدان قدرت
اجرایی در اثر از دست دادن انحصار استفاد ه از زور، لازم الاجرا بودن حقوق بشر و حقوق
بشردوستانه تا ح  د زیادی امری باطل و غیرواقعی است. حقوق بشر عل یالخصوص وجود حاکم  یت
قانون را، که به نوبۀ خود به سلطۀ سرزمینی دولت  در واقع به حاکم  یت سرزمین ی بستگی دارد،
.(Jennings, 2002, pp. 27-44 at p. مسلّم فرض می کند (. 41
اگر به این ویژگی دولت ناتوان صفت کارکردی بدهیم، در این صورت فروپاشی دولت
عبارت خواهد بود از فقدان هیئت هایی که بتوانند دولت را در سطح بین المللی نمایندگی کنند و
از دنیای اطراف خود تأثیر پذیرند. اصولاً نهادی که اختیار مذاکره و نمایندگی دولت را داشته
.(Ibid) باشد وجود ندارد یا اگر وجود داشته باشد غیرقابل اعتماد است
از این دیدگاه دولت علی رغم داشتن اهلیت حقوقی برای مقاصد سیاسی، فاقد قدرت لازم
برای اجرای آن است. آن چه در اینجا مهم جلوه م یکند، نبود نمایندگی کارآمد ب همنظور
حضور در مجامع بین المللی است تا عقدی را منعقد کند و دولت را بدان متعهد کند.
این چالشی حقوقی است که در یک نظام بین المللی که براساس حاکم  یت دول تها و رضایت
آنها استوار است، جوامعی که حکومت های کارآمد و مقتدر ندارند پاره ای از مسائل برای حقوق و
سیاست بین الملل ایجاد می کند. به لحاظ حقوق بی نالملل، فقدان حکومت مرکزی یک دول ت 
کشور، احتمال انعقاد معاهده یا برقراری روابط بین المللی سرزمینی یا جمع  یتی را به صفر می رسان د. به
لحاظ سیاست بین الملل، فروپاشی حکومت مرکزی بدین معنا است که ملّ تها نم یتوانند وارد
در شبکه های تجارت .(Yoo, op. cit., p. روابط متقابل سودمند با آن سرزمین یا جمعیت شوند( 12
بین الملل و موافقت نامه ها و سازمان های محیط زیستی و حقوق بشری مشارکت جویند و در سطح
بین المللی قادر به انجام تع  هدات بین المللی نیستند.
-3-2-1 ایجاد فجایع حقوق بشری و بشردوستانه
دولت ناتوان به لحاظ خارجی فجایع حقوق بشری را موجب م یشو د. عدم اقتدار دولت ناتوان
زیان های بزرگی را برای جمع  یت شهروندی ایجاد می کند که دیگر دول تها تصمیم به مداخله به
52 فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، سال پانزدهم، شماره 39 ، بهار و تابستان 92
منظور برقراری مجدد نظم می گیرند. دولت های ناتوان باعث بروز خشونت، گرسنگی و اغلب سیل
.(Yoo, op. cit., p. آوارگان می شوند که بار سنگینی را بر روی دوش همسایگان آن م ینهد ( 10
برای مثال در سال 1993 ، فروپاشی نهادهای دولتی در سومالی منجر به ظهور گرو ههای مسلّح در
سرتاسر آن کشور شد که به فقر و گرسنگی انجامید و تقاضا برای کمک های بشردوستانه را به دنبال
داشت. از سوی دیگر، هائیتی با مسئله ای مشابه روبه رو شد، که در آن فقدان حکومت مرکزی مقتدر
منجر به بحران های بشردوستانه شد که آن هم موج هایی از آوارگان را روان ۀ ایالات متّحده کر د.
سازمان ملل در هر دو مورد اجازة توسل به زور را جهت کمک به تحویل کم کهای بشردوستانه
داد. هیچ یک از این دولت ها به شرایط ثبات سیاسی و اقتصادی نرسید هان د. مسائل مشابه دیگر
به خصوص در آفریقا نشان می دهد که دولت های ناتوان یکی از عوامل مهم بروز فجایع بشردوستانه
.(Ibid) است
چالش های مربوط به امور بشردوستانه عبارت است از: فقر، بیماری و سیل آوارگان که با عجز
دولت روی می دهد و از ح  د بودجۀ کمک های خارجی و منابع بشردوستانه فراتر م یرود و فشار
همچنین مواردی .(Foreign Secretary Jack Straw,6 Sep زیادی را بر آنها وارد می کن د. ( 2002
است که فروپاشی نهادهای دولت منجر به درگیرهای مسلحانه در بین گرو ههای قومی یا مذهبی
می شود. در یوگسلاوی سابق، از بین رفتن حکومت مرکزی منجر به تجزی ۀ آن ب هوسی لۀ گرو ههای
مختلف، صرب ها، کروات ها، بوسنی ها و کوزوویی ها شد که به وسیلۀ دولت کمونیست در کنار هم
مانده بودند. تلاش صرب ها جهت اعمال کنترل بر تمام سرزمین یوگسلاوی منجر به پا کساز ی
نژادی و بی خانمان شدن افراد شد. ژنوسید در روآندا را ممکن است محصولی از فروپاشی اقتدار
دولت دانست که در آن ترور رهبر حکومت و فروپاشی حکومت موجب شد تا یک قوم  یت به
همیشه ترس از این .(Yoo, op. cit., p. گروه دیگر حمله کند و تلاش نماید تا آن را نابود کن د ( 10
وجود دارد که این درگیری های داخلی به دولت های همسایه که ممکن است گرو ههای قومی و
مذهبی مشابه یا گروه هایی متمایل به حمایت از یکی از اطراف درگیری در آنها وجود داشته باشند 

چاپ این بخش